احمد - اگر اهل سنت هستی پس کافر شدی؛ چراکه از منظر فقه اهل سنت خروج بر حاکم «حرام» است و عامل به آن، کافر می شود! عجب - دوشنبه 08 دی 1404
محمد - وبلاگ خوبی دارید
اکرم بروشک - کتاب تولدی دوباره وانتخابی نو - دوشنبه 08 دی 1404
کل اوغلان - سلام مطالبت عالی بود. ممنون
محسن - طبق زیر نویس شبکه کلمع فرکانس ۱۱۹۵۸ V جستجو کردم دریافت نشد
پیام مدیر وبلاگ به بازدیدکننده گان این پست - سلام علیکم ، جهت اطلاع رسانی میخوام بگم که شبکه جهانی کلمه فکر کنم از تاریخ 5 خرداد 1398 دوباره بر همین فرکانس 12594 عمودی 2/3 27500 بر ماهواره یاه ست الحمدلله فعال شده و امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید . - دوشنبه 08 دی 1404
مونس - سلام هنوز کلمه وصل نشده رو یاه ست خبر ندارین کی وصل میشه حداقل ماه رمضان وصل میشد فیض میبردیم
پاسخ : علیکم السلام خواهر گرامی مونس ، تا جایی که اطلاع دارم هنوز شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست وصل نشده و از استاد عزیزم آقای ملازاده که در شبکه جهانی توحید داره فعالیت میکنه شنیدم که گفت به محض اینکه مشکل مالی شبکه جهانی کلمه حل بشه دوباره شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست نیز ان شاء الله فعالیتش را شروع میکنه و همان طور که میدانی ماه پر برکت رمضان ماه ویژه ای هست برای اجابت دعا ، پس خواهر گرامی مونس در این ماه مبارک رمضان به درگاه الله متعال دعا کن که مشکل مالی شبکه جهانی کلمه نیز حل بشه و فکر کنم در حال حاضر بر ماهواره هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیتش را داره ادامه میده و من به دلیل اینکه دیش ماهواره ام از هاتبرد دچار مشکل فنی شده به خوبی خبر ندارم که در هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیت داره یا نه و خواهر گرامی مونس به محض اینکه دوباره ان شاء الله اطلاعاتی جدید پیدا کردم در مورد فعالیت شبکه جهانی کلمه در وبلاگم به اشتراک میگذارم و شما خواهر گرامی مونس مثلا از طریق آدرس صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز هر روزانه میتوانی پیگیری کنی چون بارها دیدم که در صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز مسئولان شبکه اطلاع رسانی میکنند در مورد وضع شبکه و غیره و این آدرس اینستاگرام شبکه جهانی کلمه هست : https://www.instagram.com/kalemehtv/
صديق - تشكر ويژه دارم از شبكه كلمه با برنامه هاي خوبتان
ابو محمد - باسلام
اسامه - سلام میخواستم ازتون تشکر کنم به خاطر برنامه های خوبتون یاحق
(( مطلب در مورد راه رسیدن به بهشت و نعمت های بهشتیان و عذاب های جهنمیان ))
آیا راه بهشت دشوار است ؟
الحمدلله ،
بهشت درجه بسیار بلندی است و صعود به بلندی ها به سعی و تلاش نیاز زیاد دارد . راه بهشت با مخالفت با هوای نفس تحقق مییابد و این به اراده آهنین و تصمیم قاطع نیاز دارد . در حدیثی از بخاری و مسلم از حضرت ابی هریره روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند :
« حجبت النار بالشهوات، و حجبت الجنة بالمکاره » جامع الاصول : ( 10/521) شماره 8069 .
( دوزخ با لذایذ و شهوات و بهشت با نا ملایمات احاطه شده است ) .
در سنن نسائی ، ابو داود و ترمذی از ابی هریره روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَیْهَا فَذَهَبَ فَنَظَرَ إِلَیْهَا ثُمَّ جَاءَ فَقَالَ أَیْ رَبِّ وَعِزَّتِکَ لَا یَسْمَعُ بِهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا ثُمَّ حَفَّهَا بِالْمَکَارِهِ ثُمَّ قَالَ یَا جِبْرِیلُ اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَیْهَا فَذَهَبَ فَنَظَرَ إِلَیْهَا ثُمَّ جَاءَ فَقَالَ أَیْ رَبِّ وَعِزَّتِکَ لَقَدْ خَشِیتُ أَنْ لَا یَدْخُلَهَا أَحَدٌ » جامع الاصول : ( 10/520) شماره 8068 .
( برو بهشت و آنچه را که در بهشت برای مؤمنان آماده کردهام ملاحظه کن . جبرئیل رفت و بهشت و تمامی امکانات آن را مشاهده کرد و سپس برگشت و گفت : پروردگارا ! سوگند به جلال و عظمتت ، هر کس درباره این نعمتها بشنود ، برای ورود آن خود را مهیا میکند و وارد آن میشود . پس خداوند دستور دارد که بهشت بوسیله ناملایمات احاطه شود و به جبرئیل امر کرد ، برو و ببین که برای بهشت و اهل بهشت چه آماده کردهام . جبرئیل رفت و برگشت و گفت : پروردگارا ! سوگند به جلال و عظمتت ، بیم آن دارم که کسی وارد بهشت نشود ) .
امام نووی در شرح مسلم پیرامون حدیث اول تفسیر و توضیحاتی به شرح زیر نوشته است : این تمثیل بسیار زیبا و نشانگر فصاحت و جامعیت کلام رسولالله صلی الله علیه وسلم است . معنی و مفهوم آن ، این است که انسان تا کارهای دشوار و ناملایم را انجام ندهد ، به بهشت نمیرسد و تا لذتها را فدا نکند از دوزخ نجات نمییابد . آری ، دوزخ و بهشت با شهوات و مکاره پوشانده شدهاند . هر کس از پردهها و موانع عبور کند به محبوب میرسد . برداشتن موانع راه بهشت یعنی روبرو شدن با مشکلات و برداشتن موانع دوزخ یعنی رسیدن به لذتها .
مکاره و مشکلات عبارتند از : کوشش در عبادت ، مواظبت بر آن ، صبر در برابر مشکلات راه عبادت ، فرو بردن خشم ، عفو و گذشت ، بردباری ، صدقه ، نیکی در حق کسی که نسبت به شما عمل بدی انجام داده است و صبر در برابر لذتها و امثال آن. شرح نووی بر مسلم : (17/165) .
و الله اعلم
و صلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین
منبع : کتاب "بهشت و دوزخ" ؛ دکتر عمر سلیمان اشقر .
IslamPP.Com
شدت عذابی که اهل دوزخ با آن روبرو میشوند تا چه حدی است ؟
الحمدلله ،
عذاب و شکنجه آتش بسیار سخت و بیمناک است ، آتش دوزخ دارای عذابی چنان سخت و وحشتناک است که انسان را آماده میسازد تا بخاطر نجات از آن بهترین دارایی و هستی خود را به عنوان فدیه تقدیم کند : « إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَی بِهِ أُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ » آل عمران : 91
( کسانی که کفر میورزند و با کفر از دنیا رخت برمیبندند ، اگر زمین پر از طلا باشد و ( بتوانند برای بازخرید خود ) آن را به عنوان فدیه بپردازند ، هرگز از هیچ کدام از آنان پذیرفته نخواهد شد . برای ایشان عذاب دردناکی است و یاوری ندارند ) .
و در جائی دیگر در این رابطه میفرماید : « إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ » المائدة : 36
( بیگمان اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن ، مال کافران باشد و ( یکایک آنان در آخرت ) آن را برای نجات خود از عذاب روز قیامت بپردازند و بخواهند خویشتن را بدان بازخرید کنند ، از ایشان پذیرفته نمیگردد ( و راهی برای نجاتشان وجود ندارد و) دارای عذاب دردناکی میباشند ) .
در صحیح مسلم از حضرت انس روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمود : « یُؤْتَی بِأَنْعَمِ أَهْلِ الدُّنْیَا مِنْ أَهْلِ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیُصْبَغُ فِی النَّارِ صَبْغَةً ثُمَّ یُقَالُ یَا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَیْتَ خَیْرًا قَطُّ هَلْ مَرَّ بِکَ نَعِیمٌ قَطُّ فَیَقُولُ لَا وَاللَّهِ یَا رَب » . مشکاة المصابیح (3/102)
( آنچه اهل دوزخ در دنیا داشته اند روز قیامت مهیا میشود و سپس در آتش رنگ داده میشود . آنگاه سوال میشود : ای فرزند آدم ! آیا هرگز خیری را دیدهای ؟ آیا هرگز نعمتی نزد تو بوده است ؟ میگوید : پروردگارا ! سوگند به ذات تو هرگز ندیدهام ) .
این تنها چند لحظهی اندکی است که کفار با مشاهدهی آن تمامی لذاید و شادیهای دنیا را فراموش میکنند .
در بخاری و مسلم از انس بن مالک روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ لِأَهْوَنِ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا لَوْ أَنَّ لَکَ مَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَیْءٍ کُنْتَ تَفْتَدِی بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدْ سَأَلْتُکَ مَا هُوَ أَهْوَنُ مِنْ هَذَا وَأَنْتَ فِی صُلْبِ آدَمَ أَنْ لَا تُشْرِکَ بِی فَأَبَیْتَ إِلَّا الشِّرْکَ » . بخاری ، کتاب الرقائق ، باب : صفة الجنة و النار، فتح الباری : ( 11/416) . مشکاة المصابیح : ( 3/102)
( خداوند روز قیامت خطاب به دوزخیانی که عذابشان نسبت به دیگران کمتر است ، میفرماید : آیا اگر از نعمتهای زمین چیزی می داشتی آن را برای نجات از عذاب دوزخ فدیه می دادی ؟ میگویند : حتماً. پروردگار میفرماید : کمتر از آن را از تو خواستم . در حالی که تو در صلب ( پشت و کمر) پدرت آدم بودی ، خواستم کسی را شریک من قرار ندهی ، اما تو برای من شریک قرار دادی ) .
شدت آتش و بیم آن ، انسان را آماده میسازد که تمام دوست و احبابش را بمنظور رهایی از عذاب دوزخ تقدیم کند : « یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذَابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِیهِ * وَفَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْویهِ * وَمَن فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ یُنجِیهِ * کَلَّا إِنَّهَا لَظَی * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَی » المعارج :11 – 16.
( شخص گناهکار آرزو میکند کاش میشد برای رهائی خود از عذاب آن روز ، پسران خود را فدا سازد. همچنین همسر و برادرش را . همچنین فامیل و قبیله و عشیرهای که او را در پناه خود میگرفتند. و حتّی تمام کسانی را که در روی زمین هستند (همگی را فدا کند) تا این که مایه نجاتش شود. هرگز! ( این تمنّاها و آرزوها بر آورده نمیگردد ، و هیچ فدیه و فدائی پذیرفته نمیشود ) . این ، آتش سوزان و سراپا شعله ( دوزخ ) است . پوست بدن را میکند و با خود میبرد ) . آری ، این عذاب بیمناک و پی در پی ، زندگی این بزهکاران را برای همیشه و بدون وقفه تلخ و ناراحت میسازد .
و الله اعلم
و صلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین
منبع : کتاب "بهشت و دوزخ" ؛ دکتر عمر سلیمان اشقر .
IslamPP.Com

از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
ازمحبت دُردها صافی شود
وز محبت دَردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وز محبت سرکه ها مل می شود
از محبت دار تختی می شود
وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود
بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت نار نوری می شود
وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود
بی محبت موم آهن می شود
از محبت حزن شادی می شود
وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود
وز محبت شیر موشی می شود
از محبت سُقم صحت می شود
وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده ، زنده می شود
وز محبت شاه بنده می شود
این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست

الحمدلله ،
از جمله اسبابی که ایمان شما را قوی می کند و یقینت را می افزاید ؛ تصدیق جازم شما به ارکان شش گانه ایمان ، و ( سپس ) عمل کردن به شعبه های ایمان است .
و اما ارکان ایمان عبارتند از : ایمان به الله عزوجل ، و ایمان به ملائکه او ، ایمان به پیامبرانش ، ایمان به کتاب های ( نازل شده از سوی ) خدا ، و ایمان به روز آخرت ، و ایمان به قضا و قدر چه خیر باشد یا شر.
و شعبه های ایمان هم ( بسیارند ) از جمله : شهادت به ( لا إله إلا الله و أن محمدًا رسول الله ) ، و نماز خواندن و روزه گرفتن ، و دادن زکات ، و حج کردن ، جهاد در راه خدا ، نیکی و احسان نسبت به پدر و مادر، احسان کردن در حق اقارب و خویشاوندان و یتیمان و مساکین و واماندگان در راه و همسایه ها و کارگران و خدمتکاران ، و امر به معروف و نهی از منکر، صبر داشتن در تمامی امورات ، تواضع و فروتنی در هنگام غرور و کبر ، محافظت از زبان و عورت در آنچه برای شما حلال نشده ، و رعایت امانت و عهد با مردم ، و ...
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : « الْإِیمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ شُعْبَةً أعلاها لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الْأَذَی عَنْ الطَّرِیقِ ». یعنی : « ایمان هفتاد و چند شعبه دارد که بالاترین آن لا اله الا الله و کمترین آن از بین بردن اذیت از سر راه مردم است ». بخاری (9) و مسلم (35).
وبالله التوفیق ، وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم.
فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء - المجموعة الثانیة - فتوی : 11556.
منبع : سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
برای تشخیص احادیث صحیح و ضعیف و جعلی در سایت شبکه ی جهانی کلمه امکانی فراهم شده که هر کسی که میخواهد احادیث صحیح و ضعیف و جعلی را از هم تشخیص دهد میتواند به سایت شبکه ی جهانی کلمه سر بزند و از این امکانات استفاده کند و من یک آدم عادی از اهل سنت ایران هستم و به هیچ وجه هم دوست ندارم که تفرقه بین مسلمانان ایجاد کنم ، بلکه با تمام وجودم این آرزو را دارم که مسلمین با هم متحد بشوند و کافران نیز راه رستگاری را انتخاب کنند و به این دنیا دل نبندند ، چرا که هر کس فرمایشات الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد ( ص ) را رعایت کند ، خداوند خودش گفته ، حالا نمیدانم در قرآن کریم بود یا احادیث صحیح پیامبر ( ص ) که هم در این دنیا رستگارش میکند و هم در آخرت و من تا به الان هر چیز خوبی که از الله عزیز خواسته ام را برام برآورده کرده و یه چیزهایی که برآورده نشده حتماً خداوند به صلاحم ندانسته که برآورده نشده که با تمام وجودم از الله متعال سپاسگذارم و در یکی از پیامک ها دیدم که نوشته بود ( خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد : او میگوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد . او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد . او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد . ) که واقعاً به نظر من هم همین جوره و یک یکتاپرست واقعی کسی است که فقط و فقط الله یکتا را پرستش کند و فقط و فقط از الله یکتا حاجتش را بخواهد و من نیز فقط و فقط مستقیماً از الله جل جلاله حاجتم را خواسته ام و همچنان هم به این راه ادامه خواهم داد . انشاءالله و یک نکته ی درباره ی جمله ی " انشاءالله " لازم دانستم بگم ، که انشاءالله به معنی " اگر خدا بخواهد " می باشد ، یعنی هدایت دست الله جل جلاله هست و هر کسی را که بخواهد هدایت میکند و هر کسی را که بخواهد گمراه میکند و من که از اهل سنت هستم این اعتقاد را دارم که این راهی که ماها اهل سنت در اجرای احکامات الله جل جلاله انجام میدهیم ، همون راهی است که الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد ( ص ) به آن بشارت دادند و در جواب یکی از کامنت ها هم گفتم اینجا هم میگم که علمای خودمون اهل سنت گفتند که خودمم بر این باورم که انسان ها در اندیشه ، تفکر آزادند و باید به مردم اجازه داده بشه که با رجوع کردن به آیات الهی یعنی قرآن کریم ، رجوع کردن به احادیث صحیح پیامبر ( ص ) و با عقل و منطق راه سعادت زندگیشان را انتخاب کنند ، من امیدوارم که این اجازه ها به مردم داده بشه و وحدت بین مسلمین ایجاد بشه ( آمین یا رب العالمین )

در آخر روزهای اعتکاف به سر می بردیم . روزهایی بسیار زیبا ، به جز گریه و استغفار چیزی نمی شنیدی و جز انسان هایی که در حال رکوع و یا طواف بودند چیزی نمی دیدی . روزهایی بسیار باصفا و شب هایی آسمانی بود . از حرم خارج شدم و به آن ، نگاه خداحافظی افکندم . می خواستم چشمانم از دیدنش سیر شود و نفسم از چشمه اش سیراب گردد . خدا بهتر میداند شاید که آخرین اعتکافم باشد . خیابان ها خالی است . مگر بعضی از زایرانی که وسایلشان را جمع می کنند و بار برگشت را می بندند . بسیار دوست داشتم که به تک تک آن ها سلام کنم و آنان را در آغوش بگیرم . فراق سخت است و طعمش بسیار تلخ . بدون این که احساس کنم پاهایم مرا به محل اقامتم برد . وقتی به محل سکونت رسیدم به یاد آورم : فرزندم ، احمد چهار ساله ، گل زندگیم در بستر بیماری است . وارد شدم . – مادر احمد ! حال احمد چه طور است ؟ - تبش مثل قبل است . – ان شاء الله مشکلی نیست ، اگر به جده برسیم بیماریش از بین می رود . شاید به خاطر ازدحام جمعیت و گرمی هوا است . در جده ، او را نزد دکتر بردیم . – تبش زیاد است ، این دارو مریضی اش را از بین می برد . یک هفته گذشت و مثل گذشته حرارتش کم نشد . نزد پزشکی دیگر بردیم و بالاخره به متخصصین زیادی مراجعه کردیم . وضعش بسیار نگران کننده بود . پسرم جسدی بدون حرکت شده بود . مادر احمد آرام یافت و او را به بزرگترین بیمارستان برد . نتیجه ی آزمایش و معاینه بعد از دو روز دیگر . در موعد معین به بیمارستان رفتیم . مادرش با بی حالی راه می رود . پاهایش توان حمل آن را ندارد . نمی داند کجا قدم می نهد . به جلوی خودش می نگرد ، انگار از غیب می خواهد شفا بگیرد . با استغفار و تسبیح خودم را ثابت قدم ساختم . – دکتر ! نتیجه آزمایش چگونه بود ؟ - خیر است ان شاء الله ، این قضا و قدر خدایی است . پسرت احمد سرطان خون دارد . رنگ ها در جلوی چشمم مخلوط گشتند ، اشیا هم همین طور . بسیار سرگردان و حیران شدم . به مادر احمد تکیه زدم ، او از من قوی تر و صبورتر بود . دکتر ادامه داد : سلول سرطانی در بدن این طفل کوچک به سرعت انتشار پیدا می کند ، باید هر چه سریع تر درمان شود و برای مداوا او را به ریاض ببرید . او را از ادامه ی صحبت بازداشتیم ، به سرعت رفتیم و بیمارستان رسیدیم . گزارش پزشکی می گوید : سلول های سرطانی بیش تر و بیش تر می شود و درمان نیز به طول می انجامد ، باید گاهی خونش عوض گردد . سفر برای درمانی طولانی شروع شد . به جدّه برگشتیم . پسرم حالش بهتر است ، باری دیگر حیات به او بازگشت ، خورشید آرزوها در جان ما طلوع کرد . خود را بازیافتیم بعد از آن که از افکار مخرب خود را تهیدست کرده بودیم . اما متأسفانه بعد از آن ، باز تب و حرارت برگشت . برگه مرخصی گرفتم و به مسافرت رفتیم . در بیمارستان گزارش دادند که سلول های سر طانی بیش از گذشته است . امید زنده ماندن در او ضعیف شد . به هتل برگشتیم . طفل معصوم در رختخوابش به خواب رفته است . مادرش را بر زمین نشاندم که از ترس و پریشانی توانی نداشت و کابوس مرگ می دید . تنها ماندم ، مانند خوابیده ی بیدار و یا بیدار خوابیده . هوشیار نشدم مگر با ندای خدای جاویدی که ما را به خانه ای واحد فرا می خواند . وضو گرفتم ، همراه پایین ریختن آب ، گرفتاری و سختی های دیروز نیز پایین می آمد . در مسجد ، یکی از دوستانم را یافتم َ، در جدّه با او همسفر بودم امّا او به آن جا نقل مکان کرده بود . جذب صحبت شدیم . از حزن و اندوهم به او شکایت بردم . فردی بسیار آرام و با تدبیر بود . در آخر کلامم ، او با آرامش و سادگی گفت : چرا قرآن را تجربه نمی کنی ؟ آن جا استادی است که برای مردم امامت می دهد و بر آن ها قرآن را می خواند ، با قدرت خدا و به سبب آن چه که از آیات بر آن ها خوانده می شود ، مرض ها و دردهایشان شفا می یابد . در جلویش متحیر ایستادم . نزدیک بود چشمانم بیرون بیاید . چه می گویی ؟ به تو می گویم بزرگترین بیمارستان ها عاجز مانده اند و بهترین پزشکان موفق نشده اند ، تو می گویی امام مسجد ؟! - سبحان الله ، أبو احمد مگر قول خدای عزّوجلّ را نشنیده ای که می فرماید : { وَ نُنَزَّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَاراً } ( اسراء / 82 ) – بله ، بله . ولی سرطان .. سرطان خون .. سلّول های سرطانی . – سبحان الله ، سرطان بزرگ تر است یا الله ؟ أبو احمد آیا در کلام خدا شک می کنی ؟ - نه ، نه . استغفرالله العظیم . از مسجد خارج شدم و بسیار در فکر فرو رفتم . چشم به افق دوختم و به سپیده ی صبح روشن و رفتن شب تاریک می نگریستم ، به خود بشارت خیر دادم و آن را به فال نیک گرفتم . در صبح گاه ، فرزندم را برداشتم ، مثل جسدی است که حرکت ندارد ، انگار در سکرات و پایان حیات به سر می برد . مادرش سرش را بوسید . به نزد استاد رسیدیم ، او را از ماجرا با خبر ساختم . پیشانی احمد را گرفت و با ثبات خاصی تلاوت کرد . سبحان الله ، چه ارتباط محکمی با پرودگارش و کلام معبودش داشت . بعد از قرائت قرآن به من گفت : به مدت یک هفته ، هر روز بیا . إن شاء الله شفا حاصل می کند . هر روز او را به نزدش می بردم . فراخی سینه برایم مهیا شد و آرزوها در قلبم جان گرفت . سلامتی پسرم شروع شد و به او برگشت ، با طراوتی خاصّ از خواب برخاست همان طور که گنجشک بر می خیزد . هنوز هفت روز نگذشته بود که در شعف و شادی به سر می برد . در منزل جلوی دیدگان مادرش بازی می کرد . مادری که اکنون با شفا یافتن فرزند ، او نیز شفا گرفته بود . برای این که مطمئن تر شوم او را به بیمارستان بردم . سعادت ، صورتم را زعفرانی کرده بود . در نتیجه آزمایش به طور کامل اثری از سلّول های سرطانی نبود . سجده ی شکر به جای آوردم . پزشکان همه جمع شدند . از من پرسیدند : چه کسی او را درمان کرد . جواب دادم : صاحب و پروردگارم او را شفا داد .
منبع : کتاب تولدی جدید
تألیف : ابراهیم بن عبدالله الغامدی
ترجمه : فؤاد رسا

الحمدلله،
صله ی رحم به معنی ارتباط رحم است ، یا ارتباط رحم ها با همدیگر ، به عبارتی یعنی ارتباط کسانی که از رحم زن با هم پیوند و اشتراک دارند .
اما علمای اسلام در مورد حدود رحمی که ارتباط با آن واجب است اختلاف نظر دارند :
قول اول: حد رحم یعنی: رحمِ مَحرم. (یعنی کسانی که با هم محرم هستند).
قول دوم: منظور از رحم، یعنی کسانی که از انسان ارث می برند. (یعنی تمام کسانی که از یک نفر ارث می برند، صله ی رحم با آنها واجب است).
قول سوم: آنها بستگان و اقارب (نسبی) هستند حال چه از انسان ارث ببرند یا نبرند.
اما قول صحیح، همان قول سوم است. یعنی رحمی که ارتباط آن واجب است همان بستگان و اقارب نسبی هستند حال چه از جهت پدر باشند یا مادر، اما اقارب و بستگان غیر نسبی (یعنی شیری و سببی) جزو رحم محسوب نمی شوند.
همچنین بستگان همسر جزو ارحام شوهر نیستند، و بستگان شوهر نیز جزو ارحام همسر نیستند.
از علامه عبدالعزیز ابن باز رحمه الله سوال شد: ارحام و ذوی القربی چه کسانی هستند، با توجه به اینکه بعضی می گویند که بستگان همسر جزو ارحام (مرد) نیستند؟
ایشان پاسخ دادند: «ارحام همان بستگان نسبی از جهت مادر و پدر هستند، و آنها همان کسانی هستند که مراد و منظور از این فرموده خداوند متعال می باشند که در سوره انفال و احزاب می فرماید: «وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللّهِ».الأنفال/75، والأحزاب/6.
یعنی: و خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرّر داشته، (از دیگران) سزاوارترند.
و نزدیکترین (ارحام) عبارتند از: پدران، و مادران، و اجداد، و فرزندان و فرزندان آنها (نوه ها)، سپس کسانی که از برادر و خواهر و فرزندان آنها (جزو ارحام محسوب می شوند)، و عموها و عمه ها و فرزندانشان، و دایی ها و خاله ها و فرزندانشان. و از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که کسی از ایشان سوال پرسید:«من أبر یا رسول الله؟ قال: أمک، قال : ثم من؟ قال: أمک، قال: ثم من؟ قال: أمک، قال: ثم من؟ قال: أباک، ثم الأقرب فالأقرب». رواه مسلم.
یعنی: «چه کسی به نیکوکاری سزاوارتر است ای رسول خدا؟ فرمودند: مادرت، سوال کننده گفت: بعد از او چه کسی؟ فرمود: مادرت، دوباره پرسید: بعد از او چه کسی؟ باز فرمود: مادرت، باز پرسید: بعد از او چه کسی؟ (این بار) فرمود: پدرت، سپسکسان نزدیکتر و نزدیکترت». که این حدیث را امام مسلم روایت کرده و احادیث در این موضوع زیادند.
اما بستگان و اقارب همسر جزو ارحام شوهرش نیستند، بنابراین آنها جزو اقارب او محسوب نمی شوند، اما آنها برای فرزندانش جزو ارحام بشمار می آیند، وبالله التوفیق». " فتاوی إسلامیة " ( 4 / 195).
پس اقارب و بستگان هر کدام از زوجین، جزو ارحام یکدیگر نیستند، با این وجود شایسته است که یک انسان مسلمان به آنها احسان کند، زیرا این امر جزو معاشرت نیکو بین زوجین شمرده می شود و از اسباب الفت و محبت بین آنها است.
مطلب بعدی اینکه:
صله رحم می تواند با روشهای متعددی انجام شود، از جمله: زیارت و رفتن به مهمانی آنها، صدقه و احسان برای آنها، و عیادت آنها در وقت بیماری، و امر کردن آنها به معروف و نهی نمودنشان از منکرات، و غیره..
امام نووی رحمه الله می گوید: «صله رحم یعنی احسان نسبت به اقارب بر حسب طرفین (کسی که صله رحم را بجا می آورد و کسی که مورد صله رحم قرار می گیرد)؛ گاهی (صله رحم می تواند) بوسیله (کمک) مالی باشد، و گاهی بوسیله خدمت و یاری رساندن، و گاهی بوسیله زیارت (و دید و بازدید) و گاهی بوسیله سلام (و احوالپرسی) و غیره..»." شرح مسلم" (2 / 201).
و علامه ابن عثیمین رحمه الله می گوید: « صله رحم بوسیله چیزی است که بصورت عرف در بین مردم رایج است و مردم از آن (عرف) پیروی می کنند، زیرا در کتاب و سنت در مورد نوع و روش و مقدار صله رحم برای ما چیزی بیان نشده است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز (صله رحم) را به شیء معینی مقید نکردند.. بلکه بطور مطلق بیان کردند؛ و بهمین خاطر (کیفیت صله رحم) به عرف مربوط است، هرآنچه که بعنوان عرف (در بین مردم بعنوان صله رحم رایج است) همان نیز صله رحم است، و هرآنچه که مردم بعنوان قطع ارتباط می دانند، آن نیز قطع رحم (قطع ارتباط) شمرده می شود».
" شرح ریاض الصالحین " ( 5 / 215 ) .
والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
islampp.com
پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند :
هنگامی که یکی از شما می خوابد شیطان بر پشت گردنش سه گِرِه می زند و می گوید : آسوده بخواب که شبی طولانی در پیش داری ؛ پس اگر کسی وقتی بیدار می شود الله را یاد کند یک گِرِه باز می شود و اگر وضو بگیرد گِرِه دیگر باز می شود و اگر نماز بخواند گِرِه دیگر باز می شود در اینصورت صبح را شاداب و با نشاط آغاز خواهد کرد و گرنه صبح تنبل و افسرده از خواب بیدار می شود . صحیح بخاری
با سلام
بنده ميخواستم راجع به شرايط استجابت دعا سوال کنم. و آيا در دين براي دعا کردن آداب خاصي ذکر شده است؟ چه کار کنيم تا دعاي ما نزد خداوند مقبول واقع گردد؟ با تشكر
دعا شروط و آدابي دارد .
شروط دعاء:
1- در هنگام دعا اعتقاد داشته باشد که واقعاً به الله تعالي نياز دارد 2- در موقع دعا اعتقاد داشته باشد که جز الله تعالي کسي نميتواند به او نفع و يا ضرري برساند 3- در هنگام دعا از ته قلب معتقد باشد که الله تعالي کمال رحمت و احسان را دارد و توانا ست.
آداب دعاء:
1- چيزهايي که حرامند را درخواست نکند 2- خوراک و لباسش از کسب حرام نباشد. 3- سعي کند در اوقاتي دعا کند که تقرب به الله تعالي بيشتر باشد از قبيل: يک سوم آخر شب – بين اذان و اقامه – در سجده.
منبع : سایت هیئت فتوای اهل سنت و جماعت جنوب

از مهمترین عواملی که - بعد از ایمان به ذات یکتای خدای عزوجل - پیروزی یک ملت را رقم میزند اتحاد و برادری می باشد ، نبود برادری و اتحاد زمینه ی نفوذ دشمن را به درون صفهای محکم و بهم پیوسته ی یک ملت ، مهیا میسازد .
اگر دقیقاً به تاریخ ملتهای گذشته که مدتی را در غل و زنجیر استعمار سپری کرده باشند ، نظری بیفکنیم به خوبی درک می کنیم که بزرگترین عامل پیروزی استعمارگران ، وجود اختلاف و تفرقه بوده است . قول معروف انگلیسها در هندوستان به خوبی ثبت تاریخ و درسی برای آیندگان است اگر بیندیشیم ، آنجا که سرلشکر انگلیسیها میگفت : تفرقه بیانداز و حکومت کن ...
بلی همین تفرقه باعث شد که هندوستان بزرگ و پهناور به سهولت آب خوردن ، به دستان استعمار همچون موم شود و انگلیس هر شکلی که خواست بدان داد ، فرهنگ ، مذهب زبان وغیره همه را از آنها غصب کرد و یا مطابق خواستهی خود به آنها شکل داد . پس اگر ملل شرق به ویژه امت مسلمان به هوش نیامده و به کارها و برنامههایش دقت نکند دور نیست که به هندوستان دوم تبدیل شود . گرچه هنوز هم امت اسلامی فرو رفته در دهن استعمار پنداشته میشود و چنین هم هست جای هنر را رقاصی و آواز خوانی ، جای فرهنگ را آراسته شدن به لباسهای غربی ، جای مذهب را خرافات و بیراهه گری گرفته است .
پس بر همه ی اقشار دانشمند ، روشنفکر و دلسوز امت است که دست اتحاد بهم داده و جلو هجوم فکری و فرهنگی استعمار را بگیرند تا بالاخره پس از چندین دهه شاهد یک دولت سربلند و عزتمند اسلامی باشیم . خداوند عزوجل در قرآن کریم همه ی مؤمنان را دربارهی برادری و اتحاد چنین مخاطب قرار میدهد : «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ » ( آل عمران : 105 )
و مانند کسانی نشوید که ( با ترک امر به معروف و نهی از منکر ) پراکنده شدند و اختلاف ورزیدند ( آن هم ) پس از آن که نشانههای روشن ( پروردگارشان ) به آنان رسید ، و ایشان را عذاب بزرگی است .
سید قطب شهید در تفسیر این آیه میفرماید : این روش قرآن است که صحنه را زنده و گویا مجسم میسازد و هم بدینوسیله در دل مسلمانان معنی تحذیر از تفرقه و پرهیز از اختلاف مستقر و جایگزین میشود و معني نعمت كريمانهی يزداني زواياي دل را پر ميسازد و روشن ميشود كه الطاف ربّاني در پرتو ايمان و اتّحاد ، مؤمنان را در بر ميگيرد . بدين منوال گروه مسلمانان سرنوشت چنين گروهي از اهل كتاب را ميبينند ؛ گروهي كه مسلمانان از اطاعت كردن از آنان برحذر داشته ميشوند تا به سرنوشتي دچار نشوند كه اين چنين كساني از اهل كتاب بدان دچار شدهاند ، و به عذاب دردناكي و بزرگي گرفتار نيايند كه آنان بدان گرفتار ميآيند . ( فی ظلال القرآن )
همین تفرقه باعث شده است که مسلمانانی که خداوند آنان را برادر همدیگر خطاب کرده و همه را اعضای یک تن می شمارد . از غم برادران دینی خود در سراسر جهان غافل اند ! فلسطین تحت چکمه های استعمار خرد و خمیر می شود و روز به روز کوچهای اجباری که از طرف اسرائیل بالای مسلمانان فلسطین تحمیل میشود . هزاران فلسطینی را بیخانمان ساخته و آنان را آواره و بیچاره میسازد . مسلمانان چچن از ظلم و تعدی روس مینالند . مسلمانان سوریه هر روز قربانی تهاجمات قدرت طلبانهی نظام خون آشام خود می شوند و بالاخره مسلمانان مظلوم افغانستان همچون کالایی بیارزش دست به دست فروخته میشوند و امریکا و هم پیمانانش از انجام هر نوع ظلم و تعدی تحت عنوان مبارزه با تروریسم کوتاه نمیآیند .
برعکس در آنسوی جهان ، کشورهایی را میبینیم که بعد از چندین دهه جنگهای داخلی ، منطقهای و جهانی دست اتحاد بهم داده ، هر نوع کدورت و مخالفت را کنار گذاشته و هم پیمان همدیگر میشوند که گلولهای را که بین هم مصرف میکنند در کشورهای جهان سوم مصرف شود و نشانههای توپ و تفنگهای مدرنشان از داخل اروپا به خارج آن نشانه رود . در قارهی اروپا کشورها مرز مشخص ندارند و شهروند یک کشور با داشتن شناسنامهی اروپایی میتواند آزادانه به کشورهای دیگر اروپا مسافرت کند .
همین اتحاد ، رمز پیشرفت و ترقی آنان است و باعث شده است که رهبری دنیا را بدست بگیرند . بلی ! بالاخره آنان دانستند که یگانه رقیبشان اسلام است ؛ حریفی که خواب راحت آنان را بر هم زده و نقشههای شومشان را نقش برآب ساخته است .
ولی باید به آنان اعلام کنیم که شکست اسلام محال است و بدانند که اسلام همیشه پیروز میدان بوده است و باید بدانیم که علت اینکه امروز اسلام به حاشیه رفته است شکست اسلام نیست بلکه خمود فکری ، عقب ماندگی و تفرقهی ما مسلمانان بوده است و نباید فراموش کنیم که پیروزی اسلام نزدیک است یا به وسیلهی نسل حاضر یا نسل فردا ، پرچم پیروزی اسلام به اهتزاز در میآید ، علیرغم اینکه دشمنان اسلام ، فشارها را وارد و سنگ اندازیهایی در راه پیشرفت این دین مبین میکنند . پس باید بکوشیم که این افتخار را به وسیلهی اتحاد و برادری از آن خود سازیم تا در روز واپسین در جمع مدافعان این دین مبین حشر شویم .
ان شاء الله
نویسنده : فهیم عُمر
منبع : سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح ایران

عَنِ ابْنِ عُمَر ( رض ) قَالَ قَالَ رَسُوْلُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ سَلَّمَ بُنِیَ الْاِسْلَامُ عَلٰي خَمْسٍ شَهَادَةِ اَنْ لّآ اِلٰهَ اِلَّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُه وَ رَسُوْلُه وَ اِقامِ الصَّلوٰةِ وَ اِیْتاَءِ الذَّکوٰةِ وَ الَحجِّ وَ صَوْمِ رَمضَانَ – ( متفق علیه )
( و قال المنذری فی الترغیب رواه البخاری و مسلم و غیر هما عن غیر واحد من الصحابة )
حضرت عبدالله بن عمر ( رض ) ارشاد رسولِ اکرم ( ص ) را نقل می کند که اسلام بر پنج ستون بنا شده است قبل از همه گواهی لّآ اِلٰهَ اِلَّا اللهُ و مُحَمَّدُ رَّسُوْلُ اللهِ یعنی اقرار به اینکه بغیر از الله جل جلاله معبودی دیگر نیست و محمّد ( ص ) بنده و رسول اوست و بعد از آن بر پا داشتن نماز ، ادای زکات ، حج و روزه ماه مبارک رمضان .
توضیح : این پنج ستون ارکان مهم ایمان و اسلام هستند ، رسول اکرم ( ص ) در این حدیث اسلام را به خیمه ای تشبیه کرده اند که دارای پنج ستون است . کلمه ی شهادت مانند ستون میانی خیمه است و بقیه ی ارکان چهارگانه اسلام ، ستون های چهار گوشه ی خیمه به شمار می آیند . اگر چوب میانی نباشد خیمه بر پا نخواهد شد ، امّا اگر چوب میانی باشد و از گوشه های چهار طرف خیمه ، چوبی کم شود ، خیمه برپا خواهد بود و فقط گوشه ای که چوپ ندارد ناقص و افتاده می ماند .
بعد از خواندن این حدیث بیاییم و در مورد خودمان کمی فکر کنیم ، که ما بنوبه ی خود تا چه اندازه توانسته ایم این خیمه را بلند و بالا نگه داریم و کدام رکن است که آنرا به طور کامل حفاظت کرده ایم ؟ این هر پنج رکن بی نهایت مهم هستند تا جایی که بنای اسلام بر اینها قرار داده شده است پس مواظبت بر آن ، بر هر مسلمان بخاطر مسلمان بودنش ، ضروری و الزامی است . امّا ، بعد از ایمان مهم ترین رکن ، نماز است . حضرت عبدالله بن مسعود ( رض ) می گویند : من از رسول اکرم ( ص ) پرسیدم که کدام عمل بیش از همه ، نزد الله جل جلاله محبوب است ؟ آنحضرت ( ص ) ارشاد فرمودند : نماز ، عرض کردم بعد از آن ؟ فرمودند : رفتار خوب با پدر و مادر . عرض کردم ، بعد از آن فرمودند : جهاد .
علامه ملّا علی قاری می گوید : این حدیث دلیل بر این قول علماست که می گویند : بعد از ایمان ، نماز از همه مقدّم تر است و همچنین این مطلب از این حدیث صحیح نیز تأیید می شود که در آن آمده : اَصَّلَوةُ خَیرُ مَوْضُوْعٍ خداوند نماز را بهترین عمل برای بندگانش قرار داده است .
در احادیث دیگر هم به صورت صحیح و واضح نقل شده است که در میان اعمال شما ، بهترین عمل نماز است . چنانکه در الجامع الصغیر این حدیث از پنج صحابه رضی الله عنهم حضرت ثوبان ، ابن عمر ، سلمه ، ابوامامه و عباده رضی الله عنهم نقل شده است . و از حضرت ابن مسعود ( رض ) و اَنَس ( رض ) روایت شده است که مهم ترین عمل ، خواندن نماز ، بر وقت آن است از حضرت ابن عمرو اُمٍّ فرْوًهُ ( رض ) نیز نقل شده است که بهترین عمل ، خواندن نماز ، در اوّل وقت است تقریباً منظور و مفهوم تمام روایت ها یکی است .
منبع : کتاب فضایل اعمال
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید