احمد - اگر اهل سنت هستی پس کافر شدی؛ چراکه از منظر فقه اهل سنت خروج بر حاکم «حرام» است و عامل به آن، کافر می شود! عجب - دوشنبه 08 دی 1404
محمد - وبلاگ خوبی دارید
اکرم بروشک - کتاب تولدی دوباره وانتخابی نو - دوشنبه 08 دی 1404
کل اوغلان - سلام مطالبت عالی بود. ممنون
محسن - طبق زیر نویس شبکه کلمع فرکانس ۱۱۹۵۸ V جستجو کردم دریافت نشد
پیام مدیر وبلاگ به بازدیدکننده گان این پست - سلام علیکم ، جهت اطلاع رسانی میخوام بگم که شبکه جهانی کلمه فکر کنم از تاریخ 5 خرداد 1398 دوباره بر همین فرکانس 12594 عمودی 2/3 27500 بر ماهواره یاه ست الحمدلله فعال شده و امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید . - دوشنبه 08 دی 1404
مونس - سلام هنوز کلمه وصل نشده رو یاه ست خبر ندارین کی وصل میشه حداقل ماه رمضان وصل میشد فیض میبردیم
پاسخ : علیکم السلام خواهر گرامی مونس ، تا جایی که اطلاع دارم هنوز شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست وصل نشده و از استاد عزیزم آقای ملازاده که در شبکه جهانی توحید داره فعالیت میکنه شنیدم که گفت به محض اینکه مشکل مالی شبکه جهانی کلمه حل بشه دوباره شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست نیز ان شاء الله فعالیتش را شروع میکنه و همان طور که میدانی ماه پر برکت رمضان ماه ویژه ای هست برای اجابت دعا ، پس خواهر گرامی مونس در این ماه مبارک رمضان به درگاه الله متعال دعا کن که مشکل مالی شبکه جهانی کلمه نیز حل بشه و فکر کنم در حال حاضر بر ماهواره هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیتش را داره ادامه میده و من به دلیل اینکه دیش ماهواره ام از هاتبرد دچار مشکل فنی شده به خوبی خبر ندارم که در هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیت داره یا نه و خواهر گرامی مونس به محض اینکه دوباره ان شاء الله اطلاعاتی جدید پیدا کردم در مورد فعالیت شبکه جهانی کلمه در وبلاگم به اشتراک میگذارم و شما خواهر گرامی مونس مثلا از طریق آدرس صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز هر روزانه میتوانی پیگیری کنی چون بارها دیدم که در صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز مسئولان شبکه اطلاع رسانی میکنند در مورد وضع شبکه و غیره و این آدرس اینستاگرام شبکه جهانی کلمه هست : https://www.instagram.com/kalemehtv/
صديق - تشكر ويژه دارم از شبكه كلمه با برنامه هاي خوبتان
ابو محمد - باسلام
اسامه - سلام میخواستم ازتون تشکر کنم به خاطر برنامه های خوبتون یاحقسلام علیکم ، میخوام یه مطلبی را بگم اون هم این است که این سایت هایی که به عنوان پیوندهای روزانه در وبلاگم اومده من این سایت ها را در وبلاگم لینک نکرده ام و میخوام پاکشون کنم اما در مدیریت وبلاگ که میروم ؛ جای که بشه پاکشون کنم نیست قبلاً میشد پاکشون کنم اما الان هر چی گشتم نتوستم پاکشون کنم ، خواستم که این مطلب را بگم که اطلاع رسانی بشه .
و از طریق نرم افزار Google chrome وارد وبلاگ شوید ان شاء الله ، که از طریق این نرم افزار وبلاگ بهتر بالا می آید .

نشانههای یکتاپرستی
هنگامی که برای برافراشتن پرچمی که از گذشتگان خود تحویل گرفتهایم و در اطراف و اکناف این سرزمین قدم برمیداریم، باید به نکات زیر توجه نماییم:
1- دعوت مردم به توحید و یگانه پرستی از جهت شناخت خدا در فکر و بینش و از نظر عبادت و پرستش او در کردار و رفتار همان رخداد بزرگ اسلامی است که در طول تاریخ بشریت کشمکش و اختلافهای زیادی را به وجود آورده، و همان رسالت پیامبران است که دعوتشان را بر آن بنیان نهادهاند، و کسانی که این قضیه را نفهمیدهاند و از آن روی برتافتهاند دچار خسارت و ضرر و زیان گشتهاند.
2- موضوع توحید و یگانه پرستی به روشهای زیر تحقق مییابد:
1- اینکه پروردگارمان را بشناسیم و اقرار نماییم که او آفریدگار ما و جهان هستی و نشانههای آن است، و یقین داشته باشیم که او جهان هستی و امور آن را با قدرت و نیروی بیپایانش اداره میکند، و از همهی مخلوقاتش خبر دارد و هرآنچه که اراده کند به وقوع میپیوندد و آنچه که نخواهد هرگز رخ نمیدهد:
﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا ئَُودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ ٢٥٥﴾ [البقرة: 255].
خدایی جز الله وجود ندارد و او زنده پایدار (و جهان هستی را) نگهدار است. او را نه چرتی و نه خوابی فرا نمیگیرد (و همواره بیدار است و سستی و رخوت بدو راه ندارد). از آنِ اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است (و در ملک كائنات، او را انبازی نیست). كیست آن كه در پیشگاه او میانجیگری كند مگر با اجازه ی او؟ میداند آنچه را كه در پیش روی مردمان است و آنچه را كه در پشت سر آنان است (و مطلع بر گذشته و حال و آینده، و آگاه بر بود و نبود جهان است و اصلاً همه زمانها و مكانها در پیشگاه علم او یكسان است . مردمان) چیزی از علم او را فراچنگ نمیآورند جز آن مقداری را كه وی بخواهد. (علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و بیكران او است). فرماندهی و فرمانروایی او آسمانها و زمین را دربر گرفته است، و نگاهداری آن دو ( برای او گران نیست و ) وی را درمانده نمیسازد و او بلند مرتبه و سترگ است).
خداوند سبحان به پیامبرش محمد ص دستور میدهد که پروردگارش را ندا دهد، و به این حقیقت اقرار نموده و این گونه به مناجات بپردازد:
﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٢٦ تُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۖ وَتُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَتُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّۖ وَتَرۡزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ ٢٧﴾ [آلعمران: 26-27].
«(بگو: پروردگارا! ای همه چیز از آن تو! تو هر كه را بخواهی حكومت و دارایی میبخشی و از هر كه بخواهی حكومت و دارایی را بازپس میگیری، و هر كس را بخواهی عزّت و قدرت میدهی و هركس را بخواهی خوار میداری، خوبی در دست تو است و بیگمان تو بر هر چیزی توانایی. (بخشی از) شب را جزو روز میگردانی (و بدین سبب شبها كوتاه و روزها دراز میگردند) و (بخشی از) روز را جزو شب میگردانی (و لذا روزها كوتاه و شبها دراز میشوند) و زنده را از مرده پدید میآوری و مرده را از زنده، و به هر كس كه بخواهی بدون حساب روزی میبخشی».
2- اینکه اعتراف نماییم که تنها این خدای آفریدگار، روزی دهنده، تدبیر کننده، توانا و دارای تمام صفات کمال و جلال شایستگی عبادت را دارد.
بسیاری از مردم وجود خدا را باور داشته و اقرار مینمایند که او آفریدگار هستی و روزی دهنده است و مرگ و زندگی در اختیار اوست، اما همراه با او دیگران را نیز میپرستند. به عنوان نمونه اعراب سرزمین حجاز خدا را میپرستیدند و حج میکردند و در دعاهایشان او را فرا میخواندند، به گمان خود فرزندان ابراهیم و حاملان دعوت او بودند و اقرار میکردند که آفریدگار و روزی دهنده ی آنهاست و مرگ و زندگی شان در اختیار او است، اما همراه با او بت و... را میپرستیدند: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ ٦١﴾ [العنكبوت: 61].
«هر گاه از آنان (كه كسانی و یا بتهایی را شریک خدا میدانند) بپرسی چه كسی آسمانها و زمین را آفریده است، و خورشید و ماه را (برای منافع شما انسانها روان و) مسخّر كرده است؟ قطعاً خواهند گفت: خدا! (چرا كه میدانند كه این معبودهای دروغین همه مخلوقند و توانایی آفرینش كائنات و چرخش كرات را نداشته و ندارند)».
﴿قُل لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٨٤ سَيَقُولُونَ لِلَّهِۚ قُلۡ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ٨٥ قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ ٨٦ سَيَقُولُونَ لِلَّهِۚ قُلۡ أَفَلَا تَتَّقُونَ ٨٧ قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٨٨ سَيَقُولُونَ لِلَّهِۚ قُلۡ فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ ٨٩﴾ [المؤمنون: 84-89].
«بگو: زمین و كسانی كه در زمین هستند از آن كیستند، اگر دانا و فرزانهاید؟! (بر اساس ندای فطرت، و بداهت عقل) خواهند گفت: (همه كائنات، و از جمله زمین و ساكنان آن) از آن خدایند. بگو: پس چرا نمیاندیشید و یادآور نمیگردید (كه تنها مالک كائنات شایسته پرستش است و بس؟). بگو: چه كسی صاحب آسمانهای هفتگانه و صاحب عرش عظیم است؟ (آیا ملک كائنات و فرمانروایی بر آنها از آن كیست؟). خواهند گفت: از آن خداست. بگو: پس چرا پرهیزگاری پیش نمیگیرید (و خویشتن را از فرجام شرک و كفر و عصیان نسبت به یزدان، صاحب و فرمانده جهان به دور نمیدارید؟!). بگو: آیا چه كسی فرماندهی بزرگ همهچیز را در دست دارد (و ملک فراخ كائنات و حكومت مطلقه بر موجودات، از آن او است؟) و او كسی است كه پناه میدهد (هر كه را بخواهد) و كسی را (نمیتوان) از (عذاب) او پناه داد، اگر فهمیده و آگاهید؟! خواهند گفت: از آن خداست. بگو: پس چگونه گول (هوی و هوس و وسوسه شیاطین را) میخورید و (از حق كنارهگیری میكنید، انگار) جادو و جنبل میشوید؟)».
بدون شک این تناقض واضح و آشکاری است، چگونه خدا را به یگانگی و به عنوان آفریدگار و روزی دهنده قبول داشتند و باور داشتند که مرگ و زندگی در اختیار اوست، ولی در عبادت، دعا و کمک و یاری دیگران را بخوانند و چگونه به قوانینی که انسان وضع نموده گردن مینهند و از رفتار آنها پیروی مینمایند؟! همهی اینها نشانهی گمراهی است.
برخی از نویسندگان وصف ایمان را به همهی کسانی که به وجود خدا و آفریدگار بودن او اعتراف نمودهاند اطلاق کردهاند، هرچند که او را عبادت ننمایند و از روش او پیروی نکنند، این اشتباهی آشکار است؛ زیرا چهارچوب ایمان و نشانههای آن واضح و مشخص میباشد. از این رو مؤمن کسی است که طبق قرآن و سنت بدان چنگ زند. هنگامی که از پیامبر ص در مورد ایمان پرسیده میشد، میفرمود:
«أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ»1. ( صحیح إمام مسلم ) «ایمان یعنی به وجود خدا، فرشتگان، کتابها، پیامبران و روز واپسین یقین داشته باشی».
هر کسی یکی از این ارکان پنجگانه را نپذیرد و در مقابل آن کوتاهی نماید مؤمن محسوب نمیشود، بنابر این ایمان تنها باور داشتن وجود خداوند نیست. موضوع دیگر اسلوب قرآن در ستیز با مشرکینی است که وجود خدا را قبول داشتند و او را آفریدگار و روزی دهنده و این که مرگ و زندگی در اختیار اوست و تدبیر کننده و گرداننده امور میشناختند، اما همراه با او دیگری را میپرستیدند. بنابراین قرآن ابتدا صفات خداوند را به طور مفصل توضیح داده تا کسی که آفریدگار و روزی دهنده است شایسته عبادت است و جز او کسی دیگر شایستگی پرستش را ندارد.
خداوند متعال در این زمینه، خطاب به مشرکین میفرماید:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ كَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ أَفَلَا يُؤۡمِنُونَ ٣٠ وَجَعَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمۡ وَجَعَلۡنَا فِيهَا فِجَاجٗا سُبُلٗا لَّعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ ٣١ وَجَعَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ سَقۡفٗا مَّحۡفُوظٗاۖ وَهُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهَا مُعۡرِضُونَ ٣٢ وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ ٣٣﴾ [الأنبياء: 30-33].
«آیا كافران نمیبینند كه آسمانها و زمین (در آغاز خلقت به صورت توده عظیمی در گستره فضا، یكپارچه) به هم متّصل بوده و سپس (بر اثر انفجار درونی هولناكی) آنها را از هم جدا ساختهایم (و تدریجاً به صورت جهان كنونی درآوردهایم) و هرچیز زندهای را (اعم از انسان و حیوان و گیاه) از آب آفریدهایم. آیا (درباره آفرینش كائنات نمیاندیشند و) ایمان نمیآورند؟ ما در زمین كوههای استوار و ریشهداری پدید آوردهایم تا زمین انسانها را مضطرب نسازد و توازن آنان را به هم نزند (و كوهها از فشار گدازهها و گازهای درونی، و حركات پوسته زمین، و از وزش تند بادها، تا حدّ زیادی جلوگیری كنند)، و در لابلای كوهها راههای گشادی به وجود آوردهایم، تا این كه (پیوند انسانها به وسیله سلسله جبالها از هم نگسلد و به مقصدشان) راهیاب گردند (و با دیدن این آثار به ذات آفریدگار پی ببرند). و ما آسمان را سقف محفوظی نمودیم، ولی آنان از نشانههای (خداشناسی موجود در) آن روی گردانند (و درباره این همه عظمتی كه بالای سرشان جلوهگر است نمیاندیشند). خداست كه شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است و همه در مداری میگردند (كه او برای آنها تعیین كرده است)».
3- اینکه از آیاتی که اسماء و صفات و افعال خدا را بیان میکنند پروردگارمان را بشناسیم و، و این بهترین راهی است که بندگان را به خدا میرساند و به طور شایستهای او را میشناسند. زیرا خداوند در دنیا دیده و مشاهده نمیشود، و کسی که با تدبر و تفکر قرآن را مطالعه نماید، میفهمد که آن آکنده از خداشناسی و بحث از اسماء و صفات وی میباشد.
اندیشیدن در اسماء و صفات خدا و ندا دادن و عظمت و بزرگی او با اسماء و صفاتی که برای خود قائل شده، بینش و درون انسان را زنده میگرداند و آرامش و زندگی را به او باز میگرداند:
﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾ [الرعد: 28]. «هان! دلها با یاد خدا آرام میگیرند (و از تذكّر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و كسب رضای یزدان اطمینان پیدا میكنند)».
﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَا﴾ [الأعراف: 180].
«خدا دارای زیباترین نامهاست (كه بر بهترین معانی و كامل ترین صفات دلالت مینمایند. پس به هنگام ستایش یزدان و درخواست حاجات خویش از خدای سبحان) او را بدان نامها فریاد دارید و بخوانید».
4- معنی عبادت بسیار گسترده و وسیع است، از اینرو عبادتی که به ما دستور داده شده تا خدا را به وسیلهی آن بخوانیم، کلمهای است که شامل شعارهای دینداری (عبادات)، اعمال قلبی(نیت) و سلوک و رفتار است، بنابراین آنچه که امروز رایج است، منظور از شریعتی که به ما دستور داده شده از آن پیروی نماییم تنها شعارهای دینداری (عبادات) نیست.
5- برای توحید و یگانهپرستی تنها اقرار به وحدانیت خدا در ربوبیت (توحید اعتقادی) و الوهیت (توحید عملی) کافی نیست، بلکه باید علاوه بر آن به طاغوتهایی که در برابر خدا قرار گرفته و مورد پرستش واقع میشوند کفر ورزیده شود. خداوند متعال میفرماید:
﴿فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا﴾ [البقرة: 256].
«بنابراین كسی كه از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی كه بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف كند) نافرمانی كند و به خدا ایمان بیاورد، به محكمترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاكت میرهاند و) اصلاً گسستن ندارد».
عبادت بدین معنی نیست که خدا را بستاییم و سپس با کفار و ستمگران صلح و آشتی نماییم، بلکه کفر به باطل و جنگ و مقابله با آن از صمیم ایمان است و هرگز نباید با آنها سازش کرد.
6ـ کینه و دشمنی با طاغوت و طاغوتیان؛ برخی از دعوتگران اسلامی بر این باورند که ما نسبت به کافران و فاسقان هیچگونه نفرت و کینهای نداریم و خواهان نیکی و خوبی برای آنها هستیم؛ زیرا انسان مسلمان کینه توز نیست و نسبت به کسی بغض و کینه ندارد؛ اما باید بدانیم که این کلمه حاوی حق و باطل است: باطل از اینرو که معتقد هستند مسلمان نسبت به کسی بغض و کینه ندارد، و این سخنی نادرست است؛ زیرا خداوند به ما دستور داده که نسبت به شیطان، فرعون، ابوجهل و ... نهایت نفرت و کینه داشته باشیم، اینها دشمنان خدا هستند و خداوند از آنها بیزار است و آنها را ناپسند میشمارد، و خداوند از ما خواسته که با دشمنانش دشمنی بورزیم و آنها را زشت و منفور بدانیم:
﴿لَّا تَجِدُ قَوۡمٗا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنۡ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَوۡ كَانُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ أَوۡ أَبۡنَآءَهُمۡ أَوۡ إِخۡوَٰنَهُمۡ أَوۡ عَشِيرَتَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٖ مِّنۡهُ﴾ [المجادلة: 22].
«مردمانی را نخواهی یافت كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی كسانی را به دوستی بگیرند كه با خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند، هرچند كه آنان پدران، یا پسران، یا برادران، و یا قوم و قبیله ایشان باشند. چرا كه مؤمنان، خدا بر دلهایشان رقم ایمان زده است، و با نفخه ربانی خود یاریشان داده است و تقویتشان كرده است».
و دربارهی محبت و ارتباط با آنها به ما چنین هشدار میدهد:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ﴾ [الممتحنة: 4].
«ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خویش را به دوستی نگیرید. شما نسبت بدیشان محبت میكنید و مودت میورزید».
خداوند به ما دستور میدهد تا از ابراهیم و همراهانش پیروی نموده و او را سرمشق و الگوی خود قرار دهیم:
﴿قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاْ مِنكُمۡ وَمِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَبَدَا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ﴾ [الممتحنة: 4]. «(رفتار و كردار) ابراهیم و كسانی كه بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شماست، بدانگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از چیزهایی كه به غیر از خدا میپرستید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بیاعتناییم، و دشمنانگی و كینهتوزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است، تا زمانی كه به خدای یگانه ایمان میآورید و او را به یگانگی میپرستید».
لازم به ذکر است که این موضوع در قرآن و سنت واضح و آشکار میباشد.
در حقیقت ما از اینرو خواهان نیکی و خوبی به ستمگران و کافران هستیم که آنها را به سوی ایمان دعوت مینماییم و خواهان مسلمان شدن آنها هستیم.
برادران و خواهران گرامی! شناخت خدا همراه با اسماء و صفاتش و روی آوردن به عبادت و پرستش او و پیروی نمودن از روشی که در کتابش خود نازل کرده و پیامبر ( ص ) آن را بیان نموده، تنها درمان بیماریها و شفای دردهای انسانهاست و مایهی شادابی روح و روان ماست و باطن درونمان را روشن میگرداند:
﴿وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ رُوحٗا مِّنۡ أَمۡرِنَاۚ مَا كُنتَ تَدۡرِي مَا ٱلۡكِتَٰبُ وَلَا ٱلۡإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلۡنَٰهُ نُورٗا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَا﴾ [الشورى: 52].
«همان گونه كه به پیغمبران پیشین وحی كردهایم، به تو نیز به فرمان خود جان را وحی كردهایم (كه قرآن نام دارد و مایه حیات دلها است. پیش از وحی) تو كه نمیدانستی كتاب چیست و ایمان كدام، ولیكن ما قرآن را نور عظیمی نمودهایم كه در پرتو آن هر كس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت میبخشیم».
خداوند بدین جهت وحی را روح و نور نامیده که وحی به روح و روان نور و روشنایی میبخشد و او را به زندگی حقیقی پیوند میدهد، انسان بدون این روح مانند حیواناتی است که میخورند و مینوشند و جنس بازی مینمایند. اما روحی که انسان را به قلههای کمال میرساند و او را بر دیگران برتری میدهد، همان روحی است که هنگام ارتباط با وحی الهی جان و روان او را فرا میگیرد.
کسانی که فاقد چنین روحی هستند، همچون مردگان بیجان میباشند گرچه به ظاهر زندهاند.
خداوند میفرماید:
﴿أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ﴾ [الأنعام: 122].
«آیا كسی كه (به سبب كفر و گمراهی همچون) مردهای بوده است و ما او را با اعطای ایمان در پرتو قرآن) زنده كردهایم».
کافران و گمراهان مانند مردگان بدون تحرک میباشند، که خداوند به وسیلهی وحی و کتابش به او جان میدهد و او را زنده میگرداند؛ و کسی که برای این دین خالصانه قدم بر ندارد دارای قلب و درونی بیمار است:
﴿فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضٗا﴾ [البقرة: 10].
«در دلهایشان بیماری حسودی و كینهتوزی با مؤمنان) است و خداوند نیز با یاری دادن و پیروز گرداندن حق) بیماری ایشان را فزونی میبخشد».
تنها راه نجات از بیماری روح و روان پیروی کردن از این دین آسمانی است. لازم به یادآوری است که پیامهای افراد سرگردان و گمگشتهای همچون: انگلس، مارکس، سارتر، میشل عفلق و... بر نیرو و شاداب بودن روح و روان انسان نمیافزایند.
وحی خداوند نوری است که پرده ی تاریکیهای جهل و کفر را پاره میکند:
﴿أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ﴾ [الأنعام: 122].
«(آیا كسی كه (به سبب كفر و گمراهی همچون) مردهای بوده است و ما او را (با اعطای ایمان در پرتو قرآن) زنده كردهایم و نوری (از مناره ایمان) فرا راه او داشتهایم كه در پرتو آن، میان مردمان راه میرود (و چشم او را روشنایی، گوش او را شنوایی، زبان او را توان گفتار، و دست و پای او را قدرت انجام كار میبخشد)».
﴿وَلَٰكِن جَعَلۡنَٰهُ نُورٗا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَا﴾ [الشورى: 52].
«ولی ما قرآن را نور عظیمی نمودهایم كه در پرتو آن هر كس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت میبخشیم».
خداوند برای نور هدایتی که منبع آن کتاب خدا و سنت پیامبر ص است و در قلب انسان مؤمن میدرخشد، مثال بسیار زیبایی ذکر کرده و میفرماید:
﴿ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖۚ يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ٣٥﴾ [النور: 35].
«خداوند روشنگر آسمانها و زمین است (و اوست كه جهان را با نور فیزیكی ستارگان تابان، و با نور معنوی وحی و هدایت و معرفت درخشان، و با شواهد و آثار موجود در مخلوقات فروزان كرده است). نور خدا، به چلچراغی میماند كه در آن چراغی باشد و آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حباب درخشانی كه انگار ستاره فروزان است، و این چراغ (با روغنی) افروخته شود (كه) از درخت پربركت زیتونی (به دست آید) كه نه شرقی و نه غربی است (بلكه تک درختی است در سرزمین باز و بلندی كه از هر سو آفتاب بدان میتابد . به گونهای روغنش پالوده و خالص است) انگار روغن آن بدون تماس با آتش دارد شعلهور میشود. نوری است بر فراز نوری! (نور چلچراغ و نور حباب و نور روغن زیتون، همهجا را نورباران كردهاند. به همین منوال هم نور تشریعی وحی و نور تكوینی هدایت و نور عقلانی معرفت پردههای شک و شبهه را از جلوی دیدگان همگان كنار زده، و جمال ایزد بلند مرتبه را بر در و دیوار وجود به تجلّی انداختهاند. امّا این چشم بینا و دل آگاه است كه میتواند ببیند و دریابد). خدا هر كه را بخواهد به نور خود رهنمود میكند (و شمعک نور خرد را به چلچراغ نور اَحَد میرساند و سراپا فروزانش میگرداند). خداوند برای مردمان مثلها میزند (تا معقول را در قالب محسوس بنمایاند و دور از دایره دریافت خرد را - تا آنجا كه ممكن است، با كمک وحی و در پرتو دانش - به خرد نزدیک نماید) و خداوند آگاه از هر چیزی است (و میداند چگونه مخلوق را با معبود آشنا گرداند)».
این مثالی است که خداوند برای نور خود در قلب انسان مؤمن ذکر کرده، و نور را به چراغ، و قلب انسان مؤمن را به حباب تشبیه نموده است، و شریعتی که منبع نور قلب انسان است را به روغن صاف، پاکیزه و معتدلی تشبیه نموده که پالوده و خالص است؛ پس چنین نور و روشنایی، درخشان و تابنده است (نوری است بر فراز نوری!) اما تنها کسانی میتوانند به این نور دست یابند که خدواند آنها را انتخاب نموده است:
﴿يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾ . ( تفسیر ابن کثیر )
برای اینکه به این نور ربانی و ایمانی دست یابیم باید خدای یگانه را به عنوان یار و یاور خود برگزینیم و از ایدئولوژیهای گمراه و کمونیستی، سرمایهداری و ملیگرایی سر باز زده و روی برتابیم و به آیین پروردگارمان روی آوریم، در غیر اینصورت تمام روشها و برنامههای بشری، انسان را به انواع تاریکیها و گمراهیها گرفتار مینمایند:
﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِۗ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢٥٧﴾ [البقرة: 257].
«خداوند متولّی و عهدهدار (امور) كسانی است كه ایمان آوردهاند. ایشان را از تاریكیهای (زمخت گمراهی شک و حیرت) بیرون میآورد و به سوی نور (حق و اطمینان) رهنمون میشود. و (امّا) كسانی كه كفر ورزیدهاند، طاغوت (شیاطین و داعیان شرّ و گمراهی) متولّی و سرپرست ایشانند. آنان را از نور (ایمان و فطرت پاك) بیرون آورده به سوی تاریكیهای (زمخت كفر و فساد) میكشانند. اینان اهل آتشند و در آنجا جاویدانه میمانند)».
برادران و خواهران گرامی! کسانی که امروز در پرتو نور اسلام زندگی میکنند از نفس و روانی عزت مندانه و بینشی روشن و تابناک برخوردارند، آنها به حقیقت و هدایت دست یافته و با اصول و ایدئولوژیهای باطل و گمراه کننده به جنگ و ستیز پرداختهاند؛ آنها در عالم برزخ و دنیای آخرت نیز با همان نور و روشنایی مسیر حرکت خود را ادامه میدهند، اما کسانی که از این نور محروم ماندهاند و دنیا را همراه با عقاید و افکار و اندیشههایی تاریک سپری میکنند که فکر منحرف انسانی آن را بوجود آورده است، در آینده با زندگی سخت و پر مشقت مواجه میشوند و در حالی اظهار ندامت و پشیمانی میکنند که سودی ندارد. خداوند سبحان حالت و وضعیت این دو گروه را در سرای آخرت چنین به تصویر میکشد:
﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۖ بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٢ يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ قِيلَ ٱرۡجِعُواْ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواْ نُورٗاۖ فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ ١٣ يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ ١٤ فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُۖ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٥ ۞أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا يَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ ١٦ ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ١٧﴾ [الحديد: 12-15].
«روزی مردان مؤمن و زنان مؤمن را خواهی دید كه (به سوی بهشت حركت میكنند و) نور (ایمان و اعمال خوب) ایشان، پیشاپیش آنان و در سمت راستشان در تلألؤ و درخشش است (و فرشتگان بدیشان مباركبادی میگویند و میفرمایند:) مژده باد! كه امروز به بهشتی در میآیید كه در زیر (كاخها و درختان) آن، رودبارها جاری است و جاودانه در آنجا بسر میبرید و میمانید. پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ، این است (خوش باشید). روزی مردان منافق و زنان منافق به مؤمنان میگویند: (با شتاب به سوی بهشت حركت نكنید و) منتظرمان بمانید تا از نور شما فروغ و پرتوی (به ما بتابد و از آن) استفاده كنیم! بدیشان گفته میشود: به عقب برگردید (و مجدّداً به دنیا بروید) و نوری به دست بیاورید! در این حال ناگهان دیواری میان آنان زده میشود كه دری دارد. داخل آن (كه به طرف مؤمنان است) رو به رحمت است (كه بهشت و نعمت سرمدی است) و خارج آن (كه به طرف منافقان است) رو به عذاب است (كه دوزخ و نقمت ابدی است). منافقان، مؤمنان را فریاد میدارند، مگر ما (در دنیا) با شما نبودیم؟ میگویند: بلی! ولیكن (با نفاق) خویشتن را گرفتار بلا كردید، و چشم به راه (مرگ پیغمبر، و نابودی مسلمانان، و برچیده شدن اسلام) ماندید و (درباره حقانیت دعوت پیغمبر و قرآن و وجود معاد و رستاخیز) شک و تردید ورزیدید، و آرزوها و پندارها شما را گول زد، تا این كه فرمان خدا (مبنی بر مرگتان) فرا رسید و اهریمن (بدكاره و نفس امّاره) فریبكار، شما را درباره خدا فریب داد. پس امروز، هم از شما، و هم از كافران، عوضی و غرامتی پذیرفته نمیشود. جایگاه شماها آتش دوزخ است. دوزخ سرپرستتان است (و پناهگاهی جز آن ندارید) و چه بد سرنوشتی و چه بد جایگاهی است! آیا وقت آن برای مؤمنان فرا نرسیده است كه دلهایشان به هنگام یاد خدا، و در برابر حق و حقیقتی كه خدا فرو فرستاده است، بلرزد و كرنش برد؟ و آنان همچون كسانی نشوند كه برای آنان قبلاً كتاب فرستاده شده است و سپس زمان طولانی بر آنان سپری گشته است، و دلهایشان سخت شده است، و بیشترشان فاسق و خارج (از حدود دین خدا) گشتهاند. بدانید كه خداوند زمین مرده را زنده میكند. ما آیهها را برای شما (با ذكر مثالها) روشن میگردانیم و بیان میداریم، تا این كه شما (مطالب و مقاصد آنها را) بفهمید)».
در پایان از خداوند بلند مرتبه میخواهم که به شما توفیق دهد، گامهای استواری را به شما عطا نماید، پاداشی نیک و کامل را بر شما ارزانی دارد، شما را وسیلهی باز کردن درهای نیک و بستن درهای بد قرار دهد و توسط شما همهی بندگان و شهرهای این سرزمین مشمول نیکی و برکت واقع شوند و به شما شنوندگان و خوانندگان گرامی اجر و پاداش عنایت نماید.
﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ١٨٠ وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٨١ وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٨٢﴾ [الصافات: 180-182].
«پاک و منزّه است خداوندگار تو از توصیفهایی كه (مشركان درباره خدا به هم میبافند و سر هم) میكنند، خداوندگار عزّت و قدرت. درود بر پیغمبران! ستایش، یزدان را سزاست كه خداوندگار جهانیان است».
منبع کتاب : توحید محور زندگی
تألیف : دکتر عمر سلیمان اشقر
ترجمه : گروه فرهنگی انتشارات حرمین
سایت کتابخانه عقیده : www.aqeedeh.com

عدالت یکی از اساسات تشکیل جامعهء اسلامی است.
بناءً در نظام اسلام به این اصل اهمیت خاصی داده شده است،عدالت ازستونهای مهم کاخ سعادت جامعۀ بشری شناخته شده است. و یگانه راهی است که افراد یک جامعه را از اِتلاف حقوق، ظلم وتعدی مامون میسازد و درپرتو آن میتوانند به فراغت خاطرزندگی کنند وازمنافع زندگی لذت ببرند. درجامعۀ که اصول عدالت اجتماعی اسلام بر قرار ومردم از آن برخور دار نباشند هــرگونه بینظمی، هرج ومرج نمو دار میشود وشیشۀ صاف و پاک دلهای مردم به کثافات حقد و کینه، بغض وعداوت مُلوث میگردد.
دین مقدس اسلام اولین چیزی را که برای بقای حفظ وبقای هستی بشر مقرر داشته، مبدأ عدالت است که بین مردم برقرار باشد.
به همین دلیل درمباحث اجتماعی اسلام روی هیچ اصلی باندازۀ عدالت تکیه نشده است.
اما آنچه که ضروری وقابل توجه است اینکه اسلام تنها توصیه به عدالت نمیکند، بلکه مهم اجرای عدالت است، خواندن آیات و احادیث که به عدالت امرمی کند، تنها برفراز منابر ویا نوشتن درکتب، اخبارات ومجلات، قوانین وضعی ویا گفتن آنها درلابلای سخنرانیها به تنهایی درد بیعدالتی وتبعیض را درجامعه در مان نمیکند، بلکه آن روز روزعظمت و مفاهیم این دستورها آشکار میگردد که درمتن زندگی مسلمانها پیاده شود.
واین نظام راستین ومعقـول با سرعت مُحیّرُ العُقول تمام جهان را تحت سیطره وتسخیر خود قرار داد وتا وقتیکه این مبادی مورد تائید وقبول جامعۀ اسلامی بود وازآن پیروی مینمودند هرنوع کامیابی وسرفرازی به استقبال شان میشتافت و از حسن زندگی وحاکمیت مادی و معنوی برخوردار بودند.
و از آن روزی که عمل به این اصل ترک شد، ظلم وجورتعدی بر جامعۀ اسلامی حاکم شد، سر نوشت مسلمانها به دست افراد و اشخاص مستبد و خدا نا شناس توسط استعمارگران واستثمارگران جهانی تفویض ومیراثی گردید، حال ِمسلمانها چنین و چنان است که میبینید و میشنوید.
اگر واقعاً جامعۀ اسلامی میخواهد عزت وکرامت از دست رفتۀ خویش را بدست آرد، بآن اصل رجوع وعمل کنند که اول این امت بآن اصل رجوع وعمل کردند.
راجع به عدالت قرآن کریم درسورتهای مکی ومدنی اعتنای خاصی نموده وروش عادلانه را با دوست و دشمن قریب وبیگانه لازم شمرده چنانچه میفرماید:
1- ﴿وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ٨﴾ [المائدة: 8] یعنی: دشمنی مردم شما را باعث نسازدکه اصل عدالت را بگذارید وبا ایشان بیعدالتی کنید، عدالت را پیشۀ خود سازید که شما را براه تقوی نـزدیک میسازد ودرقطارپرهیز گاران حساب میشوید.
2- ﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ﴾ [النحل: 90].
یعنی: خداوند ﷻ به عدل واحسان امرمی کند.
چه قانونی از«عدل» جامعتر و گیراتر تصور میشود؟ عدل همان قانونی است که تمام نظام هستی دنیا برمحورآن میگردد، آسمانها وزمین، آفتاب ومهتاب، شب وروز وهمۀ موجودات براساس عدالت قایم است. بناءً مقولۀ مشهور است که گفته میشود:
«بالعدلِ قامتِ السماواتُ وَالأرض» یعنی بخاطر عدل وانصاف آسمان و زمین استوار است. و نیز گفته شده است دولت عادل اگرچه کافرباشد امکان بقایش است، ولی دولت ظالم با وصف مسلمان بودنش نیست ونابود میگردد.
حالا اگر به خود بنگریم جامعۀ انسانی که گوشۀ کوچکی ازاین عالم پهناوراست نیزنمیتواند ازاین قانون جهان شمول مستثنی باشد وبدون عدل به حیات سالم خود ادامه دهد.
پس عدل به معنی واقعی کلمه آنست که هرچیزی درجای خود باشد، بنا براین هرگونه انحرافات، افراط، تفریط، تجاوز ازحدّ، تعدی به حقوق دیگران برخلاف اصل عدالت است.
یک انسان سالم کسی است که تمام دستگاه بدن او هر یک کار خودش را بدون کم وزیاد انجام دهد، اما به محض اینکه یک یا چند دستگاه درانجام وظیفه کوتاهی کرد ویا درمسیرتجاوز گام نهاد، فوراً آثاراختلال درتمام بدن نمایان میگردد و بیماری حتمی است.
کل جامعۀ انسانی نیز همانند بدن یک انسان است، که بدون رعایت اصل عدالت بیمار خواهد بود.
وحدت اجتماعی مسلمانها را پیامبرﷺ با مثال توضیح نموده میفرماید مسلمانها مثل جسد واحداند:
«وعن النعمان بن بشیرقال: قال رسول الله ﷺ «مَثَلُ المُؤمِنِینَ فِی تَوَادِّهِم وَتَرَاحُمِهِم وَ تَعَاطُفِهِم، مَثَلُ الجَسَدِ إذَا اشتَکَی مِنهُ عُضوٌ تَدَاعَـی لَهُ سَائِرُ الجَسَدِ بِاسَّهر ِوَالحُمَی» (بخاری (6011). مسلم (2586) کتاب البر والصلة.)
ازنعمان ابن بشیرروایت است که رسول الله ﷺ فرمود:
مثال مسلمانها درمحبت ورحمت ومهربانی شان به همدیگر مانند یک جسد است، که هرگاه عضوی ازآن بدرد آید دیگر اعضای جسد درتب وبیدارخوابی با آن همراهی میکنند.
شرح: بدون شک هنگامیکه دریک جامعه محبت، رحمت وهمکاری حکمفرما شود، در شادیها وغمها نیز احساس واحدی برای همگان پدیدار میگردد.
و نیزشاعرمعروف و سخنور فارسی سعدی (رح) حالت اجتماعی مسلمانها را در شعری تمثیل کرده است:
وُجود تو شهری است پُرنِیکُ و بد تو سلطان ودستورِ دانا خرد
رضا و ورع نیکنامان حُر هوی و هوس، رهزن و کِیسه بُر
چو سلطان عنایت کند با بدان کجا ماند آسایشِ بخردان؟
توراشهرتوحرصوکینوحسدچوخوندررگانندوجاندرجسد
هوی و هوس را نماند ستیز چو بینند سر پنجۀ عقل، تیز
3- ﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّٰمِينَ بِٱلۡقِسۡطِ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَوۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَوِ ٱلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ﴾ [النساء: 135].
یعنی: ای مومنان! برانصاف استوارگردید گواهی دهنده گان برای خدا اگرچه به ضررخود شما ویا به ضررپدر ومادرویا نزدیکان شما تمام شود.
اکنون بعد از برسی ومطالعۀ اساسات اسلام ثابت میگردد که نقش دین در زندگی اجتماعی و فردی نقش صلح واخوت وحفظ کرامت است.
هیچ نوعی ایجاد تفرقه واختلاف را دربین مسلمانها اجازه نمیدهد، و لو به هراسم و رسم، نام و نشانی که باشد، ولو ایجاد تفرقه از طرف هر شخص و قومی که باشد.
منبع کتاب : اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی
بقلم : نعمت الله «وثیق»
کابل مؤرخ:28/11/1385هـ ش
سایت کتابخانه عقیده : www.aqeedeh.com

عدالت در لغت: در صحاح جوهری (ص 415-416) در تعریف لغوی عدالت چنین آمده است؛ عدل متضاد جور است. گفته میشود «عدل علیه فی القضیة فهو عادل» یعنی: «در پرونده با او عادلانه برخورد کرد بنابراین عادل است».
و گفته میشود: «فلانٌ مِن أهل المَعدِلَة» یعنی: از اهل عدل و داد است، و «رجلٌ عدلٌ» یعنی مورد رضا و قانع کننده در شهادت است. در اصل مصدر است و نیز «قومٌ عدلٌ وعدولٌ» جمع است و «قد عدل الرجل بالضم عدالة» آن مرد عدالت را برقرار کرد.... تا آن جا که میگوید: «وتعدیلُ الشیء» تقویمه: یعنی راست کردن و برافراشتن، گفته میشود: « عدلته فاعتدل »: برخواستم و او نیز برخواست.
و در «مصباح الـمنیر» (2, 397) چنین آمده است: «عدلت الشاهد» یعنی عدالت را به او نسبت دادم و وصف کردم. و در قاموس (4, 13) آمده است: عدل ضد جور است، و هر آنچه که راست و درست اقامه شده باشد مثل عدالة وعدولة ومعدِلة ومعدَلة.
از این تعریف لغوی مشخص میشود که عدالت در لغت استقامت است، و همچنین شخص عادل کسی است که از او شبههای ظاهر نمیشود و کسی است که مردم از او راضی هستند و شهادتش را قبول میکنند و به آن قانع هستند.
عدالت در اصطلاح: عبارات علما در تعریف اصطلاحی عدالت متنوع است:
خطیب بغدادی در «الکفایة» (ص103) عدالت را چنین تعریف میکند: شخص عادل کسی است که نسبت به انجام فرایضش آشنا باشد و به آنچه به آن امر شده ملزم و از آنچه که نهی شده دوری جوید و از فواحش خرد کننده اجتناب ورزد و خواهان حق و واجب باشد در افعال و معاملاتش، و در لفظش خود را بپرهیزد از سخنانی که مروت را لکه دار میکند. کسی که اینچنین باشد به عادل بودن در دینش منسوب است و به صدق در گفتهاش معروف است و در این وصف، اجتناب ا ز گناهان کبیرهای که فاعل آن فاسق نامیده میشود کفایت نمیکند، و با این وصف باید ازچیزهایی که خود نمیداند گناه کبیره است ولی مردم میگویند، خودداری کند.
وابن حاجب عدالت را در مختصرالمنتهی (2/63) چنین تعریف میکند: محافظتی دینی است که حمل میشود بر ملازمت، تقوی و رادمردی و بدعت با آن نیست، و با اجتناب از گناهان کبیره و ترک اصرار بر گناهان صغیره و ترک بعضی از گناهان صغیره و بعضی از مباحات تحقق پیدا میکند.
تعریف ابن همام: او در تعریف عدالت در کتابش «التحریر» (3/44) آورده است: که استعدادی است که بر ملازمت تقوی و فتوت حمل میشود و شرط آن: کمترین حدش ترک گناهان کبیره اصرار بر صغیره و چیزی که مخل جوانمردی است.
بعضی از اهل عراق در تعریف عدالت میگویند: تنها عبارت است از اظهار اسلام با سالم بودن مسلمانان از فسق ظاهری، پس هروقت حالش چنین باشد واجب است که عادل باشد، و عدل در نزد هر مسلمانی مجهول است . («الکفایة» خطیب بغدادی (ص 141).
و قرافی در کتابش «شرح تنقیح الفصول » (ص361) عدالت را اینگونه تعریف میکند که: اجتناب از گناهان کبیره و بعضی از گناهان صغیره و اصرار بر آن و ترک بعضی از مباحاتی که مروت را خدشه دار میکند.
و غزالی در «المستصفی» (1/157) آن راچنین تعریف میکند: عدالت عبارت است از استقامت سیرت و دین و حاصل آن برمیگردد به هیئت راسخ در نفس که حمل میشود بر ملازمت همیشگی تقوی و مروت تا اینکه مردم به صدق او اطمینان حاصل کنند. وگرنه به قول کسی که از خدا آنچنان ترسی ندارد که او را از دروغ منع کند، هیچ اعتمادی نیست، و در اینکه عصمت از تمام گناهان شرط نیست اختلافی وجود ندارد و همچنین پرهیز از گناهان کبیره کافی نیست بلکه باید از گناهان صغیره همچون دزدیدن یک پیاز و کاستن در دانه از روی عمد وبه طور کامل هر چیزی که دلالت میکند بر ضعف دین او تا جائیکه به خاطر اهداف دنیوی جرأت دروغ گفتن پیدا کند بپرهیزد. حتی دوری از بعضی از مباحات لطمه آور به مروت در عدالت شرط شده است؛ همچون خوردن غذا در حین راه رفتن و ادرار در خیابان و همنشینی با اراذل و شوخی زیاد، و ثابت شده که آنچه اجماع از آن چشم پوشی کرده است به اجتهاد حاکم واگذار میشود، و اگر در نزد او چیزی دلالت کند بر جرأت شخص به دروغ گفتن شهادتش را رد میکند وگرنه خیر.
حافظ ابن حجر در «نزهة النظر» (ص29) عدالت را چنین تعریف میکند: مراد از عادل کسی است که در او توانایی ملازمت تقوی و جوانمردی باشد، و مراد از تقوی: پرهیز از اعمال بد از شرک یا فسق یا بدعت است.
و در کتاب «فتح» نیز آن را اینگونه تعریف میکند: عدل و رضا در نظر جمهور کسی است که مسلمان، مکلف، آزاده، غیر مرتکب گناه کبیرة و غیر مصر بر صغیرة باشد.
اینها تعریفات علما بود در تعریف اصطلاحی عدالت، و اگر چه عبارات متنوع هستند ولی همه به یک معنی برمیگردند و آن اینست که عدالت: یک ملکه و قدرتی است در نفس که صاحبش را بر ملازمت تقوی و مروت وادار میکند، و این برای انسان محقق نمیشود مگر با انجام مأمورٌبه و ترک منهیٌ عنه، و دوری از آنچه که در مروت اخلال ایجاد میکند، و نیز تحقق نمییابد مگر با اسلام و بلوغ و عقل و سلامت از فسق. و مراد از فسق: ارتکاب گناهان کبیره و اصرار بر یکی از گناهان صغیره، چون اصرار بر گناهان صغیره آن را تبدیل به کبیره میکند.
و مروتی که اهل علم از آن یاد میکنند: آداب نفسانی است که صاحب آن را بر ایستادن در کنار اخلاق والا و عادات نیکو وامی دارد، و آنچه که در مروت اخلال وارد میکند به دو سبب برمی گردد:
اول: ارتکاب گناهان صغیرهای که بر خست و پستی دلالت میکند مثل سرقت یک چیز کوچک همچون پیاز یا کسر دانهای از روی عمد.
دوم: انجام بعضی از چیزهای مباح که کرامت و یا هیبت انسان را از بین میبرد و باعث سبکی میشود، مثل زیاد شوخی کردن مفهوم.
عدالت تحقق پیدا نمیکند در کسی که آن را در اصحاب رسول خداص جویا شود، تمام آنها عادل بودند و صفت عدالت در آنها تحقق یافته است و اگر از یکی از آنها چیزی خلاف آن ثابت میشد مثل افتادن در گناهی، به سرعت متوجه خدا میشدند و توبه نصوح میکردند، توبهای که رجوع او را ثابت میکرد و گناه و لغزشش را میشست، پس خداوند از تمام آنها راضی باد.
منبع : کتاب مفهوم عدالت صحابه
(مفهوم عدالة الصحابة)
تألیف : أبوعبدالله الذهبی
سایت کتابخانه عقیده
www.aqeedeh.com
آیات قرآن : قال الله تعالی : ( بَلٰی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلِه وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ ) ( سورة البقرة : آیه ی 112 )
ارشاد الله جل جلاله است : بلی هر که تسلیم کرد روی خود را برای خدا ، و وی نیکو کار باشد پس او را است مزد او نزد پروردگار خویش و نیست ترس برایشان و نه ایشان اندوهگین شوند ( البقرة : 112 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَآءَ وَجْهِ اللهِ ) ( سورة البقرة : آیه ی 272 )
ارشاد الله جل جلاله است : لائق نیست که خرج کنید مگر برای طلب رضای و خشنودی الله جل جلاله . ( البقرة : 272 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا ۚ وَ مَن یُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا ۚ وَ سَنَجْزِی الشّٰکِرِیْنَ ) ( سورة آل عمران : آیه ی 145 )
ارشاد الله جل جلاله است : هر که خواهد جزئی از دنیا بدهیمش از ثواب دنیا و هر که خواهد جزئی از آخرت بدهیمش از ثواب آخرت و نزدیک است که جزای نیک دهیم شکر گذاران را . ( آل عمران : 145 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَآ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ۚ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَیٰ رَبِّ الْعٰلَمِیْنَ ) ( سورة الشعراء : آیه ی 145 )
و ارشاد الله جل جلاله است : وسؤال نمی کند از شما بر تبلیغ رسالت هیچ مزدی . نیست مزد من مگر بر پرودگار عالمها . ( الشعراء : 145 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَآ ءَاتَیْتُم مِّن زَکَٰوةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ) ( سورة الروم : آیه ی 39 )
ارشاد الله جل جلاله است : و آنچه داده باشید از صدقه طلب کنان روی خدا را پس این جماعت ایشانند دو برابر کنند اجر خود را . ( الروم : 39 )
و قال الله تعالی : ( وَ ادْعُوْهُ مُخْلِصِیْنَ لَهُ الدِّيْنَ ) ( سورة الأعراف : آیه ی 29 )
و ارشاد الله جل جلاله است : بپرستید او را و برای او خالص کرده عبادت را . ( الأعراف : 29 )
و قال الله تعالی : ( لَن یَنَالَ اللَهَ لُحُومُهَا وَ لَا دِمَآؤُهَا وَلَٰکِن یَنَالُهُ التَّقْوَیٰ مِنکُمْ ) ( سورة الحج : آیه ی 37 )
ارشاد الله جل جلاله است : نمی رسد به خدا گوشت قربانی ها و نه خون اینها و لیکن می رسد بوی پرهیزگاری از شما . ( الحج : 37 )
احادیث پیامبر :
1 – عَنْ اَبِیْ هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ : قَالَ رَسُوْلُ اللهِ ( ص ) : اِنَّ اللهَ لَا یَنْظُرُ اِلٰی صُوَرِکُمْ وَ اَمْوَالِکُمْ ، وَ لٰکِنْ یَنْظُرُ اِلٰی قُلُوْبِکُمْ وَ اَعْمَالِکُمْ . ( رواه مسلم )
حضرت ابوهریره رضی الله عنه می فرماید که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : بدون شک الله جل جلاله صورتها و مالهای شما را نگاه نمی کنند بلکه دلها و اعمال شما را نگاه می کنند . ( رواه مسلم )
توضیح : حاصل کردن رضا و خشنودی الله جل جلاله بر اساس صورتها و مالهای شما نیست بلکه به دلها و اعمال شما را نگاه می کند که در دل چقدر اخلاص است .
2 – عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ : سَمِعْتُ رَسُوْلَ اللهِ ( ص ) یَقُوْلُ : اِنَّمَا اِلْاَعْمَالُ بِالنِّیَّةِ ، وَ اِنَّمَا لِامْرِیٍء مَا نَوَی ، فَمَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ اِلَی اللهِ وَ رَسُوْلِهِ فَهِجْرَتُهُ اِلَی اللهِ وَ رَسُوْلِهِ ، وَ مَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ اِلٰی دُنْیَا یُصِیْبُهَا اَوِ امْرَاَةٍ یَتَزَوَّجُهَا ، فَهِجْرَتُهُ اِلٰی مَا هَاجَرَ اِلَیْهِ ( رواه البخاری )
حضرت عمربن خطاب رضی الله عنه می فرماید شنیدم که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : دارومدار همه اعمال بر نیّت است و به انسان همان چیز می رسد که نیّت آن را کرده باشد لذا هر کس به خاطر الله و رسول او هجرت کرد یعنی به جز رضا و خشنودی الله جل جلاله و رسول او هیچ سبب دیگری برای هجرت او نبود پس هجرت او برای الله و رسول او خواهد بود یعنی ثواب این هجرت به او می رسد و هر شخص برای هدف دنیوی یا برای نکاح کردن زنی هجرت کرد پس ( هجرت او برای الله جل جلاله و رسول ( ص ) نخواهد بود بلکه ) هر هدف و نیّت دیگری که برای آن هجرت کرده است هجرت او ( نزد الله جل جلاله نیز ) برای همان ( هدف ) قرار داده می شود . ( رواه البخاری )
3- عَنْ اَبِیْ هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ : قَالَ رَسُوْلُ اللهِ ( ص ) : اِنَّمَا یُبْعَثُ النَّاسُ عَلٰی نِیَّاتِهِمْ ( رواه ابن ماجه )
حضرت ابوهریره رضی الله عنه می فرماید که رسول الله ( ص ) فرمودند روز قیامت مطابق نیت هایشان بلند کرده می شوند یعنی با هر کس مطابق نیّت او با او رفتار خواهد شد . ( رواه ابن ماجه )
4- عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ : قَالَ رَسُوْلُ اللهِ ( ص ) : یَغْزُوْ جَیْشٌ الْکَعْبَةَ ، فَاِذَا کَانُوا بِبَیْدَاءَ مِنَ الْاَرْضِ یُخْسَفُ بِاَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ ، قَالَتْ : قُلْتُ : یَا رَسُوْلَ اللهِ ! کَیْفَ یُخْسَفُ بِاَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ وَ فِیْهِمْ اَسْوَاقُهُمْ وَ مَنْ لَیْسَ مِنْهُمْ ؟ قَالَ : یُخْسَفُ بِاَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ ، ثُمَّ یُبْعَثُوْنَ عَلٰی نِیَّاتِهِمْ . ( رواه البخاری )
حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید رسول الله ( ص ) فرمودند : لشکری به اراده حمله به خانه ی کعبه حرکت می کند ، وقتی که به یک میدان هموار می رسد همه ی آنها در زمین فرو برده می شدند – حضرت عایشه می فرماید من عرض کردم : یا رسول الله ! همه چگونه در زمین فرو برده می شوند حال آنکه در آنجا اهل بازار و کسان دیگر نیز موجود خواهند بود که در آن لشکر شامل نیست ؟ آنحضرت ( ص ) ارشاد فرمودند : همه در زمین فرو برده می شوند بعد از آن مطابق نیّت هایشان حشر می شوند یعنی در روز قیامت با آنها بر حسب نیّت هایشان رفتار کرده می شود . ( رواه البخاری )
5- عَنْ اَنَسِ بْنِ مَالِکٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ رَسُوْلَ اللهِ ( ص ) قَالَ : لَقَدْ تَرَکْتُمْ بِالْمَدِیْنَةِ اَقْوَامًا مَا سِرْتُمْ مَسِیْرًا ، وَ لَا اَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ ، وَ لَا قَطَعْتُمْ مِنْ وَادٍ اِلَّا وَ هُمْ مَعَکُمْ فِیْهِ قَالُوا : یَا رَسُوْلَ اللهِ ! وَ کَیْفَ یَکُوْنُونَ مَعَنَا وَ هُمْ بِالْمَدِیْنَةِ ؟ قَالَ : حَبَسَهُمُ الْعُذْرُ . ( رواه ابوداود )
حضرت انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید که رسول ( ص ) ارشاد فرمودند : شما در مدینه منّوره چنان کسانی را پشت سر گذاشتید که آنها بر هر راهی که شما رفتید ، هر آنچه شما خرج کرده اید و از هر وادی که گذر کردید در ( اجر و ثواب آن اعمال با شما شریک هستند . صحابه رضی الله عنهم عرض کردند : یا رسول الله آنان چگونه با ما شریک هستند حال آنکه آنها در مدینه اند ؟ رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : ( آنها نیّت داشتند که با شما همراه شوند امّا ) عذر آنها را نگه داشت . ( رواه ابوداود )
6- عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا عَنِ الَّنبِیَّ ( ص ) فِیْمَا یَرْوِیْ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ : اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ کَتَبَ الْحَسَنَاتِ وَ السَّیِّئَاتِ ثُمَّ بَیَّنَ ذٰلِکَ ، فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ یَعْمَلْهَا کَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً کَامِلَةً ، فَاِنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا کَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ اِلٰی سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ اِلٰی اَضْعَافٍ کَثِیْرَةٍ ، وَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ فَلَمْ یَعْمَلْهَا کَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً کَامِلَةً ، فَاِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا کَتَبَهَا اللهُ لَهُ سَیِّئَةً وَاحِدَةً . ( رواه البخاری )
حضرت ابن عباس رضی الله عنهما می فرماید که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند الله جل جلاله در مورد نیکی ها و بدی ها یک قانونی برای فرشته ها نوشته اند سپس تفصیل آن را چنین بیان فرمودند که هر شخص اراده ی کار نیکی را بکند و بعد از آن ( به سببی ) نتواند انجام دهد ، الله جل جلاله برای او یک نیکی کامل می نویسد واگر بعد از اراده کردن ، آن عمل نیک را انجام دهد الله جل جلاله برای او از ده نیکی تا هفتصد نیکی بلکه از این هم بیشتر تا چندین برابر می نویسند و هر کس اراده کار بدی را کرد و بعد از آن ، آن را انجام نداد پس الله جل جلاله برای او یک نیکی کامل می نویسند ( برای اینکه باز آمدن او از کار بد به سبب ترس الله جل جلاله است ) و اگر بعد از اراده کردن آن گناه را انجام داد الله جل جلاله برای او ( فقط ) یک گناه می نویسند . ( رواه البخاری )
7- عَنْ اَبِیْ هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ رَسُوْلَ اللهِ ( ص ) قَالَ : قَالَ رَجُلٌ : لَاَ تَصَدَّقَنَّ بِصَدَقَةٍ ، فَخَرَجَ بِصَدَقَتِهِ فَوَضَعَهَا فِیْ یَدِ سَارِقٍ فَاَصْبَحُوا یَتَحَدَّثُونَ : تُصُدِّقَ عَلٰی سَارِقٍ ، فَقَالَ : اَللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ ، لَاَ تَصَدَّقَنَّ بِصَدَقَةٍ ، فَخَرَجَ بِصَدَقَتِهِ فَوَ ضَعَهَا فِیْ یَدِزَانِیَةٍ ، فَاَصْبَحُوا یَتَحَدَّثُونَ : تُصُدِّقَ اللَّیْلَةَ عَلٰی زَانِیَةٍ ، فَقَالَ : اَللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ ، عَلٰی زَانِیَةٍ ، لَاَ تَصَدَّقَنَّ بِصَدَقَةٍ ، فَخَرَجَ بِصَدَقَتِهِ فَوَضَعَهَا فِیْ یَدِ غَنِیٍّ ، فَاَصْبَحُوا یَتَحَدَّثُونَ : تُصُدِّقَ عَلٰی غَنِیٍّ ، فَقَالَ : اَللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلٰی سَارِقٍ ، وَ عَلٰی زَانِیَةٍ ، وَ عَلٰی غَنِیٍّ ، فَاُتِیَ فَقِیْلَ لَهُ : اَمَّا صَدَقَتُکَ عَلٰی سَارِقٍ ، فَلَعَلَّهُ اَنْ یَسْتَعِفَّ عَنْ سَرِقَتِهِ ، وَ اَمَّا الزَّانِیَةُ فَلَعَلَّهَا اَنْ تَسْتَعِفَّ عَنْ زِنَاهَا ، وَ اَمَّا الْغَنِیُّ فَلَعَلَّهُ اَنْ یَعْتَبِرَ، فَیُنْفِقَ مِمَّا اَعْطَاهُ اللهُ . ( رواه البخاری )
حضرت ابوهریره رضی الله عنه می فرماید که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : شخصی ( از بنی اسرائیل در دلش ) گفت ( امشب به طور مخفی ) صدقه می کنم شب به طور مخفی صدقه ی خود را برداشته بیرون رفت و ( ندانسته ) در دست دزدی داد صبح مردم می گفتند دیشب به دزدی صدقه داده شده صدقه دهنده گفت : ای الله ! ( از اینکه به دزدی صدقه داده ام نیز ) حمد و تعریف تو را می کنم ( اگر به شخص بدتری میدادم چه می توانستم بکنم ) دوباره تصمیم گرفت که امشب ( هم ) حتماً صدقه می دهم ( برای اینکه صدقه قبلی ضایع شده ) امشب مال صدقه خود را برداشته بیرون آمد و ( ندانسته ) صدقه را به یک زن بد کاری داد صبح مردم می گفتند که به زن بد کاری صدقه داده شده است او گفت : ای الله ! برای اینکه ( صدقه ام را ) به زن بد کاری ( داده ام ) نیز حمد و تعریف تو را بیان می کنم ( زیرا مال من قابل این هم نبود ) سپس ( بار سوم ) تصمیم گرفت که امشب حتماً صدقه می کنم و شب صدقه را برداشته و بیرون آمد و در دست ثروتمندی داده ، صبح مردم می گفتند دیشب به ثروتمندی صدقه داده شده است صدقه دهنده گفت : ای الله ! حمد و ثناء لائق تو است ( که صدقه من نصیب دزد ، زنا کار و ثروتمند شد ( برای اینکه مال من قابل این چنین افراد هم نبود شب در خواب به او گفته شد که ( صدقه تو را برای این نصیب دزد گردانیدیم که شاید از عادت دزدی توبه کند و به زن بد کار به این خاطر بود که شاید از بد کاری توبه کند ( وقتیکه او ببیند که الله جل جلاله بدون از بد کاری عطاء می فرمایند پس شاید غیرتش بیاید از زنا توبه کند ) و صدقه تو به ثروتمند بدین جهت بود که عبرت حاصل کند ( که بنده های الله جل جلاله چگونه مخفیانه صدقه می کنند به سبب همین ) شاید او هم از مالی که الله جل جلاله به او عطاء فرموده ( در راه الله جل جلاله ) خرج کند . ( رواه البخاری )
آیات قرآن :
قال الله تعالی : ( فَاذْکُرُوْنِیْ أَذْکُرْکُمْ ) ( سورة البقرة : 152 )
الله جل جلاله ارشاد می کند : پس یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را . یعنی در دنیا و آخرت انعامات و احسانات من با شما خواهد ماند ( البقرة : 152 )
و قال الله تعالی : ( وَ اذْکُرِاسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً ) ( سورة المزمل : 8 )
ارشاد الله جل جلاله است : و یاد کن نام پروردگار خود را و از همه جهت گسسته شو متوجه شده به سوی او نوعی گسسته شدن . ( المزمل : 8 )
و قال الله تعالی : ( أَلَا بِذِکْرِ اللَهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) ( سورة الرعد : 28 )
ارشاد الله جل جلاله است : آگاه شوید به یاد خدا ، آرام می گیرند دلها . ( الرعد : 28 )
و قال الله تعالی : ( وَ لَذِکْرُ اللَهِ أَکْبَرُ ) ( سورة العنکبوت : 45 )
ارشاد الله جل جلاله است : هر آئینه یاد کردن خدا ، بزرگ تر است از همه ( العنکبوت : 45 )
و قال الله تعالی : ( الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَهَ قِیَٰمًا وَ قُعُودًا وَ عَلَیٰ جُنُوبِهِمْ ) ( سورة آل عمران : 191 )
ارشاد الله جل جلاله : آنانکه یاد می کند خدا را ایستاده و نشسته و پهلوی خویش و خفته . ( آل عمران : 191 )
و قال الله تعالی : ( فَاذْکُرُواْ اللَهَ کَذِکْرِکُمْ ءَابَآءَکُمْ أَؤ أَشَدَّ ذِکْرًا ) ( سورة البقرة : 200 )
ارشاد الله جل جلاله است : پس یاد کنید خدا را یعنی در منیٰ مانند یاد کردن شما پدرانِ خویش را بلکه زیاده تر یاد کردن ( البقرة : 200 )
و قال الله تعالی : ( وَ اذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْاٰصَالِ وَ لَا تَکُن مِّنَ الْغٰفِلِینَ ) ( سورة الاعراف : 205 )
ارشاد الله جل جلاله است : و پروردگارت را با بامدادان و شامگاهان در دلت به زاری و ترس و بدون بانگ برداشتن ، یاد کن و از غافلان مباش . ( الاعراف : 205 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَا تَکُونُ فِی شَاْنٍ وَ مَا تَتْلُواْ مِنْهُ مِن قُرْءَانٍ وَ لَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ ) ( سورة یونس : 61 )
ارشاد الله جل جلاله است : و نمی باشی در هیچ شغلی و نمی خوانی هیچ آیتی را از طرف خدا آمده و نمی کنید هیچ کاری مگر هستیم بر شما مطّلع چون در می آئید . ( یونس : 61 )
و قال الله تعالی : ( وَ تَوَکَّلْ عَلَی الْعَزِیزِ الَّرحِیمِ ( 217 ) الَّذِی یَرٰکَ حِینَ تَقُومُ ( 218 ) وَ تَقَلُّبَکَ فِی السَّٰجِدِینَ ( 219 ) إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ( 220 ) ) ( سورة الشعراء : 217 تا 220 )
ارشاد الله جل جلاله است : و بر ( خداوند ) پیروزمند مهربان توکل کن . ( 217 ) آنکه می بیند تو را چون بر می خیزی یعنی وقت تهجّد ( 218 ) و می بیند گشتن تو در میان سجده کنند گان ( 219 ) چرا که او شنوای داناست ( 220 ) ) ( الشعراء : 217 تا 220 )
و قال الله تعالی : ( وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ ) ( سورة الحدید : 4 )
ارشاد الله جل جلاله است : و او با شماست هر جا که باشید ( الحدید : 4 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الَّرحْمَٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَٰنًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ ) ( سورة الزّخُرف : 36 )
ارشاد الله جل جلاله است : هر که غافل شود از یاد خدا برگماریم برای او شیطانی پس آن شیطان همنشین او خواهد بود . ( الزّخُرف : 36 )
و قال الله تعالی : ( فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾
) ( سورة الصافات : 143 و 144 )
ارشاد الله جل جلاله است : پس اگر ( یونس علیه السلام ) در شکم ماهی از تسبیح کنندگان نمی بود ( البته باقی می ماند در شکم ماهی تا روزیکه مردمان برانگیخته شوند ( یعنی در معده ماهی هضم می شد و تسبیح یونس علیه السلام ) در شکم ماهی لآ اِلٰه اِلَّا اَنْتَ سُبْحٰنَکَ اِنِّیْ کُنْتُ مِنَ الظّٰلِمِیْنَ ) ( الصافات 143 و 144 )
و قال الله تعالی : ( فَسُبْحَٰنَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ ) ( سورة الروم : 17 )
ارشاد الله جل جلاله است : پس به پاکی یاد کنید خدا را وقتی که شام می کنید و وقتیکه به صباح در می آئید . ( الروم : 17 )
و قال الله تعالی : ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴿٤١﴾ وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِیلًا ﴿٤٢﴾
) ( سورة الحزاب : 41 و 42 )
ارشاد الله جل جلاله است : ای مسلمانان یاد کنید خدا را یاد کردن بسیار . و به پاکی بخوانید او را صبح و شام . ( الاحزاب : 41 و 42 )
و قال الله تعالی : ( إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ وَسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ﴿٥٦﴾
) ( سورة الاحزاب : 56 )
ارشاد الله جل جلاله است : هر آئینه خدا و فرشتگان او درود می فرستند بر پیغمبر ، ای مسلمانان : درود بفرستید بر وی و سلام گویید سلام گفتنی . ( الاحزاب : 56 )
و قال الله تعالی : ( وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿١٣٥﴾ أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِن رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴿١٣٦﴾ ) ( سورة آل عمران : 135 و 136 )
ارشاد الله جل جلاله : و کسانی که چون کار ناشایستی کردند یا بر خویشتن ستم روا داشتند خدای را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند – و چه کسی جز خداوند گناهان را می آمرزد – و آنانکه آگاهانه در کارهای ( ناروایی ) که کرده اند پافشاری و پیگیری نکرده اند . ( 135 ) پاداش اینان آمرزش پروردگارشان و بوستانهایی است که از فرودست آن جویباران جاری است که جاودانه در آنند و پاداش نیکوکاران چه خوب است ( 136 )
و قال الله تعالی : ( وَ مَا کَانَ اللَهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ) ( سورة الانفال : 33 )
ارشاد الله جل جلاله است : و هرگز نیست خدا عذاب دهنده ایشان و ایشان استغار می کنند ( الانفال : 33 )
و قال الله تعالی : (
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿١١٩﴾ ) ( سورة النحل : 119 )
ارشاد الله جل جلاله است : آنگاه پروردگارت در حق کسانی که از روی نادانی مرتکب کار ناشایستی شده اند ، و سپس توبه و درستکاری کرده اند ، ( بدان که ) پروردگارت پس از آن ، آمرزگار مهربان است . ( النحل : 119 )
و قال الله تعالی : ( لَوْلَا تسْتَغْفِرُونَ اللَهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ) ( سورة النمل : 46 )
ارشاد الله جل جلاله است : چرا نه طلب آمرزش می کنید از خدا بُوَد که رحم کرده شود بر شما . ( النمل : 46 )
و قال الله تعالی : ( وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣١﴾ ) ( سورة النور : 31 )
ارشاد الله جل جلاله است : رجوع کنید به سوی خدا همه یک جا ای مسلمانان باشد که درستکار شوید . ( النور : 31 )
و قال الله تعالی : ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ تُوبُواْ إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا ) ( سورة التحریم : 8 )
ارشاد الله جل جلاله است : ای مسلمانان ! رجوع کنید به سوی خدا ، رجوع خالص . ( التحریم : 8 )
احادیث نبویه :
1 : عَنْ اَبِیْ هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ : قَالَ النَّبِیُّ ( ص ) یَقُوْلَ اللهُ تَعَالٰی : اَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیْ بِیْ ، وَ اَنَا مَعَهُ اِذَا ذَکَرَنِیْ فَاِنْ ذَکَرَنِیْ فِیْ نَفْسِهِ ذَکَرْتُهُ فِیْ نَفْسِیْ ، وَ اِنْ ذَکَرَنِیْ فِیْ مَلَاٍ ذَکَرْتُهُ فِیْ مَلَاٍ خَیْرٍ مِنْهُمْ ، وَ اِنْ تَقَرِّبَ اِلَیِّ شِبْرًا تَقَرَّبْتُ اِلَیْهِ ذِرَاعًا ، وَ اِنْ تَقَرَّبَ اِلَیَّ ذِرَاعًا تَقَرَّبْتُ اِلَیْهِ بَاعًا ، وَ اِنْ اَتَانِیْ یَمشِیْ اَتیْتُهُ هَرْوَلَةً ( رواه البخاری )
حضرت ابوهریره رضی الله عنه می فرماید که رسول الله ( ص ) ارشاد می فرمایند که ارشاد الله جل جلاله است : من با بنده ی خود طبق گمانی که نسبت با من دارد معامله و رفتار می کنم و هر گاه مرا یاد کند من با او خواهم بود اگر او مرا در دل خود یاد می کند من نیز در دل خود او را یاد می کنم و اگر او مرا در جمعی ذکر می کند من نیز در جمعی بهتر از آن ، یعنی در جمع فرشتگان او را ذکر می کنم اگر بنده به قدر وجبی به سوی من متوجه شود من به اندازه ی یک دست به طرف او متوجه می شوم و اگر او به اندازه ی یک دست جلو آید من بقدر دو دست به او نزدیک می شوم و اگر او به سوی من آرام آرام بیاید من به سوی او دوان دوان می آیم ( بخاری )
آیات قرآن :
قال الله تعالی : ( حَٰفِظُواْ عَلَی الصَّلَوَٰاتِ والصَّلَوٰةِ الْوُسْطَیٰ وَ قُومُوْا لِلهِ قَنِٰتِینَ ) ( آیه ی 238 سورة البقرة )
ارشاد الله جل جلاله است : محافظت و پایبندی کنید بر همه نمازها و بر نماز میانه یعنی خصوصاً بر نماز عصر و بایستید برای خدا فرمانبردار شده ( البقرة : 238 )
و قال الله تعالی : ( وَ استَعِینُواْ بِالصَّبْرِ
وَالصَّلَاةِ ۚ
وَ إِنَّهَا لَکَبِیَرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخٰشِعِیْنَ ) ( آیه ی 45 سورة البقرة )
ارشاد الله جل جلاله است : و مدد طلبید به صبر ، ( شکیبائی ) و نماز . هر آئینه نماز دشوار است مگر بر فروتنی کنندگان ( البقرة 45 )
توضیح : صبر این است که انسان خود را از خواهشات نفسانی باز دارد و اوامر و دستورات الله جل جلاله را بجا آورد بر مصائب صبر کردن نیز صبر است ( کشف الرحمن )
و قال الله تعالی : قَدْ افْلَحَ الْمؤْمِنُونَ ( 1 ) الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَٰشِعُونَ ( 2 ) ( آیه ی 2 و1 سورة المومنون )
ارشاد الله جل جلاله است : هر آئینه رستگار شدند مسلمانان آنانکه ایشان در نماز خویش نیایش کنند گان اند . ( المومنون 2 و 1 )
احادیث نبویه :
1 : عَنْ عُثْمَانَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ : سَمِعْتُ رَسُوْلَ الله ( ص ) یَقُوْلُ : مَا مِنِ امْرِیءٍ مُسْلِمٍ تَحْضُرُهُ صَلَاةٌ مَکْتُوْبَةٌ ، فَیُحْسِنُ وُضُوْءَ هَا وَ خُشُوْعَهَا وَ رُکُوْعَهَا ، إِلَّا کَانَتْ کَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهَا مِنَ الذُّنُوْبِ مَا لَمْ یُؤْتِ کَبِیْرَهً ، وَ ذلِکَ الدَّهْرَ کُلَّهُ . ( رواه مسلم )
حضرت عثمان رضی الله عنه می فرماید شنیدم که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : هر مسلمانی که با رسیدن وقت نماز فرض ، وضو را به طور احسن انجام داده و نماز را با خشوع ادا کند ، رکوع آن را خوب انجام دهد پس تا زمانیکه گناه کبیره انجام ندهد این نماز کفاره ی گناهان گذشته ی او می شود . و این فضیلت نماز برای همیشه است . ( مسلم )
2 : عَنْ زَیْدِ بْنِ خَالِدٍ الْجُهَنِیِّ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ أَنَّ الَّنبِیَّ ( ص ) قَالَ : مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ وُضُوْءَ هُ ، ثُمَّ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ لَا یَسْهُوْ فِیْهِمَا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ . ( رواه ابوداود )
حضرت زید بن خالد جُهنّی رضی الله عنه می فرماید که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : هر کس وضو را به طور احسن انجام داده و بعد دو رکعت نماز طوری بخواند که در آن چیزی را فراموش نکند یعنی فکر و حواسش کاملاً متوجه الله جل جلاله باشد ، تمام گناهان گذشته اش معاف می گردد ( ابو داود )
3 : عَنْ حُمْرَانَ مَوْلٰی عُثْمَانَ أَنَّ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ دَعَا بِوَضُوْءٍ فَتَوَضَّأَ ، فَغَسَلَ کَفَّیْهِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ ، ثُمَّ مَضْمضَ وَ اسْتَنْثَرَ ، ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاثَ مَرَّاتٍ ، ثُمَّ غَسَلَ یَدَهُ الْیُمْنٰی إِلَی الْمِرْفَقِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ ، ثُمَّ غَسَلَ یَدَهُ الْیُسرٰی مِثْلَ ذٰلِکَ ، ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ ، ثُمَّ غَسَلَ رِجْلَهُ الْیُمْنٰی إِلَی الْکَعْبَیْنِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ غَسَلَ الْیُسْرٰی مِثْلَ ذٰلِکَ . ثُمَّ قَالَ : رَأَیْتُ رَسُوْلَ اللهِ ( ص ) تَوَضَّأَ نَحْوَ وُضُوْئِیْ هٰذَا ، ثُمَّ قَامَ فَرَکَعَ رَکْعَتَیْنِ ، لَا یُحَدِّثُ فِیُهِمَا نَفسَهُ ، غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّم مِنْ ذَنْبِهِ . قَالَ ابْنُ شِهَابٍ : وَ کَانَ عُلَمَاؤُنَا یَقُوْلُونَ : هٰذا الْوُضُوْءُ أَسْبَعُ مَا یَتَوَ ضَّاُ بِهِ أَحَدٌ لِلصَّلَاةِ . ( رواه مسلم )
حضرت حُمران غلام آزاد شده حضرت عثمان رضی الله عنه می فرماید : حضرت عثمان رضی الله عنه آب وضو طلب نمودند و مشغول وضو گرفتن شدند . هر دو دست را تا مچ ، سه بار شستند ، بعد آب در دهان نمودند ، آب در بینی نمودند ، و بعد سه بار صورت را شستند و بعد از آن سه بار دست راست را تا آرنج و سه بار دست چپ را تا آرنج شستند ، و بعد سر را مسح کردند و سه بار پای راست را و سه بار پای چپ را تا شتالنگ شستند ، پس فرمودند : من همان گونه وضو کردم که رسول الله ( ص ) را دیده ام که وضو نمودند . بعد از وضو رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : هر کس اینطور که من وضو کرده ام ، وضو کند و بعد دو رکعت نماز چنان بخواند که در دلش هیچ گونه فکر و خیالی را نیاورد ، گناهان گذشته اش همه بخشیده می شود . حضرت ابن شهاب می فرمایند : علمای ما می گویند برای نماز این کاملترین وضو است . ( مسلم )
4 : عَنْ عَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ : سَمِمْعتُ رَسُوْلَ الله ( ص ) یَقُوْلُ : إِنَّ الرَّجُلَ لَیَنْصَرِفُ وَ مَا کُتِبَ لَهُ إِلَّا عُشْرُ صَلَاتِهِ تُسْعُهَا ثُمُنُهَا سُبْعُهَا سُدُسُهَا خُمُسُهَا رُبُعُهَا ثُلُثُهَا نِصْفُهَا . ( رواه ابوداود )
حضرت عمّار بن یاسر رضی الله عنهما می فرماید شنیدم که رسول الله ( ص ) ارشاد فرمودند : انسان نماز را به پایان می رساند ، و برایش فقط یک دهم ثواب نوشته می شود . و برای بعضی یک نهم ، و برای بعضی یک هشتم ، یک هفتم ، یک ششم ، یک پنجم ، یک چهارم ، یک سوم ، و نصف ثواب نوشته می شود ( ابوداود )
توضیح : منظور این است که هر چقدر ظاهر و باطن نماز مطالبق سنت باشد ، همان اندازه اجر و ثواب می رسد ( بذل المجهود )
( آیات قرآنیه که در مورد خشوع و خضوع در مورد نماز خواندن ، که در بالا نوشتم فکر میکنم بیشتر باشد ، حالا انشاالله جستجو میکنم اگر آیاتی بیشتری در مورد خشوع و خضوع در نماز خواندن بود ، به این پست اضافه میکنم ، و من یک کارشناس دینی نیستم ولی دوست دارم یک قدمی را در راه دین الله جل جلاله بردارم . و این سه تا آیه و این چهار تا حدیث در مورد خشوع و خضوع را از روی یکی از کتاب های اهل سنت نوشتم . )
( البته احادیث پیامبر در مورد خشوع و خضوع در نماز خواندن ، زیاد هست ، من خودم چهار تا را انتخاب کردم و نوشتم و از روی یکی از کتاب های اهل سنت نوشتم ) ( و اسم کتاب : الاحادیث المنتخبه هست )
چند اسم عربی پسرانه :
عبدالله ، محمد ، آبدین ، آصف ، عثمان ، احمد ، ابراهیم ، اسماعیل ، ابوطالب ، امیر ، امین ، اویس ، ایمان ، علی ، ادریس ، عمر ، اسامه ، ابوبکر ، بیژن ، بشیر ، بلال ، تقی ، ماجد ، متین ، مجتبی ، مجید ، محراب ، محسن ، محمود ، محی الدین ، مراد ، مرتضی ، مروان ، مسعود ، مسلم ، مسیب ، مصطفی ، مصیب ، منصور ، حافظ ، حامد ، حیان ، حبیب ، حسین ، حسن ، حسام ، خالد ، خلیل ، جمال ، جواد ، جابر ، جاسم ، جلال ، رشید ، راشد ، ریاض ، رمضان ، رئوف ، رسام ، رضا ، عارف ، عامر ، عباس ، عبداالجواد ، عبدالحسن ، عبدالحسین ، فؤاد ، فائز ، فلاح ، فاروق ، صالح ، صفا ، صلاح ، نادر ، ناصر ، سالم ، سامی ، ستار ، سعید ، سلمان ، سهیل ، شمس الدین ، شهاب ، شعیب ، طارق ، طاها ، عبدالباسط ، عبدالرحمان ، عبدالرحمن ، عدنان ، عزیز ، فیصل ، معراج ، معین ، میثم ، نعیم ، هاشم ، یاسر ، یاسین
انسانها در مورد معبودی که عبادت کردهاند ، مورد سؤال قرار می گیرند. از آنان سؤال می شود که پیامبران را اجابت کردهاند یا خیر.
انسانها درباره اعمالی که انجام دادهاند و از نعمتهایی که در دنیا از آنها بهره بردهاند و از عهد و پیمانها و از گوش، چشم و دلهایشان سؤال خواهد شد. در این بحث از موارد ذکر شده صحبت خواهد شد.
1- کفر و شرک
مهمترین سؤالی که روز قیامت از انسانها بعمل می آید راجع به کفر و شرک است. از آنها درباره معبودهایشان سؤال می شود. خداوند می فرماید: آیه: «وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَکُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ». الشعراء: 92 - 93
(و بدیشان گفته میشود: کجا هستند معبودهائی که پیوسته آنها را عبادت میکردید ؟ (معبودهای) غیر از خدا. آیا آنها ( در برابر این شدائد و سختیهائی که اکنون با آن روبرو هستید و هستند ) شما را کمک میکنند یا خویشتن را یاری میدهند ؟ ).
«وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنتُمْ تَزْعُمُونَ». القصص: 62
( روزی ( را خاطر نشان ساز که ) خدا ایشان را فریاد میدارد و میگوید : انبازهائی که برای من گمان میبردید کجایند ؟! ( ای مشرکان ! حالا که حجابها و پردهها کنار رفتهاند و هنگامه حساب و کتاب و گرفتاری و درماندگی است ، بگوئید بتها و خداگونههای انس و جنّی که میپنداشتید و می پرستیدید بیایند و شما را از عقاب و عذاب آفریدگار برهانند )).
انسانها درباره اینکه غیر از خدا چه کسی را عبادت میکردند و اینکه جانوران و انواع هدایا را به معبودهای باطل تقدیم میکردند مورد سؤال قرار خواهند گرفت آیه: « وَیَجْعَلُونَ لِمَا لاَ یَعْلَمُونَ نَصِیبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنتُمْ تَفْتَرُونَ». النحل: 56
( ( کافران ) برای بتهائی که چیزی نمیدانند ( زیرا که جمادند ) ، بهرهای ( از حیوانات و ارزاق خود ) که ما بدیشان دادهایم قرار میدهند ( و بدین وسیله بدانها تقرّب میجویند ). به خدا سوگند ! ( در دادگاه قیامت ) از این دروغ و بهتانها بازپرسی خواهید شد ( و سزای کردارتان داده میشود )).
و راجع به تکذیب پیامبران مورد سؤال قرار می گیرند : آیه : « وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِینَ * فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ الْأَنبَاءُ یَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا یَتَسَاءَلُونَ». القصص: 65 – 66
( ( خاطرنشان ساز ) روزی را که خداوند مشرکان را فریاد میدارد و میگوید : به پیغمبران چه پاسخی دادید ؟ در این هنگام ( بر اثر حیرت و دهشت ) همه خبرها از یادشان میرود ( و جملگی دچار فراموشی میشوند و سخنی برای گفتن نخواهند داشت و حتّی از هول و هراس ) نمیتوانند چیزی از یکدیگر هم بپرسند ).
2- در دنیا چه عملی را انجام دادهاند؟
انسان در مورد اعمالی که در دنیا انجام داده است مورد بازخواست قرار می گیرد.
«فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ * عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ». الحجر: 92 - 93
( به پروردگارت سوگند ! که حتماً ( در روز رستاخیز از آنچه در دنیا مردمان انجام میدهند ) از جملگی ایشان پرسوجو خواهیم کرد. ( سؤال و بازخواست میکنیم ) از کارهائی که ( در جهان ) میکردهاند ).
«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ». الأعراف: 6
( ( در روز قیامت ) به طور قطع از کسانی که پیغمبران به سوی آنان روانه شدهاند میپرسیم ( که آیا پیام آسمانی به شما رسانده شده است یا خیر و چگونه بدان پاسخ دادهاید ؟ ) و حتماً از پیغمبران هم میپرسیم ( که آیا پیام آسمانی را رساندهاید و از مردمان در قبال فرمان یزدان چه شنیده و چه دیدهاید؟ ) ).
در سنن ترمذی از أبی برزه أسلمی رضی الله عنه روایت شده که پیامبر الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تزول قدما عبد یوم القیامة ، حتی یسأل عن عمره فیم أفناه ، وعن علمه فیم فعل ، وعن ماله من أین اکتسبه وفیم أنفقه ؟ وعن جسمه فیم أبلاه؟» جامع الاصول (10/436) وشماره آن: 7969.
( در روز قیامت هیچ کس نمیتواند قدم بردارد تا اینکه در مورد چهار چیز از او سؤال نشود:
1- عمرش را در چه چیزی صرف نمود.
2- مقطع جوانی را با چه چیزی بسر برد.
3- تا کجا به علم و دانشش عمل کرد.
4- مال و ثروتش را از چه راهی کسب کرد و در چه چیزی خرج نمود ).
نخستین گروه از امت اسلام که وارد بهشت میشود کسانی هستند که در ایمان و تقوی ، عمل صالح و استقامت بر دین حق در رتبه والا قرار دارند. آنها به صورت یک صف واحد داخل بهشت میشوند. اول و آخر آنها همزمان وارد بهشت میشوند. چهره آنان مانند ماه درخشان است.
امام بخاری در صحیح خود از حضرت ابی هریره نقل میکند که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمود : «أَوَّلُ زُمْرَةٍ تَلِجُ الْجَنَّةَ صُوَرُهُمْ عَلَی صُورَةِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ لَا یَبْصُقُونَ فِیهَا وَلَا یَمْتَخِطُونَ وَلَا یَتَغَوَّطُونَ فِیهَا آنِیَتُهُمْ وَأَمْشَاطُهُمْ مِنْ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَمَجَامِرُهُمْ مِنْ الْأَلُوَّةِ وَرَشْحُهُمْ الْمِسْکُ وَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ زَوْجَتَانِ یُرَی مُخُّ سَاقِهِمَا مِنْ وَرَاءِ اللَّحْمِ مِنْ الْحُسْنِ لَا اخْتِلَافَ بَیْنَهُمْ وَلَا تَبَاغُضَ قُلُوبُهُمْ قَلْبٌ وَاحِدٌ یُسَبِّحُونَ اللَّهَ بُکْرَةً وَعَشِیًّا» بخاری. کتاب: بدء الخلق، باب: ماجاء فی صقه الجنة . فتح الباری : (6/318) ، مسلم و ترمذی نیز آن را روایت کردهاند.
( چهرهی نخستین گروهی که وارد بهشت میشوند مانند ماه شب چهاردهم است. آنان در بهشت نه آب دهن می اندازند و نه آب بینی و نه نیازی به قضای حاجت دارند. ظروف طلایی در اختیار دارند ، شانه های شان از طلا و نقره است ، عرق بدن شان مانند عنبر خوشبو است و برای هر کدام از مردان اهل بهشت دو همسر هست که در اثر زیبائی و لطافت بدن ، مغز استخوان پاهایشان از بیرون دیده میشود. میان اهل بهشت هیچگونه اختلاف و کدورتی وجود ندارد. دلهایشان مانند دل یک انسان است ( یعنی همه همدل و خیر خواه همدیگر هستند ) صبح و شام به تقدیس و تسبیح خداوند مشغول اند ).
بخاری از سهل بن سعد رضی الله عنه روایت میکند که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمود :
«لَیَدْخُلَنَّ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِی سَبْعُونَ أَلْفًا أَوْ سَبْعُ مِائَةِ أَلْفٍ لَا یَدْرِی أَوَّلُهُمْ حَتَّی یَدْخُلَ آخِرُهُمْ وُجُوهُهُمْ عَلَی صُورَةِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ»
( هفتاد هزار یا هفتصد هزار انسان همه با هم و همزمان وارد بهشت میشوند. چهرهی آنها مانند ماه شب چهاردهم خواهد درخشید ).
و از روایات صحیح و ثابت است که خداوند همراه با هر کدام از این هفتاد هزار ، هفتاد هزار نفر دیگر را به رسولش میبخشد.
در مسند احمد با سند صحیح از حضرت ابوبکر رضی الله عنه نقل شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمود : «اعطیت سبعین الفا من امتی یدخلون الجنة بغیر حساب ، وجوههم کالقمر لیلة البدر، قلوبهم علی قلب رجل واحد ، فاستزدت ربی عز وجل فزادنی مع کل واحد سبعین الفا». صحیح الجامع : (1/350) شماره : 1068.
( این هدیه به من عنایت شده که هفتاد هزار نفر از امتم بدون حساب و کتاب وارد بهشت میشوند. چهره های آنان مانند ماه شب چهاردهم خواهد درخشید. همه آنها همدل و همنوا هستند و من از پروردگارم خواهان عنایات بیشتری شدم. پروردگار همراه با هر یک از هفتاد هزار، هفتاد هزار دیگر را برای من پذیرفتند ).
در مسند احمد ، سنن ترمذی و صحیح ابن حبان از حضرت ابی امامه با سند صحیح ثابت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : «وعدنی ربی أن یدخل الجنة من امتی سبعین الفا بلا حساب علیهم و لا عذاب، مع کل الف سبعون، و ثلاث حثیات من حثیات ربی». صحیح الجامع: (6/108) شماره 6988.
( پروردگار به من وعده داده که هفتاد هزار نفر از امتم را بدون محاسبه و عذاب به بهشت وارد کند که همراه هر کدام از آنها هفتاد هزار نفر و سه مشت پر از مشت های پروردگار هستند ).
مشخصات این هفتاد هزار در احادیث به شرح زیر نقل شده است : از ابن عباس روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : «عرضت علی الامم، فأخذ النبی یمر معه الامة، و النبی یمر معه النفر، والنبی یمر معه العشرة، و النبی یمر معه الخمسه، و النبی یمر وحده، فنظرت فاذا سواد کثیر، قلت یا جبریل! هؤلاء امتی؟ قال: لا، و لکن انظر الی الافق، فنظرت فاذا سواد کثیر، قال: هؤلاء امتک، و هؤلاء سبعون الفا قدامهم لا حساب علیهم و لا عذاب، قلت: ولم؟ قال: کانوا لا یکتوون، و لا یسترقون، و لا یتطیرون، و علی ربهم یتوکلون، فقام الیه عکاشة بن محصن فقال: ادع الله ان یجعلنی منهم. قال: اللهم اجعله منهم. ثم قام الیه رجل آخر فقال: ادع الله ان یجعلنی منهم. قال: سبقک بها عکاشة». صحیح البخاری، کتاب: الرقائق، باب: یدخل الجنة سبعون الفا بغیر حساب. فتح الباری (11/405).
( تمام امت ها به من نشان داده شدند . بعضی از پیامبران همراه امتی ، بعضی چند نفر، بعضی ده و بعضی یک نفر به همراه داشتند. نگاهم به جمعیت زیادی افتاد. گفتم: ای جبرئیل! اینها امت من هستند ؟ گفت : خیر. اما به سمت افق نگاه کن. نگاه کردم ، نگاهم به جمعیت بسیار زیادی افتاد که فضا را پر کرده بود. جبرئیل گفت : اینها امت تو هستند و این هفتاد هزار نفر که در جلوی آنها قرار دارند. از هرگونه حساب و کتاب بالاترند و هیچگونه عذابی برای آنها نیست. گفتم : چرا؟ جبرئیل گفت : اینها کسانی هستند که به منحوس بودن و بدشگون بودن اشیاء معتقد نیستند و با خواندن افسون مریض را معالجه نمیکنند ، و از روی اعتقاد شدید به تأثیر داغ ، اعظای خود را داغ نمیکنند ، و بر پروردگار خودشان توکل بستهاند . عکاشه فرزند محصن بلند شد و گفت : ای پیامبر دعا کن تا من از جمله این گروه باشم . رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند : بارالها! عکاشه را از آنان قراربده . یک شخص دیگری بلند شد و گفت : یا رسولالله! دعا کن تا من نیز از جمله اعضاء این گروه باشم . رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند: عکاشه از تو سبقت گرفته است.)
شاید اینها کسانی باشند که خداوند آنها را به مقربین نام نهاده : « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ» الواقعة: 10-12
( و پیشتازانِ پیشگام ! آنان ، مقرّبان (درگاه یزدان) هستند. در میان باغهای
پرنعمت بهشت جای دارند ).
و الله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین
منبع : کتاب "بهشت و دوزخ"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید