احمد - اگر اهل سنت هستی پس کافر شدی؛ چراکه از منظر فقه اهل سنت خروج بر حاکم «حرام» است و عامل به آن، کافر می شود! عجب - دوشنبه 08 دی 1404
محمد - وبلاگ خوبی دارید
اکرم بروشک - کتاب تولدی دوباره وانتخابی نو - دوشنبه 08 دی 1404
کل اوغلان - سلام مطالبت عالی بود. ممنون
محسن - طبق زیر نویس شبکه کلمع فرکانس ۱۱۹۵۸ V جستجو کردم دریافت نشد
پیام مدیر وبلاگ به بازدیدکننده گان این پست - سلام علیکم ، جهت اطلاع رسانی میخوام بگم که شبکه جهانی کلمه فکر کنم از تاریخ 5 خرداد 1398 دوباره بر همین فرکانس 12594 عمودی 2/3 27500 بر ماهواره یاه ست الحمدلله فعال شده و امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید . - دوشنبه 08 دی 1404
مونس - سلام هنوز کلمه وصل نشده رو یاه ست خبر ندارین کی وصل میشه حداقل ماه رمضان وصل میشد فیض میبردیم
پاسخ : علیکم السلام خواهر گرامی مونس ، تا جایی که اطلاع دارم هنوز شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست وصل نشده و از استاد عزیزم آقای ملازاده که در شبکه جهانی توحید داره فعالیت میکنه شنیدم که گفت به محض اینکه مشکل مالی شبکه جهانی کلمه حل بشه دوباره شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست نیز ان شاء الله فعالیتش را شروع میکنه و همان طور که میدانی ماه پر برکت رمضان ماه ویژه ای هست برای اجابت دعا ، پس خواهر گرامی مونس در این ماه مبارک رمضان به درگاه الله متعال دعا کن که مشکل مالی شبکه جهانی کلمه نیز حل بشه و فکر کنم در حال حاضر بر ماهواره هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیتش را داره ادامه میده و من به دلیل اینکه دیش ماهواره ام از هاتبرد دچار مشکل فنی شده به خوبی خبر ندارم که در هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیت داره یا نه و خواهر گرامی مونس به محض اینکه دوباره ان شاء الله اطلاعاتی جدید پیدا کردم در مورد فعالیت شبکه جهانی کلمه در وبلاگم به اشتراک میگذارم و شما خواهر گرامی مونس مثلا از طریق آدرس صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز هر روزانه میتوانی پیگیری کنی چون بارها دیدم که در صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز مسئولان شبکه اطلاع رسانی میکنند در مورد وضع شبکه و غیره و این آدرس اینستاگرام شبکه جهانی کلمه هست : https://www.instagram.com/kalemehtv/
صديق - تشكر ويژه دارم از شبكه كلمه با برنامه هاي خوبتان
ابو محمد - باسلام
اسامه - سلام میخواستم ازتون تشکر کنم به خاطر برنامه های خوبتون یاحق
به نام حضرت دوست / که هر چه داریم از اوست
به نام خداوند جهان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین
به نام آن که هستی را بنا کرد / محبت را به دلها آشنا کرد
به نام آن که دنیا را چنین کرد / محمد را رسول مسلمین کرد
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی یکتاپرستان جهان ، تمامی مسلمین موحّد ، امیدوارم تا این لحظه از زندگی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشید ، من دوست دارم در این پستم درباره ی مبارزه با فساد حرف بزنم و اینکه چه کار کنیم تا فساد از خانواده ی ما ، جامعه ی ما ، کشور ما و کلاً از این جهان فانی ان شاء الله پاک بشه و همان طور که الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دستور داده بشه و فساد از بین نمیره ، مگر با اراده ی خود ما و تا زمانی که خودمون نخواهیم فساد هم همین طور بیشتر و بیشتر میشه و خدا قربونش برم اگه بخواد ظرف یک چشم به هم زدن و حتی کم تر از یک چشم به هم زدن و چه جوری بگم برای خداوند اصلاً زمان مطرح نیست ، یعنی خداوند میتوانه در زمان اَبَر سریع ای که ما تصورش را هم نمی توانیم بکنیم ، الله متعال می تواند تمامی فسادها را از بین ببرد و نیست و نابود کند ولی خداوند میخواهد ما را امتحان کند و صبر خدا هم تا جایی هست ، که اگر گمراهان توبه نکنند ، بدانید که خداوند عذاب خود را بر آنها نازل میکند ، پس باید یه اقدامی بشه و جلوی این فسادها گرفته بشه و آنها ( زن و مرد ، دختر و پسر ، دختربچه و پسربچه ) که حجاب خود را رعایت نمی کنند ( منظورم با همه ی اون زن ها و مردهای سر تا سر جهان هست که حجاب خود را رعایت نمی کنند ) باید به خودشون بفهمانند که باید بدن خودم را بپوشانم و حجابم را رعایت کنم و امیدوارم که این جوری بشه ( یعنی همه حجاب خود را رعایت کنند ) و من نمیگم که من انسان خوبی هستم ، من هم توی زندگی ام مرتکب گناه شده ام ، ولی میخوام خودم رو اصلاح کنم و توبه کنم و دیگه باید هر چه عکس غیراخلاقی و فیلم غیراخلاقی در اینترنت ، ماهواره ، حافظه ی گوشی های موبایل ، سی دی ها و دی وی دی ها ، فلش ها و هارد دیسک ها باید به طور کلی پاک شوند و به جای این عکس ها و کلیپ های غیر اخلاقی ، عکس ها و فیلم های خوب درست کنند و در اختیار عموم مردم قرار بدهند و من هم یه مسلمان هستم و بی نهایت خوشحالم که در خانواده ی مسلمان واقعی به دنیا آمدم و دوست دارم که یه مسلمان واقعی بااستقامت و با صبر و حوصله باشم و هر کسی که واقعاً دستورات خدا و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را رعایت کرد ، اون یک مسلمان واقعی واقعی هست و من هم میخوام توبه کنم و عادت های بدم را ترک کنم و به دنبال وسوسه های شیطان نگیرم و دیگه فقط ان شاء الله کارهای خوب کنم و خودم را کنترل کنم و من در یک خانواده ی موحّد ( یکتاپرست ) به دنیا آمده ام و بی نهایت خدا را شکر میکنم ، و چندین بار به دنبال وسوسه ی شیطان گرفتم ، و گناه کردم ، ولی نه گناه اونجوری ، یعنی گناهانی که انجام دادم قابل جبران هست و دیگه هر طوری که هست میخوام یه توبه ی نصوحی کنم ، و برایم به درگاه الله عزیز دعا کنید و من هم جزء اون دسته مسلمان ها هستم که موحّد ( یکتاپرست ) هستند و فقط و فقط الله متعال را پرستش میکنیم و حاجتمان را مستقیماً از الله متعال میخواهیم و خداوند خودش در کتابش قرآن کریم میگه که من بسیار شنوا و بینا هستم و از تمام کارهای پنهانی و آشکارای شما باخبرم و بی نیاز از همه چیز هستم و این شماها ( انسان ها و سایر مخلوقات ) هستید که نیازمند منی ، پس چرا بعضی از مسلمان ها با این حال که این مفاهیم قرآنی به گوششون رسیده ، ولی بازم حاجاتشون را از غیر خدا می خواهند ؟؟!!! و چرا حرف حق را قبول نمی کنند ؟؟ و کارهای بیهوده انجام میدهند و غیر خدا را عبادت میکنند ، دیگه تا کی میخواهید به این وضعیتتون ادامه بدهید ؟؟؟؟ ، دیگه بس است ، پس تا دیرتر از این نشده ، دست از این عادت اشتباهتان بردارید و خالصانه فقط و فقط الله متعال را پرستش کنید و فقط و فقط مستقیماً خالصانه حاجتتان را از الله جل جلاله بخواهید که در این صورت یک مسلمان واقعی می شوید . و در مورد فساد اخلاقی که اول عرض کردم باید یه چاره ای بشه ، و اگه این فسادهای اخلاقی اینجوری پیشرفت کنه ، آیا اگر نسل بعد قرار باشد بیاید ، وضیعت اون ها دیگه چه جوری میشه .... و حالا در پایان حرفام میخوام متن سخنرانی یکی از عالمان موحّد را اینجا بنویسم : موضوع : شرم از الله : همانا سعادت مند ترین قلب ، قلبی است که خداوند شرم از خود را در آن قرار دهد . و از بزرگترین هدایای الهی و ربانی این است که به انسان قلبی عطا شود که از خداوند شرم داشته باشد . هنگامی که خداوند به او نعمتی عطا کند ، از او شرم دارد که از مال خود انفاق نکند و اگر خداوند به او صحت و عافیت عطا نمود از او شرم می کند که با قدمهایش به مساجد برای ادای نماز جمعه و جماعت نرود و هر گاه تنها شد و به خلوت رفت از خداوند شرم دارد که در آشکارا یا پنهانی ، مرتکب کارهای حرام شود . و هر گاه شب فرا رسید که در شب اش از نماز و عبادت بی بهره باشد و با پروردگارش مناجات کند و به خالقش نزدیکی جوید ، و قرب مولای خود را حاصل نماید . و هر گاه خداوند در زندگیش قدرت مالی به او عطا نمود از او شرم دارد که به همسایه اش اطعام نکند ، یا به گدای محروم و بی چیز غذا ندهد ، و یا به کسی که واقعاً مستحق گرفتن زکات و صدقه است از مال خود نخوراند . و هر گاه خداوند سلامتی را به او عطا نمود از خداوند شرم دارد که به خاطر تقرب به او تابستان و هوای گرم روزه نگیرد . و آنچه خداوند از انسان طلب می کند محدودیتی ندارد ولی هر کسی به او تقوا عطا شده ، پس خیر بسیار به او داده شده است .
سلام بر شما خواننده گان گرامی ، میخوام بگم که خیلی دوست دارم که آنهایی که کافر و مشرک و خلاصه گمراه هستند اگر الله متعال خودش آنها را لایق هدایت می بیند پس ان شاء الله به دین مبین اسلام داخلشان کند ( آمین یا رب العالمین ) و تابع دستورات الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم شوند و انسان ممکن الخطاء هست و هر انسانی در طول عمر زندگی اش در این دنیا خطاهایی ازش سر میزنه چون الله متعال انسان ها را معصوم قرار نداده و خدا راه بازگشت را به ما انسان ها و جن ها نشان داده ، با توبه ی خالصانه کردن و خداوند دَرِ توبه را تا قبل از اینکه عمر مان به پایان برسه بر روی بنده گانش باز کرده است ، پس راه نجات همه ی انسان ها از گرفتار شدن در آتش جهنم در اطاعت و پیروری کردن از دستورات الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم می باشد ، پس هر کس که دستورات الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را رعایت کرد مطمئناً هم در این دنیا و هم در آخرت ( زندگی جاویدان ) رستگار میشود و خدایا به درگاهت دعا میکنم که این کُشتارهایی که بین مسلمانان در سوریه ، عراق و ... داره رخ میده ، را کاری کن که هر چه زودتر این جنگ ها تمام بشه و مسلمان واقعی کسی است که فقط و فقط الله جل جلاله را پرستش کند و حاجتش را فقط و فقط مستقیماً از الله جل جلاله بخواهد و خداوند به هیچ شریکی نیاز ندارد و خودش ( الله جل جلاله ) بر همه چیز تسلّط دارد و بر همه چیز تواناست و بی نیاز هست و آن که نیازمند هست ما انسان ها و سایر مخلوقات هستیم ، پس ای آن کسانی که حاجت خود را از غیر خدا می خواهید ، دست از این عمل شرک خود بردارید و حاجتتان را فقط و فقط مستقیماً از الله جل جلاله بخواهید و نمازتان و سایر اعمال ایمانی را بر طبق روش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم انجام بدهید و در ظاهر و باطن موحّد واقعی باشید و آنهایی که کافر هستند یعنی الله متعال را اصلاً قبول ندارند ، میخوام بگم که اگر دلتان را به این دنیا خوش کرده اید ، بدانید که این دنیا یک روزی به پایان می رسد ، پس اگر میخواهید رستگار شوید دین مبین اسلام را برگزینید تا رستگار شوید ، خدا جون الهی قربونت برم ، وقتی از بزرگی تو میگم توی دلم یه حس آرامش بخشی بهم دست میده که قابل توصیف کردن نیست ، خدا جون ، تو ، بی نهایت خوب و مهربانی و الله جل جلاله هیچ چیزی را بدون حکمت نیافریده است ، پس هر چه از رحمت و مهربانی الله جل جلاله بگم ، واقعاً کم گفتم .
موضوع بحث : یک برنامه ریزی عالی برای خود ریختن که هم در این دنیا و هم در آخرت موفق و سربلند باشیم :
با سلام و خسته نباشید خدمت شما خواننده گان گرامی ، میخوام یک برنامه ریزی از دیدگاه خودم بنویسم : در این دنیا انسان از زمانی که متولد میشه و بعد پا به دوره ی کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، پیری ، کهن سالی میگذاره که باید هر انسانی در زندگی شخصی خود ، اولاً ناشکری خداوند را نکند که مثلاً چرا به من رنگ چشم آبی نداده ای ، باید انسان به آن چیزی خداوند برای او مقدر کرده قانع باشد ، و اگر انسانی مثلاً فقیر است و در یک خانواده ی کم درآمد هست ، اون فرد می تواند ان شاء الله با اراده مستحکم و قوی و توکل کردن به الله جل جلاله و درس خواندن و رسیدن به شغل مناسب و از راه حلال پولدار شود که خواستن توانستن است ، پس در هر شرایطی باید شکرگزار الله جل جلاله باشیم و باید با پدر و مادر خود و اعضای خانواده مشورت کنیم و مشکلاتمان را به خانواده ی خود بگوییم ، تا ان شاءالله با توکل کردن به خدا اون مسئله حل بشود و هر فردی باید در زندگی اش چند دوست صمیمی برای خود پیدا کند و باید دوستان خوبی را برای خودت انتخاب کنی که تو را به سمت بهشت خدا برسانه ، هر فردی باید حداقل دو ، سه نفر دوست صمیمی داشته باشد تا زمانی که احساس دلتنگی و ناراحتی میکنی با دوستانت به بیرون بروی و کمی وقت خودت را با دوستانت باشی ، مثلاً یک ، دو ساعتی را با دوستانت بگذرانی که یک تنوعی برای شما میشود و در حال و هوای شما تأثیر می گذارد و میدانیم که این دنیا با همه ی شادی ها و غم ها روزی به پایان می رسد و مقصد نهایی ما ( زندگی ما ) در اون دنیا ( آخرت ) می باشد و برای اینکه هم در این دنیا و هم در آخرت موفق و سربلند باشیم ، باید تلاش کنیم یعنی نمازمان را سر وقت بخوانیم و سعی کنیم هر پنج وقت نمازمان را با جماعت و در مسجد بخوانیم و در رمضان روزه بگیریم و علاوه بر اینکه روزه بگیریم ، اعمال خوب دیگر هم انجام بدهیم مثلاً تلاوت قرآن داشته باشیم ، ذکر سبحان الله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر را زیاد بگوییم و از دروغ ، غیبت و سایر کارهای بد را انجام ندهیم ، چه در ماه پربرکت رمضان و چه در بقیه ی ماه های سال کارهای بد را انجام ندهیم و از گناه پرهیز کنیم و امر به معروف و نهی از منکر را رواج دهیم ، و وقتی می بینیم که مثلاً دوستمان ، آشنایمان یا هر فرد دیگری که در گمراهی است ، آن را امر به معروف و نهی از منکر کنیم و در درون خودمان نیز تفکر و بررسی کنیم که آیا خود من نیز اشکالاتی دارم ، و اشکالاتمان در رفتار و کردار را باید اصلاح کنیم و دیگران را نیز با توکل کردن به الله جل جلاله ، امر به معروف و نهی از منکر کنیم و حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را باید الگوی خود قرار دهیم و همانند پیامبر صلی الله علیه وسلم زندگی کنیم و به عبادت الله جل جلاله بپردازیم و خواسته هایمان را فقط از الله جل جلاله بخواهیم ، پس با الله جل جلاله هیچ چیز شریک قرار ندهیم و در این دنیا اعمال صالح انجام بدهیم تا در آن دنیا ( آخرت ) موفق و سربلند باشیم .
نتیجه گیری : پس هر کسی دستورات الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را رعایت کرد و در این دنیا اعمال صالح و نیک انجام داد ، در آخرت پاداش آن اعمال صالح خود یعنی بهشت الله جل جلاله را دریافت می کند و جاودانه در آن ( بهشت ) با خوشی و شادی زندگی میکند .

ارزش زندگی دنیا در مقابل زندگی آخرت
آیه ی1 :
﴿ فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ فِي زِينَتِهِۦۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا يَٰلَيۡتَ لَنَا مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ قَٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٖ ٧٩ وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَيۡلَكُمۡ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّمَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ﴾ [القصص : 79] .
« (روزی) قارون در میان قومش با زیور و تجمل بسیار ، آشکار شد . آنها که خواهان زندگی دنیا بودند ، گفتند : ای کاش! آنچه قارون دارد ، ما نیز میداشتیم ؛ زیرا او صاحب بهرهی بزرگی است . اما صاحبان علم ( به آن دنیاپرستان ) گفتند : وای بر شما! پاداش خدا برای کسی که به او ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد، بسی بهتر (از ثروت قارون) است » .
آیه ی 2 :
﴿ مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا ١٨ ﴾ [الإسراء : 18].
« هر کس متاع فانی دنیا را طلب کند به او میدهیم ، لیکن به هر که خواهیم و مشیت ازلی باشد . سپس در آخرت دوزخ را نصیب او میکنیم که با نکوهش و مردودی به جهنم درآید » .
حدیث 1 : «عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم : لَوْ كَانَ لاِبْنِ آدَمَ وَادِيَانِ مِنْ مَالٍ لاَبْتَغَى وَادِيًا ثَالِثًا وَلاَ يَمْلأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إِلاَّ التُّرَابُ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ تَابَ » . ( حدیث شماره 1 مسلم )
ترجمه : « انس رضی الله عنه روایت میکند که رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود : اگر انسان دو درۀ ( انبار ) پر از مال و ثروت داشته باشد ، در جستجوی درهی دیگری خواهد بود . و پر نمیکند شکم بنی آدم را مگر خاک گور . و خدا توبهی کسی را که به او رجوع کند ، میپذیرد » .
حدیث 2 : «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم : يُؤْتَى بِأَنْعَمِ أَهْلِ الدُّنْيَا مِنْ أَهْلِ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُصْبَغُ فِى النَّارِ صَبْغَةً ثُمَّ يُقَالُ يَا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَيْتَ خَيْرًا قَطُّ هَلْ مَرَّ بِكَ نَعِيمٌ قَطُّ فَيَقُولُ لاَ وَاللَّهِ يَا رَبِّ. وَيُؤْتَى بِأَشَدِّ النَّاسِ بُؤْسًا فِى الدُّنْيَا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَيُصْبَغُ صَبْغَةً فِى الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ يَا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَيْتَ بُؤْسًا قَطُّ هَلْ مَرَّ بِكَ شِدَّةٌ قَطُّ فَيَقُولُ لاَ وَاللَّهِ يَا رَبِّ مَا مَرَّ بِى بُؤُسٌ قَطُّ وَلاَ رَأَيْتُ شِدَّةً قَطُّ » . ( حدیث شماره 2 مسلم )
ترجمه : « انس رضی الله عنه روایت میکند که رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود : روز قیامت مرفهترین و آسودهترین انسان دنیا را که مستحق جهنم شده است ، میآورند و در دوزخ چند بار غوطه ورش میکنند . سپس از او میپرسند : آیا هرگز خوشیای دیدهای و نعمتی به تو رسیده است ؟ میگوید : به خدا سوگند ، خیر . پس از آن ، رنجدیدهترین انسان دنیا را که اکنون مستحق بهشت شده میآورند و چند لحظه او را وارد بهشت میکنند ، سپس از او میپرسند ، آیا هرگز رنج و مشقتی به تو رسیده است ؟ میگوید : به خدا سوگند خیر ؛ هیچگونه رنج و مشقتی ندیدهام » .
توضیح : زندگی دنیا موقت و محدود است و زندگی آخرت دایم و نامحدود . نعمتهای دنیا به هیچ وجه ، قابل مقایسه با نعمتهای آخرت نیستند . نعمتی که نتیجهاش زوال باشد و حیاتی که منجر به مرگ و نابودی گردد ، چه لطفی دارد ؟ زندگی دنیا مانند خوابی است که مرگ ، بیداری آنست. انسان گاهی در عالم خواب و رؤیا ، صاحب سرمایههای هنگفت میشود اما پس از اینکه بیدار میشود ، میبیند از آن همه سرمایه خبری نیست . آدمی پس از مرگ به همین صورت متوجه خواهد شد که آنچه در دنیا در اختیار داشته و به ظاهر مالک آن بوده درواقع خواب و سرابی بیش نبوده است .
عنوان کتاب : گامی به سوی ایمان و یقین
تألیف : عبدالله ریگی احمدی
منبع این مطلب : این کتاب از سایت کتابخانه ی عقیده دانلود شده است .
www.aqeedeh.com

الحمدالله رب العالمين ، والعاقبه للمتقين ، ولاعدوان الا علي الظالمين ، والصلاه والسلام علي محمد الذي ارسله ربه رحمه للعالمين و علي آله و صحبه اجمعين .
مهربانی با کودکان :
کودکان برای رشد و نمو و اعتدال زندگی و عواطف خویش به محبت ، عشق ، مراقبت و شفقت نیاز دارند ، تا از شخصیتی متوازن و به دور از ناهنجاری روانی و عقدههای گوناگون ، برخوردار شوند ؛ زیرا چنانچه کودکان از طرف نزدیکان به ویژه پدر ، مادر ، پدربزرگ ، مادربزرگ ، خواهران و برادران مورد توجه ، مراقبت و محبت قرار نگیرند ، در تنگنای روحی و معنوی قرار گرفته و دچار ناراحتی و بیتابی میشوند و گاهی ناراحتی خود را از طریق گریه بروز میدهند .
سنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم مسلمانان را به ضرورت مهربانی و عطوفت با فرزندان یادآوری نموده و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند : « بهترین زنان قریش مهربانترین آنان با فرزندان خویش و آنهایی هستند که بیشترین اهتمام را به شوهران خود میدهند » . ( احمد و الشیخان . )
از براء رضی الله عنه روایت شده که فرموده است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم را دیدم که حسن بن علی را بر دوش خویش نهاده بود و میفرمود : «خداوندا من او را دوست میدارم و از تو میخواهم که او را دوست بداری » . ( شیخان و ترمذی . )
یکی از ویژگیهای اهل ایمان مهربانی با دیگران به ویژه فرزندان است و گاهی به وسیله بوسیدن ، نوازش ، خریدن هدیه و ... از آن تعبیر میشود. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند :
« مهربانان مشمول مهربانی و محبت خداوند رحمن قرار میگیرند ، با آنهایی که در زمیناند مهربان باشید تا کسی که در آسمان است با شما مهربانی کند » . ( ابوداود و ترمذی . )
رسول خدا صلی الله علیه وسلم با کودکان بسیار مهربان بود و برای شادمانی و سرورشان تلاش میفرمود . طبرانی از ابن عباس نقل مینماید که : رسول خدا صلی الله علیه وسلم هرگاه اولین ثمر درختان را برای او میآوردند ، آن را بر روی چشم و سپس بر روی لبان خویش مینهاد و میفرمود : « خداوندا همچنان که اول آن را به ما نشان دادی آخرش را هم به ما نشان بده! » و سپس آن میوه را به کودکانی که در آنجا بودند میداد .
رسول خدا صلی الله علیه وسلم در بسیاری موارد دستان محبتش را بر سر و روی کودکان میکشید و آنها را میبوسید . از عایشه رضی الله عنه روایت شده است که : « روزی اقرع بن حابس نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم بود و حسن و حسین نزد ایشان آمده و رسول خدا صلی الله علیه وسلم آنها را در بغل گرفته و بوسید . اقرع گفت : من ده فرزند دارم تاکنون هیچکدام از آنها را نبوسیدهام . رسول خدا صلی الله علیه وسلم نگاهی به او نمود و فرمود : « هرکس مهربان نباشد مورد مهربانی قرار نمیگیرد » .
یکی از لوازم محبت و مهربانی با کودکان سلام کردن به آنان است ؛ زیرا سلام گفتن به کودکان احساس هویت و شخصیت را در آنان شکوفا مینماید و آنها را متوجه مینماید که آنها سرمایه و توشه آینده زندگی هستند و در واقع سلام ، احوالپرسی و اهتمام به کودکان تربیت عملی خوبی برای آنهاست . نهال مهربانی را در درون آنها میرویاند و بزرگ میکند. انس بن مالک رضی الله عنه روایت مینماید که : « روزی از کنار چند کودک عبور میکردم و به آنان سلام کردم . من این را از رسول خدا صلی الله علیه وسلم آموخته بودم که هرگاه کودکانی را میدید به آنان سلام میفرمود » .
همچنین انسان روایت مینماید که « رسول خدا صلی الله علیه وسلم گاهی به میان مردم انصار میرفت و بر کودکان آنها سلام میکرد و آنها را نوازش مینمود » . ( اخرجه بغوی و ابونعیم و خطیب بغدادی . )
اسلام از همان ایام کودکی و آغاز فهم و درک آنها به تربیت و رشدشان اهتمامی فوقالعاده میورزد ؛ زیرا این کودکان هستند که در آینده بار مسئولیت رشد ، تکامل ، سلامت و امنیت جامعه را بر دوش میگیرند و معمولاً کودکان برای تربیت و عادت دادن و ساختن شخصیت آنها آمادگی بسیار زیادی دارند و مسائل زمان کودکی در ذهن و رفتار آنها تأثیر بسیار عمیقی خواهد گذاشت ؛ زیرا کودکان همچون طلای خامی هستند که به هر شکلی میتوان آنها را درآورد .
بر همین اساس است که تربیت هدفدار و موفق مسئولیت و امانتی بسیار با اهمیت به شمار میرود و پدر و مادر قبل از همه بار این مسئولیت دنیوی و اخروی را بر دوش دارند و در واقع کودکان نزد والدین خود امانتهایی خدایی به شمار میروند . در همین رابطه است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند : « همه شما مسئول هستید و هر یک از شما در مقابل زیردستان خویش مورد بازخواست قرار میگیرد . رهبر مسئول است و به خاطر مردم مورد بازخواست قرار میگیرد و مرد خانواده در مقابل افراد خانوادهاش دارای مسئولیت است و از او بازخواست میشود و زن نیز در کانون خانواده مسئولیت دارد و راجع به آن مورد پرسش قرار میگیرد و خدمتکار راجع به اموال ارباب خویش مسئول است و در مورد آن بازخواست میشود . همه شما مسئولیت دارید و در محدوده آن مورد بازخواست قرار خواهید گرفت » . ( متفق علیه )
همچنین رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مورد بدرفتاری و ناپرهیزکاری اولیاء و مربیان هشدار داده و فرموده است : « همه کودکان همراه با فطرت پاک به دنیا میآیند . این پدر و مادر است که آنها را ( با گفتار و کردار خود ) یهودی ، مسیحی و مجوسی بار میآورند ... » ( بخاری )
ابوهریره میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم پس از آن حدیث ، این آیه را قرائت فرمود :
« فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » (الروم / 30 )
« با همان سرشتی که خداوند مردم را به آن سرشته است ، آفرینش خدایی تغییرپذیر نیست . این همان دین ارزشمند و استوار است» .
روش تربیت صحیح اسلامی بر مبنای هدایت و منهج قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم و نشانیدن نهال عشق به خداوند و پیامبر و دینداری و پرهیزکاری و پایبندی به ارزشهای اخلاقی و پرهیز از زشتیها و بدیها قرار گرفته است .
والدین و مربی باید تلاش کنند که کودکان را به عقیده و باوری درست براساس اصول ایمان معروف مسلح نمایند و آنها را به عبادت و فرمانبرداری از پروردگار یکتا عادت دهند و برای برخورداری از زندگی مطلوب و استوار براساس مقرراتی تکاملبخش و سازگار و هماهنگ آنان را آماده نمایند تا روابط اجتماعی خود را بر مبنای محبت مردم ، تعاون ، نیکی و پرهیزکاری قرار دهند و از نظر اخلاقی به ارزشهای اخلاقی استواری مانند : صداقت ، صراحت ، جرأت و مراعات ادب مزیّن گردند و از نظر معنوی به خودباوری و عزت نفس و کرامت و پاسداری از شخصیت ، زندگی ، اعتدال و انسجام برسند و از عقدههای روانی ، سرکشیها و ناپختگی مصون بمانند .
و از نظر جسمی به سلامت ، صلابت و مهارت در انواع ورزشهای مفید مانند : شنا ، تیراندازی ، سوارکاری ، دو ، کشتی و ... خود را مسلح نمایند و در زمینه بهداشتی به نظافت جسم ، لباس و محل سکونت و کار خود اهتمام ورزند . از نظر علمی به آموزش علوم و معارف مختلف انسانی ، تجربی ، معرفت انسان ، آفرینش و آخرت اهمیت کافی بدهند تا زیربنای فکری آنان محکم و استوار گردد ؛ زیرا تربیت و توجیه باید شامل همه این موارد بشود ، تا کودکان و نوجوانان به روشی پسندیده رشد و نمو نمایند و الگوی ارزشمندی برای دیگران بشوند و ما اینها را در وصایای حضرت لقمان به فرزند خویش ، در قرآن میبینیم و همچنین در وصایا و سفارشهای رسول خدا صلی الله علیه وسلم وجود دارند .
در ارتباط با آموزش عقاید و باورها رسول خدا صلی الله علیه وسلم ابن عباس را ـ در حالی که نوجوان بود ـ راهنمایی میفرمود که :
« ای جوان! من مسائلی را به تو میآموزم . ( خوب به آنها توجه کن! ) خداوند را مدام حاضر و حافظ بدان ، تا او از تو محافظت نماید . او را ( بر اعمال و رفتار ) خویش حاضر بدان تا او را فراروی خود ببینی . هرگاه نیازی داشتی آن را تنها از خداوند درخواست کن! و هرگاه خواستی دست یاری را به سوی کسی دراز کنی ، تنها از خداوند استعانت کن! بدان اگر همه مردم برای اینکه منفعتی را نصیب تو بنمایند دست به یکی کنند ، به جز همان چیزی که خداوند اراده کرده ، سودی به تو نخواهند رسانید و اگر همه آنها هم برای رسانیدن زیانی به تو دست به یکی نمایند ، به جز همانی که خداوند قرار داده ، زیانی را متوجه تو نخواهند کرد . قلمها از نوشتن بازمانده و صحیفهها خشک شدهاند » . ( احمد و حاکم )
و در مورد عبادت میفرماید :
« در هفت سالگی فرزندان خود را به خواندن نماز دستور بدهید! و در ده سالگی ـ اگر نماز نمیخواندند ) آنها را تنبیه کنید و بستر خوابشان را از هم جدا نمایید » . ( ترمذی و ابوداود و حاکم )
و در زمینه مسائل اخلاقی لازم است فرزندان خویش را با فضایل اخلاقی مانند : بخشندگی ، شرم و حیا ، جرأت و صداقت آشنا نموده و عادت دهیم ؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند :
« بهترین هدیه پدر و مادر به فرزندان ، تربیت خوب و پسندیده آنهاست ». ( ترمذی و حاکم و طبرانی )
همچنین فرموده است :
« فرزندان خود را برای کسب سه خصلت تربیت کنید : محبت پیامبرتان ، محبت اصحاب و اهل ایمان و تلاوت قرآن ؛ زیرا فرزندان در روزی که هیچ سایهای به جز سایه خداوند نیست در زیر چتر رحمت قرآن قرار خواهند گرفت » . ( دیلمی و ابن النجار )
و در زمینه احکام شریعت لازم است کودکان با کلیاتی از مسائل شرعی ضروری و نقش آنها در ایجاد پایههای نظم و مراعات حقوق و تأمین آزادی ، مساوات ، عدالت و انصاف آشنا شوند . همچنان که وصایای دهگانه قرآنی در آخر سوره «انعام» بیانگر آنهاست و میفرماید :
« قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا » ( انعام / 151 )
« بگو : بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام گردانیده بیان کنم اینکه ( کسی و ) چیزی را با او شریک ننمایید و نسبت به پدر و مادر خود به خوبی رفتار کنید » .
و در زمینه امور بهداشتی لازم است کودکان را با آداب نظافت ، طهارت و حفظ سلامتی خود در راستای عمل به توجیهات قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم آشنا نماییم . زیرا رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند : « بهداشت و پاکیزگی بخشی از ایمان است » ( الحاکم فی تاریخه )
همچنین فرموده است : « از قضای حاجت در کنار چشمه ، چاه ، محل عبور مردم و سایه درختان پرهیز کنید » . ( ابوداود و ابن ماجه )
و در زمینه ورزش و تقویت جسمی ، لازم است کودکان را با ورزشهای مفید و مباح عادت دهیم و از ورزشهای زیانآور و خطرناک مانند : مسابقات پرش با موتور و بکس، ... جلوگیری کنیم . همچنین نباید کودکان به بازیهای زیانآور و خطرناکی برای خود و جانداران مانند : به جنگ دادن خروس و قوچ و ... بپردازند . در مورد نیروی جسمی و توانایی روحی رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند :
« مؤمن توانا و نیرومند نزد خداوند بهتر و محبوبتر است از مؤمن ضعیف و ناتوان هرچند هر یک را خیر و منافعی است » . ( مسلم )
همچنین حضرت عمر رضی الله عنه فرموده است : « شنا و تیراندازی و سوارکاری را به فرزندان خویش بیاموزید » .
و در زمینه روابط اجتماعی لازم است کودکان به احترام نهادن به مردم ، سلام و احوالپرسی ، کمک و همکاری در جهت خیر و مصلحت عادت داده شوند ؛ زیرا خداوند متعال فرموده است :
« وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ » (المائده / 2 )
« در رابطه با امور نیک و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید . اما در مورد امور گناه و دشمنیزا از همکاری با هم پرهیز نمایید» .
رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودهاند :
« هیچ یک از شما ایمان (کاملی) ندارد ، مگر آنکه هرچه را که برای خود دوست میدارد برای برادر مسلمانش نیز دوست بدارد ». ( احمد و شیخان )
همچنین فرموده است :
« از گناهان پرهیز کن تا عابدترین مردم باشی، به آنچه خداوند نصیبت گردانیده راضی باش تا بینیازترین مردم بشوی و به همسایهات نیکی کن تا مؤمنی راستین گردی . و هرچه را برای خود دوست میداری برای مردم نیز دوست بدار تا مسلمانی واقعی بگردی و از خندیدن بیش از حد پرهیز کن! زیرا خندیدن بسیار موجب دلمردگی میشود » . ( احمد و ترمذی )
و فرموده است :
« مؤمن برای مؤمن همچون ساختمانی است که برخی از آن برخی دیگر را محکم میگرداند » . ( شیخان )
و فرمودهاند :
« انسان مؤمن اهل الفت و معاشرت است و کسی که اهل معاشرت و رفتوآمد نباشد خیری در او نیست و بهترین مردم مفیدترین آنها برای دیگران است » . ( دارقطنی )
و در عرصه مسائل فرهنگی ، علمی و فکری لازم است اولیاء و مربیان تلاش کنند که عشق و علاقه به علم و معرفت را در او به وجود آورند و او را به مقدار زیادی از فرهنگ و معارف عمومی و مخصوص و تربیت فکری درست و پیشرو و متمدنانه براساس خبرگی و مهارت در همه زمینههای علوم و معارف مسلح سازند ؛ زیرا اسلام دین دانش ، تمدن ، پیشرفت و سربلندی است . خداوند متعال این دعا را به همه انسانها آموخته است که بگویند :
« رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا » ( طه / 114 )
« پروردگارا بر دانشم بیفزای» .
و فرموده است :
« يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ » ( المجادله / 11 )
« خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و بهرهای از علم دارند درجات بلندی را بخشیده است » .
وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.
منبع این مطلب : سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily.Com

خداوند همان خالق بینیازی است که مخلوقات در سختی و مشکلات به او پناه میآورند ( حقیقت فطرتی که خداوند مردم را بر آن خلق کرده است ) و شخص مسلمانی که دین وی را میشناسد به او ایمان میآورد .
کلینی در کافی از داود بن قاسم جعفری روایت میکند که گفت : ( به ابی جعفر ثانی گفتم : فدایت شوم ، صمد کیست ؟ گفت : ( کسی که کم و زیاد به او نیازمند باشد ) . ( کافی، ج1، ص 123. )
و کلینی بر آن تعلیقی را آورده که میگوید : ( خداوند همان است که تمام مخلوقات اعم از جن و انس هنگام نیازمندیها از او طلب میکنند و هنگام سختیها به او پناه میآورند و هنگام مشکلات به او امیدوارند و از وی طلب نعمت میکنند ) . ( کافی، ج 1، ص 124. )
از امام جعفر صادق روایت شده ، که هر گاه از امری ترسیدی بگو : بارالها هیچ کس بینیاز از تو نیست و تو از تمام آنهایی که خلق کردهای بهتر و برتر هستی ، پس برای من فلان چیز را فراهم کن . و در یک روایت دیگر آمده که ای کسی که از همه چیز بینیاز هستی و هیچ چیز از تو بینیاز نیست . ( کافی، ج 2، ص 404. )
این امامان کجا و آنهایی که میگویند : « یا محمد یا علی مرا کفایت کن و یا میگویند یا مهدی ادرکنی! چون شما کفایت کننده هستید یا محمد یا علی مرا حفظ کنید چون شما حافظانید یا محمد یا علی مرا یاری دهید چون شما یاری دهندگانید . ای مولای من ، یا صاحب الزمان ، کمکم کن ، کمکم کن ، مرا درک کن ، و مرا پناه ده » ، کجا؟! .
{ متأسفانه تشیع به انحراف کشیده شده است ، در حالی که شیعیان حقیقی و علوی ( نه شیعیان رافضی و صفوی ) پیرو ائمه بودهاند که سخنان ائمه تا الآن در کتابهای خود شیعیان هست ولی متأسفانه به دلایلی که برای همگان معروف است به آن عمل نمیشود ، اگر بارگاه امام رضا و معصومه و عبدالعظیم و غیره نباشد کاسبی و بازار عدهای کساد میشود که بر همگان روشن است و به همین دلیل حاضر نیستند حقایق به دست مردم برسد و همیشه از آگاهی مردم واهمه دارند و با تهدید و ارعاب عدهای هم که آگاهی مییابند ، اما عدهی اندکی هستند که حاضرند راه درست و صحیح را بعد از آنکه فهمیدند اختیار کنند که آنها نیز مجبور میشوند عقاید خود را بعد از تغییر پنهان کنند .
به محض اینکه شخصی این حرفها را بگوید : میگویند : وهابی شده است در حالی که این سخنان همهاش از کتابهای خود شیعیان بوده و از قرآن کریم میباشد و هیچ ربطی به وهابیت و محمد بن عبدالوهاب ندارد ، هر چند که محمد بن عبدالوهاب چیزی اضافه بر آنچه ذکر کردیم نگفتهاند و چیزی از خودشان نگفتهاند ، این سخنان امامان شیعه و قرآن کریم میباشد که عدهای نمیخواهند به دست مردم برسد و با بر پا کردن هیولای وهمی و خیالی به نام وهابیت مردم را از حقایق دور نگه داشتهاند .
جناب آیت الله مکارم شیرازی هم مرتب مغلطه کاری میکنند و مردم را فریب میدهند و میگویند : وهابیها زیارت قبور را حرام میدانند و به کسی اجازه زیارت قبور نمیدهند!! در حالی که تمامی علمای اهل سنت اعم از سعودی و غیر سعودی اتفاق دارند که زیارت قبر مستحب و سنت است و باعث یادآوری آخرت میشود ، و تمامی علمای اهل سنت از قدیم الأیام تا الآن با قبر پرستی و خاک برداری از قبور و به سر و صورت زدن و آسیب رساندن به بدن مخالف بودهاند و آن را جایز نمیدانند و این هیچ ربطی به علمای سعودی یا به قول ایشان وهابی ندارد ، تمامی علمای شافعی و حنبلی و حنفی و مالکی از قدیم الأیام در کتاب هایشان با استدلال به آیههای صریح قرآن کریم ذکر میکنند که درخواست از غیرخدا جایز نیست ، ولی مشکل جناب آیت الله چیز دیگری است زیرا میدانند که مردم پی به حقایق میبرند و بازار خمس ایشان کساد میشود ، خمس در قرآن کریم یکبار آمده که آنهم در مورد غنایم جنگی است که اهل سنت هم به چنین خمسی اعتقاد دارند که بعد از جنگ غنایم بدست آمده از کفار به صورت خمس که در قرآن آمده تقسیم میشود ، جالب اینجاست که وقتی شیعیان بخواهند خودشان این پول را به فقرا بدهند میگویند : نخیر جایز نیست باید به ما تحویل دهید تا ما مصرف کنیم! یعنی حتما باید به جناب مرجع تقلید تحویل دهند! در حالی که نزد اهل سنت هر شخصی خودش میتواند زکات مالش ( دو و نیم درصد در سال ) را مستقیما به فقرا بدهد و لزومی ندارد که به شیخ و مولوی و ملا تحویل دهد ، امیدواریم که به کتاب خمس نوشته استاد حیدر علی قلمداران قمی که در سایت کتابخانه عقیده هست مراجعه کرده و حقیقت خمس را بدانید ، امیدواریم که شیعیان بیدار شوند زیرا ما فقط قصد بیدار کردن آنها را داریم تا از شر کسانی که به نام دین از مردم سو استفاده میکنند نجات یابند ، گاهی اوقات میگویند : که وهابیها همه را نعوذ بالله کافر میشمارند! و جز خودشان را مسلمان نمیدانند! خدمت ایشان و تمامی شیعیان علوی عزیز عرض میکنیم که تمامی علمای اهل سنت با شیعیان علوی هیچ مشکلی ندارند بلکه آنها را مسلمان دانسته و آنها را برادر دینی خود میدانند ، و اگر گاهی تندی از برخی علمای اهل سنت صورت میگیرد مقصود آنها شیعیان رافضی ( به قول دکتر علی شریعتی : شیعه صفوی ) میباشد ، که اعتقاد به تحریف قرآن دارند و یا برای خدا شرک میورزند و صحابه و یاران رسول الله را کافر میدانند یا به آنها سب و دشنام میدهند ، اما عوام شیعیان خوب هستند و کسی آنها را کافر ندانسته و اگر هم اشتباهاتی از آنها رخ میدهد بخاطر این است که آنها نمیدانستهاند یا نمیدانند و دلیل ندانستن آنها هم همین اشخاص هستند که حقایق را از مردم و عوام الناس که گناهی ندارند پنهان میکنند یا معلومات تاریخی اشتباه به آنها دادهاند که باعث شده نسبت به فدائیان رسول الله ( صحابه ) بدگمان شوند و آنها را دشنام دهند } . ( {} سخن مترجم میباشد . )
و خداوند از آنها میپرسد : آیا الله برای شما کافی نیست ؟
آیا برای اینها کافی نیست که پروردگارشان پناه و فریادرس آنها باشد ؟ همان کسی که از او یاری میخواهند و از او طلب امنیّت و کمک میکنند آیا الله برای آنها کفایت نمیکند که دیگری را با او شریک میگردانند؟! .
خداوند میفرماید : ﴿ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ٣٨ ﴾ [ الزمر: 38 ] « و اگر از آنها بپرسى : « چه کسى آسمانها و زمین را آفریده ؟ » حتما میگویند : « خدا! » بگو : « آیا هیچ وقت درباره معبودانى که غیر از خدا میخوانید اندیشه میکنید که اگر خدا زیانى براى من بخواهد ، آیا آنها میتوانند گزند او را برطرف سازند؟! و یا اگر رحمتى براى من بخواهد ، « آیا آنها میتوانند جلو رحمت او را
بگیرند؟! » بگو : « خدا مرا کافى است ، و همه متوکلان تنها بر او توکل میکنند! » .
همانا شخص مسلمان با ندا و دعای خود از خداوند نه غیر او ، از او میخواهد که نیازهایش را بر طرف کند و اندوهش را رفع نماید چونکه آن شخص میداند که طلب کمک و یاری از غیر خداوند ( در آنچه که مقدور بندگان نیست ) عبادت برای غیر الله است .
« لقد وقفت على روايات مكذوبة تحكي حقيقة الـمأساة ، مأساة التوجه لبشر لا يملكون لأنفسهم ولا لغيرهم نفعاً إن أراد الله بهم ضراً ، ولا يملكون لأنفسهم حياة ولا نشوراً ». « در حقیقت به روایتهای دروغین بر خورد کردم که توجه کردن به بشر را بازگو میکند ، بشری که نمیتواند نفعی را به خود یا دیگری برساند ، اگر خدا اراده کند که به وی ضرر برسد ، و این انسانها مالک حیات و ممات خود نیستند » .
پس آن روایات را به هر امامی اختصاص دادهاند و برای هر کدام وظیفهای در نفع و ضرر بیان کردهاند . ( علی بن الحسین برای نجات از سلاطین و طلسم شیاطین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد برای آخرت و آن عبادتهایی که شایسته الله است و موسی بن جعفر که توسط او از خداوند سلامتی میجوئیم و علی بن موسی که از او سلامت دریا و بیابان طلب میشود و محمّد بن علی که رزق به وسیله او از طرف خداوند پائین میآید و علی بن محمّد برای بخشش و نیکی به برادران و طاعت خداوند و حسن بن علی برای آخرت و اما صاحب الزمان ( مهدی ) هر گاه شمشیری به تو رسید از او کمک بخواه که یاریت میدهد ) . ( بحار الانوار، ج 94، ص 33. )
سپس مجلسی صاحب بحار الأنوار، دعایی را که در بر دارنده استغاثه از ائمه به نحوی که گفته شد به آن روایت الحاق میکند . (همان، منبع. )
بسیاری از دعاها، چنین هستند و ائمه به عنوان فریادرس و پناه دهندهای که دعای زیارت کنندگان اینگونه آنها را وصف میکند ، مطرح میشوند : ( قاضیان احکام و دروازههای ایمان و محلهای بخشش ، به وسیله چه کسی نجات قطعی و حتمی است ، کاری نیست که شما سبب آن نباشید برای رسیدن به خداوند وسیله نباشید پس هیچ نجات و گریزگاهی جز شما نداریم و هیچ مذهبی جز شما نداریم . ای چشمان نظارهگر خداوند متعال ) . ( بحار الانوار، ج 94، ص 37. )
یکی از اینها فریاد میکشد : ( یا حسین و یا علی و یا مهدی و شاید یا عباس ) و از اینها مدد میجویند تا نیازهایش را بر طرف کند یا مشکلی را که از آن عاجز شده رفع نماید .
پس میبینم که یکی ( یا علی مدد ) زمزمه میکند و دیگر ندای ( یا حسین کمکم کن ) سر میدهد و آن یکی نزد مرقد امام رضا رفته و سر مرقد گریه میکند و خود را به ضریح میمالد و آن را میبوسد و از صاحب قبر کمک میخواهد و برای او نذر میکند!!.
و همچنین معتقد است که امام کاظم باب الحوائج است و دعای خود را متوجه وی میکند بدون اینکه از آن خالق زنده لایموت بخواهد!.
این اعمال مرا به این سوال که : چگونه یک مسلمان روزی 17 بار در نمازهای روزانه خود این کلام الله سبحانه وتعالی را تکرار میکند که تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ( سوره حمد ) و هنگامی که خواست برای رفع نیازهایش از کسی کمک بگیرد به مخلوقی مثل خود پناه میبرد بدون اینکه کمترین اهمیتی به آن آیه بدهد که از دوران کودکى ورد زبانش بوده است؟! میبینی که با تکرار این عبارت ( علی را که مظهر عجایب است ندا کن ) نیازهایش را بر طرف میکند . ( و در مییابی که در گرفتاریها کمک توست ، هر همّ و غمی با ولایت تو ، ای علی ، بر طرف میشود ) و سپس میافزاید : ( ای فریاد رس فریادرسان ای علی ، کمکم کن ) و پروردگار انسانها را که در قرآن کریم در مورد خودش این آیه را بیان کرده به فراموشی میسپارد » .
﴿ أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجۡعَلُكُمۡ خُلَفَآءَ ٱلۡأَرۡضِۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ٦٢ ﴾ [النمل : 62]
« (چه) کسى است که دعاى مضطر را اجابت میکند و گرفتارى را برطرف میسازد ، و شما را خلفاى زمین قرار میدهد ، آیا معبودى با خداست؟! کمتر متذکر میشوید!».
و بایستی که بپرسیم آنگاه که ائمه پناهگاه نیازمندان و گریزگاه بینوایان و قبله دعاگویان باشند و جز با ذکر نامهای آنها دعاها بر آورده نشود، پس چه فرقی میان این و آنچه که مشرکان مکّه در مورد بتهایشان میپنداشتند وجود دارد؟!.
آری، اینجا یک تفاوت وجود دارد و آن اینکه مشرکان مکه هنگام سختیها الله را به اخلاص میخواندند : ﴿ فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ٦٥ ﴾ [العنکبوت : 65 ]
« هنگامى که بر سوار بر کشتى شوند ، خدا را با اخلاص میخوانند ( و غیر او را فراموش میکنند ) ؛ اما هنگامى که خدا آنان را به خشکى رساند و نجات داد ، باز مشرک میشوند ! » .
ولی آنهایی که به ائمه پناه میبرند و با ذکر نامهای آنها ، آنها را فرا میخوانند در سختی و گرفتاری به خدا شرک میورزند .
عنوان کتاب : حقیقت توحید از دیدگاه ائمه
عنوان اصلی : الوصیة الخالدة
نویسنده : محمد بن سالم الخضر
مترجم : اسحاق دبیری
دانلود شده از سایت کتابخانه عقیده www.aqeedeh.com

آیا کسی پسران خویش را با نام دشمنانش نامگذاری میکند؟!
چه بسا بسیاری از عامهی شیعه امروزی چون بر حقیقتی که مدت طولانی از آنان پوشیده شده است اطلاع و آگاهی یابند غافلگیر شوند و بر ذهن آنان هم خطور نکرده است [که ائمهی اهل بیت فرزندان خود را با نام خلفای راشدین و یا امالمؤمنین عائشه نامگذاری کنند] بلکه هر آنچه مرتبط با محبت ابوبکر و عمر باشد نزد اکثر شیعیان بسیار دور و غیرممکن به نظر میرسد .
معمولاً علمای شیعهی اثنا عشری رابطهی اهل بیت با بزرگان صحابهی رسول خدا (ابوبکر و عمر) و سایرین را با جلوهای از کینه و نفرت متقابل اظهار و بیان مینمایند ولیکن ما با دلیل ملموس و آشکاری مواجهیم که حاکی از نوعی عزت و احترام خاصی همراه با محبت و تکریم اهل بیت برای اصحاب رسول خداست که آنان [اهل بیت] پسران و دختران خویش را با نامهایی نام نهادهاند که در ذهنیّت شیعهی اثناعشری صاحبان آن نامها با نفاق و کفر و ارتداد در ارتباط بودهاند .
امام علی علیه السلام پسری از لیلی بنت مسعود بن خالد تمیمیه داشت که به اسم ابوبکر نامگذاری نمود 1، و پسری دیگر از ام حبیب دختر ربیعه به نام عُمر و پسری نیز از امالبنین دختر خرام بن خالد به اسم عثمان نامگذاری نموده است 2 .
و امام حسن علیه السلام پسرش را با نام ابوبکر نام نهاده است 3 و طبرسی پسری دیگر را برای امام حسن ذکر کرده است که امام او را عمر نام نهاده است 4 و امام علی بن حسین (زینالعابدین) یکی از پسران خود را با نام عمر نام نهاده است 5 .
تمام این نامگذاریها [از جانب ائمهی کرام] به قصد تیمّن و مبارکی دو یار و صحابه پیامبر (ابوبکر و عمر) بوده است .
و امام موسی بن جعفر (کاظم) یکی از دختران خویش را به نام عائشه نام نهاده است 6 ، و اربلی در کتاب «کشف الغمه» ذکر کرده است که یکی از پسران این امام بزرگوار به نام عمر بوده است 7 .
و امام علی بن موسی(رضا) از پدر خویش تأسّی نموده است و دختر خویش را به عائشه نام نهاده است 8 ، و همچنین امام علی بن محمّد (هادی) دختر خویش را عائشه نام نهاده است 9 .
تمام این حقایق در کتب شیعه مذکور و به رشته تحریر درآورده شدهاند .
که همهی مسائل مذکور بر این واقعیت تأکید و پافشاری مینماید که موضعگیری شیعهی اثناعشری همچون موضع اهل بیت نسبت به صحابه نیست و در غیر اینصورت آیا کسی از شیعه اثناعشری به خود اجازه میدهد که فرزندش را به نام ابوبکر یا عائشه نام نهد چونکه اهل بیت چنین کردهاند؟ یا اینکه این هم اشتباه دیگری است که ائمه علاوه بر بیعت با ابوبکر و عمر و تنازل حسن از خلافت مرتکب شدهاند !!!
ما با این وجود محبت و دوستی شیعهی دوازده امامی برای اهل بیت را در زیر آزمایش و محک قرار میدهیم : که آیا شیعهی اثناعشری در نامگذاری فرزندان خویش به نامهای ابوبکر، عمر، عثمان و عائشه به اهل بیت اقتدا مینمایند همچنانکه اهل بیت – براساس آنچه کتب شیعهی اثناعشری روایت نمودهاند – چنین کردهاند؟ و اگر شیعهی اثنا عشری چنین [اقتدایی] نکرده باشند محبّت و دوستیشان برای اهل بیت نوعی ادّعا به شمار میآید، و ادّعا بسیار آسان است [هر کسی بدون کمترین پایبندی و التزام میتواند ادّعا نماید.]
1) مقاتل الطالبین، ص 91.
2 ) الارشاد 1/354.
3 ) کشف الغمة، 2/198 و إعلام الوری 1/416.
4)
5 ) منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل 2/59 و کشف الغمة 2/302، الارشاد، المفید 2/155 و اعلام الوری 1/493.
6 ) الارشاد 2/244، و اعلام الوری 2/36... .
7 ) کشف الغمة، 3/31.
8) کشف الغمة، 3/60.
9) کشف الغمة، 3/177.
منبع : کتاب آنگاه که حقیقت را یافتم
ثم أبصرت الحقيق
تالیف : محمد سالم الخضره
سایت کتابخانه عقیده : www.aqeedeh.com

دروغ بالاى دروغ
اى شيعه حق جو! اميدوارم خداوند به همهمان توفيق اعتقاد درست و قول و عمل نيكو عنايت فرمايد بيا كمى در مورد اين «افتراء» فكر كن، بله عقيدهاى كه با حق مخالف بوده و از واقعيت و صداقت دور باشد جز دروغ و افتراء نمىتوان چيز ديگرش ناميد .
اگر دقت كنى بطور عيان مىبينى كه نتيجه اين عقيده فاسد آنقدر حيرتانگيز است كه اگر تو خداوند را به عنوان پروردگار، و اسلام را به عنوان دين و محمد(ص ) را به عنوان پیامبر بپذيرى هرگز راضى نـخواهى شد كه چنين عقايد باطلى به تو نسبت داده شود يا تو به آنها منسوب باشى .
نتيجه اول: دروغ بافتن به خداوند متعال كه او به حضرت موسى كاظم وحى فرستاده، و بر تشيع خشم گرفته، و حضرت موسى كاظم را مـختار گذاشته كه يا زندگى خودش را عزيز داشته باشد يا زندگى پيروانش را، كه ايشان خود را فداى پيروانش كرده، بـخدا سوگند اين دروغى بيش نيست كه به خداوند بسته شده و بارى تعالى مىفرمايد: ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾[الأنعام: 93].
يعنى: «و چه كسى ظالمتر از آن است كه به خدا دروغ مىبندد .»
نتيجه دوم: دروغ بستن به حضرت موسى كاظم رحمه الله و اين افتراى مـحض را به نام ايشان تـمام كردن در حالى كه وى از اين افتراء مبر است ! .
ختم نبوت
نتيجه سوم: اعتقاد داشتن به نبوت حضرت موسى كاظم رحمه الله ، چون ادعاهايى از قبيل اينكه: خداوند به حضرت موسى كاظم خبر داده! كه بر شيعه خشم گرفته، و اينكه وى را براى انتخاب ادامه زندگى براى خودش يا پيراوانش مـختار گذاشته! و او به كشته شدن خودش راضى شده و خود را فداى آنان كرده! دلالت واضح بر نبوت حضرت موسى كاظم رحمه الله دارد! در حالى كه ايشان نه رسول است و نه نبى چون بعد از حضرت محمد ( ص ) هيچ كسى ديگرى به عنوان پیامبر فرستاده نخواهد شد .
اى شيعه حقجو! بايد دانست كه مسلمانان بر اين امر اجماع دارند كه اگر كسى بعد از حضرت محمدص به نبوت كسى ديگرى معتقد باشد بلا شبهه كافر است زيرا قول صريح قرآن را تكذيب كرده كه مىفرمايد :
﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَ﴾ [الأحزاب: 40].
يعنى: «محمد ( ص ) پدر هيچ يك از شـما نيست و ليكن رسول خدا و خاتم پیامبران است .»
شباهت تشيع با نصرانيت
نتيجه چهارم: عجيبتر از همه اينكه تشيع و نصارى باهم در عقيده «صليب» و «فداء» متفقند همچنانكه نصارى معتقدند حضرت عیسی علیه السلام خودش را فداى بشريت كرد و راضى شد بدار آويخته شود تا گناهان بشريت بـخشوده شود و حاضر شد خود را فداى بشريت كند تا خشم و عذاب پروردگار از آنها فروكش نمايد، تشيع نيز چنين عقيدهاى دارد كه حضرت موسى كاظم راضى شد خودش كشته شود و فداى شيعيانش گردد تا آنها از خشم و عذاب پروردگار مصون بـمانند ! .
بنابراين، تشيع و نصرانيت در اين مسئله عقيدهشان يكى است! و نصارى بنابه فرموده صريح قرآن كافرند پس آيا تشيع هم - با اينكه در صف مؤمنان ايستادهاند - به كفر راضى خواهند شد؟! .
شاعرى مىگويد :
قد هيؤوك لأمر لو فطنت له
فاربأ بنفسك أن ترعىمع الهمل
يعنى: اى كاش بدانى كه ترا براى كار مهمى گماشتهاند. پس مبادا با كاهلان همسفر شوى .
پس اى شيعه حقجو! بيا و خودت را نـجات بده، و از اين خرافات و أباطيل بيزارى جوى و صراط مستقيم پروردگار و راه مؤمنين را برگزين .
منبع : کتاب گفتاری با حق جویان شیعه
به قلم : شیخ ابوبکر جزائری
برگردان : عبدالله حیدری
سایت کتابخانه عقیده : www.aqeedeh.com

پرورش و تربیت خواندن از روزهای اول زندگی و کودکی و در محیط خانه و خانواده شروع می گردد و تا آخرین مراحل و عاليترين تحصیلات دانشگاهی ادامه پیدا میکند ، پدران و مادران باید عادت کتابخوانی را در فرزندان خود بوجود بیاورند و همچنین مربیان تربیتی كه نقش مهمي در تربيت دارند به خردسالان و کودکان آموزشی که لازم و كافي میباشد بدهند تا آنها را به کتاب خواندن راغب کند و اگر این آموزش توسط رسانههای همگانی باشد تاثیر بیشتری دربرخواهد داشت . و اما عادت نمودن به کتابخوانی لازم و کافی نبوده و میبایست نسبت به تحکیم و تداوم آن عادت نمود که هدف و مقصود مطالعه را تحقق ببخشد و برای تداوم عادت خواندن میبایست نظامهای دیگر هم به یاری و همکاری نظام آموزش بیایند خصوصا رسانههای همگانی و امکانات و ابرازهاي ارتباطی فراگیر نقش پیگیر و هماهنگ کننده را در رشد كتابخواني در جامعه بر عهده بگیرند .
اسلام که دینی عالم گیر می باشد به کتاب و کتابت عجین شده است ، و معجزهی آن کتاب ( قرآن کریم ) بوده به اندازه لازم در تشویق و ترغیب به امر کتاب و کتابخوانی و گسترش و توسعه کتابخانه سفارش نموده است .
دنیای بزرگ و شگفتانگیز کتاب و کتابخوانی به گروه خاصی و ويژهاي تعلق نداشته و هر فرد باید با کتاب زندگی کند و مطالعه و کتابخوانی باید بعنوان یک نیاز و احساس دایمی لازم و روزانه در میان عموم رایج و مطرح باشد تا افراد جامعه به خواندن و مطالعه ترغيب و فرهنگ كتاب و كتابخواني رواج يابد .
نقش و اهمیت کتاب و کتابخوانی :
درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی این است که با نهادینه کردن عادت به مطالعه در همه تفکرات و اندیشهها و دلها اقدام تا با همگانی کردن شور ، شوق و عشق به کتاب و کتابخوانی که آن در جامعه استمرار داشته باشد . اما جای تاسف دارد که عادت به مطالعه جایگاهی در رشد همه جانبه در همه سطوح اجتماع ما پیدا نکرده است . و هنوز که است عدهای از خواندن سرباز میزنند كه میبایست در پیشگیری از توسعه و گسترش بیشتر این آفت بمنظور رشد و اعتلای فرهنگ عمومی کوشش و تلاش زيادي نمود . و این معضلهء بزرگ را با جدیت و سخت کوشی هر چه تمامتر از جامعه دور کرد و حالا موقعی آن شده است که همه انگیزهها و موانعی که به هر دلیل در زمینه کتاب و کتابخوانی ایجاد شده است کنار رانده و با یاری ، کمک ، مردانگی و اراده قاطع تصمیم شکست ناپذیری گرفته و نسبت به احیای کتاب و کتابخوانی اقدام کنیم .
اهمیت کتاب هنگامی که روح به معنی اینکه در پیکره هنر دمیده گردد و معنویت به شکل هنری ارائه میشود درجه تاثیرگذاری و ماندگاری آن به شدت روبه فزونی میرود و پرداختن به اصولی از مسایل فرهنگی کشور از جمله مسئله کتاب و کتابخوانی و راه حلهای جهت رفع معضلات ، تنگناها و مشکلات آن ، اگرچه اموري است که نیازمند همت همگانی میباشد ولی بخشهای دولتی مسئول آن هستند و میبایست در راه آن سرمایهگذاری نموده و با بصیرت و قدرت نظارت لازم بر مسایل فرهنگی داشته باشند و آن را سر و سامان دهند و دستگاههای دولتی ادارهکنندهی کشور میبایست با پیشتازی کسانی را که دارای تفکر و اهل قلم هستند ترغیب نمایند تا به مطالعه و تحقیق دست زده و حاصل و نتیجه تلاشهایشان را در معرض استفاده کننده و همگان بگذارند و از این طریق میتوان فرهنگ جامعه را به پویایی و بالندگی رساند .
تجزیه و تحلیل از کمیت کتاب نقش آن را کم رنگ میكند که باید مستقیماً نویسنده را وارد عمل نمود ، نویسندهای که با خواندن کتاب آغاز مینماید و از اول نویسندگی دانشی را نداشته و با مطالعهی بیشتر به نویسندگی دست يافته است و او فردي کاملا خاصی میباشد .
در موقع تبلیغ و تمجید کتاب و کتابخوانی میبایست مسئولیت عرضه کننده و پدیدآوردگان کتاب که دارای اهمیت و مسئولیت سنگینی بودهاند اشاره نمود . واقعاً کسانی كه برای غذای روان و اندیشه نسبت به تهیه و توزیع کتاب میپردازند باید بداند که درباره خدمت به اینگونه کارها فایده داشته و همچنین دارای پاداش بزرگی است .
پیامی که در نمایشگاه کتاب درباره اهمیت و لزوم کتابخوانی مي باشد ضرورت دارد و باید اهمیت آن را در نظر گرفتن جهت بالابردن شکوفایی بیشتر استعدادهای توانمند که برای درک و فهم عمیق حقایق همگانی با تحولات علمی و فنی ، غنا ساختن آن و سازماندهی بر تلاشهای فرهنگی و ایجاد نظام اطلاعرسانی منسجم و توانمند ضرورت دارد و بر بهره وری آن در نمایشگاههای کتاب به بازدهی و افزايش آنها کمک میکنند .
هرگاه ضرورت کتابخوانی و اهمیت آن برای همگان تفسیر و تعبير گردد در آن صورت در هیچ جای نباید فردی یافت شود که با مطالعه بیگانه باشد و در هیچ مکان و زمانی نباید وجود داشته باشد مگر نقش محدودی که کتاب درآن نادیده انگاشته شود .
راهها و شیوههای کتاب و کتاب خوانی
براي ايجاد جذب و جلب افراد به مطالعه راههاي ميباشد تا آنها را به كتاب و كتابخواني ترغيب و تشويق نمائيد كه در اين مقاله به تعدادي از شيوههاي كه در راغب كردن مردم به مطالعه را سبب ميگردد بيان نمائيم ؛ و آن روشها عبارتند از :
• برگزاری مسابقات کتابخوانی و خلاصه نویسی کتابها میتوانند گرایش افراد را به مطالعه منجر کند و این گونه مسابقات باید از روی اصول و سنجیده برگزار شود که این زمینهساز عدهای زیادی از افراد به مطالعه خواهد شد .
• با گزیده نویسی و خلاصهسازی تعدادی از کتب حجیم و قطور مردم را به مطالعه ترغیب کرد که اغلب به خاطر گرفتاری و نداشتن فرصت کافی از مطالعه باز میماند ، وقتی که آثار خوب ، مفید و ارزنده خلاصه گردد میتواند ، رغبت بعضی از افراد به مطالعه را افزایش داده و در آن امر کتاب و کتابخوانی موثر باشد .
• فراهم کردن امکانات و فرصتهای مطالعاتی برای کودکان و نوجوانان که نیاز به کمک دارند علاوه بر کوشش و تلاش خود آنان نیاز به تلاشها و برنامهریزی و مشارکت حساب شده مربیان دارند جهت تشویق و ترغیب آنها به مطالعه باید نسبت به تهیه و خرید کتاب آنها را همراهی کرد و جهت بازدید به نمایشگاهها و فروشگاههای کتاب و یا هدیهی کتاب ، آنها را راغب نمود و به کودکان قبل از دبستان باید اهمیت داد که میتواند با گرفتن هدیهی برجستهای از اولیا و مربیان ، علاقه کودکان را به کتاب و کتابخوانی تعیین و تثبت کرد و آنها را به اين راه كشاند .
• برای ترغیب و علاقمند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی این است همانطور که بزرگترها مطالعه مینمایند ميتوانند كتابهاي كودكانه را گزينش كنند ، و در فرصتهای که کاری ندارند برای کودکانشان آنها را بخوانند که این کار سبب کتابدوستی و علاقمندی به کتابخوانی میشود ، و این عشق به تدریج در وجود كودک نهادینه میگردد.
• کتابهای تازه و جدیدی به مجموعهاي کتابخانهها بايد افزود که این امر گوارا و دلنشین بوده و حیات و پویایی کتابخانه را تامین و تضمین میكند ، و با فزونی بخشیدن به طالبان دانش و بینش آنها را ترغيب نمود ، هرگاه امکانات لازم و ضروری را به کتابخانه ندهند آن کارائی خود را از دست میدهد و قدرت جذب عضوهای جدید را ندارد و اعضا و مراجعین که قبلا داشته رو به کاهش میگذرد بدینوسیله همواره باید کتابخانهها را از لحاظ کتاب تقویت کرد.
• میبایست با برداشتن گام موثری که مردم را به طرف کتاب و کتابخوانی ترغیب نمود و آنها را به سوی کتاب و کتابخوانی سوق داد ، گامی ارزشمند و تلاشی بزرگی در این زمینه برداشت ، و با یافتن چنین راههای از قبیل برگزاری نمایشگاههای دایمی کتاب ، مسابقه کتابخوانی همراه با اختصاص جوایز برای کتابخوانها . و همچنان برای تلاش بیشتر در این مسیر ، باید وسایلی را از کارهای اساسی و ارزنده، مفید و ثمر بخش ، فراهم کرد .
• یکی ازعمدهترین و بهترین راههای افزایش اطلاعات عمومی ، مطالعه کتاب میباشد که همین زمینهساز گامهای بعدی برای رفع نیاز میباشد و به گونه مطلوب آنها را به قلهی پیشرفت در همه زمینههای مادی و معنوی میرساند .
اگر بتوان مردم را با هر ترتيبی كه ميباشد به كتاب و كتابخواني تشويق و ترغيب كرد و استعدادهاي كه در جامعه ميباشد شناسايي كرد ، ميتوان به توسعه و پيشرفت كشور و جامعه اميدوار بود . و اينك نتيجه ميگيريم اگر فرهنگ كتاب و مطالعه در جامعهی ما رونق پيدا كند و علاقمندان زيادي به آن رو آورند باعث توسعه و گسترش كشور و سرفرازي ملت و جامعه خواهد شد.
فدایی ، غلامرضا : کتاب و کتابخانه « مدیریت و توسعه »
منبع مطلب سایت کتابخانه عقیده :
http://www.aqeedeh.com

به نام آن که هستی را بنا کرد / محبت را به دل ها آشنا کرد
احکام لباس و ستر عورت :
اولین چیزی که اسلام در راه ثبات و پایداری جامعه به آن توجه کرده ، عبارت از ممنوعیت برهنگی و دیده شدن عورت زن و مرد است . حالت برهنگی که در دوران عرب جاهلی وجود داشت با حالت برهنگی ملت های مترقی کنونی جهان اختلاف زیادی ندارند . مردان عرب خود را جلوی چشم همدیگر ، بدون هیچ شرمی ، برهنه می کردند ( در صحیح مسلم در باب " الاعتناء بحفظ العوره " نوشته است .... ) و در وقت غسل و قضای حاجت در ستر و پوشانیدن عورت خودشان لزومی نمی دیدند . در اطراف کعبه در حالیکه که لخت بودند طواف می کردند و آن را بهترین عبادت می شمردند ( از ابن عباس و غیره .. گفتند ) و حتی زنان هم در وقت طواف لخت بودند ( در کتاب التفسیر صحیح مسلم ذکر شده است ... ) و معمولاً لباسی را در برداشتند که باز هم قسمتی از سینه ، بازوها ، سر ، و هر دو ساق پا بیرون می ماند . ( تفسیر کبیر آیه : ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن . ) این حالتی است که امروز در آمریکا ، اروپا و ژاپن به چشم می خورد . در شرق غیر از نظام اسلامی نظام دیگری وجود ندارد که برای موضوع کشف و ستر عورت و حدود آنها اهمیت قائل شود . پس اولین درسی را که اسلام در اجتماع پیاده کرد همین بود که فرمود : ( یٰا بَنی آدَمَ قَدْ اَنْزَلْنٰا عَلَیْکُمْ لِبٰاساً یُوٰاری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً ... ) ( سوره ی الاعراف ، 26 ) « ای فرزندان آدم هر آئینه فرود آوردیم بر شما لباسی که می پوشاند شرمگاه شما را و ( فرود آوردیم ) لباس زینت ، لباس تقوی و پرهیزگاری بهتر و نیکوتر است » . و پوشاندن بدن تمام زنان و مردان با این آیه واجب گردید و رسول خدا ( ص ) کشف عورت و نگاه کردن به آن را به شدت ممنوع کرده است ، چنانچه می فرماید : ( مَلْعُونٌ مَنْ نَظَرَ اِلٰی سَوْأةَ اَخیِه ) . ( احکام القرآن ، جصاص . ) « کسی که بر شرمگاه برادرش نگاه کند ملعون است » ( لٰا یَنْظُرُ الرَّجُلُ اِلٰی عَوْرَةِ الرَّجُلِ وَ لاٰ اِمْرَاَةٌ اِلٰی عَوْرَتِ اِمْرَاَةٍ ) ( به روایت احمد ، مسلم ، ترمذی و ابوداود . ) « و نظر نکند یک مرد به عورت مرد دیگری و نه یک زن و به عورت زن دیگری » . ( لِاَنْ اُخِرَّ مِنَ السَّمٰاء فَانْقَطِعُ نِصْفَینِ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ اَنْ اَنْظُرُ اِلٰی عَوْرَةِ اَحَدٍ وَ یُنْظَرُ عَوْرَتی ) ( مبسوط ، کتاب استحسان . ) « اگر من از آسمان بیفتم و دونیم شوم بهتر از این است که بر عورت کسی نگاه کنم و یا کسی بر عورت من نگاه کند » . و همچنین در باب حدود عورت مردان : حدیثی از ابو ایوب انصاری ( رض ) در این کتاب نوشته شده که فرمود : « مٰا فَوْقَ الرُّکْبَتَیْنِ مِنَ الْعوْرَةِ وَ مٰا اَسْفَلَ مِنْ سِرَّةٍ مِنَ الْعَوْرَةِ » . ( دارقطنی . ) « از زانوها تا زیر ناف عورت است ... و عورت مرد بین ناف و زانویش است » . و نیز در همین کتاب و در باب حدود عورت زنان : از حضرت محمد ( ص ) حدیثی وجود دارد که می فرماید : « لَعَنَ اللهُ الْکٰاسِیٰاتُ الْعٰارِیٰاتِ » . ( موطای امام مالک ) « یعنی خداوند زنان پوشیده ی برهنه را لعنت کرده است » .
اتمام حجت با غرب زدگان :
غرب زدگان شدیدترین اعتراضات را بر حجاب وارد می کنند . حجاب در نظر آنان یک چیز بی معنا و باطل به حساب می آید و برای از بین بردن حجاب دست به تمسخر و محکومیت آن زده اند ، ولی استدلال آنها مانند این است که بگویند وجود بینی در صورت انسان ضروری نیست و در صورت هرکس بینی را مشاهده کنند به او بخندند و مورد استهزا قرار دهند . این دلایل جاهلی که آنها می روند تنها جاهلان را می ترساند و اگر آنها عقل داشتند می فهمیدند که اختلاف اساسی بین ما و آنها در مقام و ارزش انسان است . اموری که نزد ما ارزش و قیمت والایی دارد نزد آنها بسیار بی ارزش و بی مقدار است ، لذا دستورالعملی که به عنوان مقیاس اندازه گیری اشیاء نزد ما وجود دارد به طور حتم در نظر آنها زاید و بی ارزش است و تا وقتی که بین طرفین این اختلاف اصلی و اساسی وجود داشته باشد کم عقلی خواهد بود که به مسائل فرعی پرداخته شود و روی آنها بحث و جدل شود ، زیرا لازم است در مرحله ی اول ریشه و مبدا اختلاف را مورد حل و فصل قرار داد . و اما راجع به ارزش و مقام انسان ، تنها دلیل و برهانی که ما می توانیم ارائه دهیم همین قوانین فطرت است زیرا هر چیزی را که وجود انسان طبق تقاضای فطرت برای خیر و صلاح خود بپذیرد حقیقتاً آن چیز مستحق توجه ، اهتمام و تقدیر خواهد بود . پس بیایید مقیاس شما را هم مورد آزمایش قرار بدهیم و ببینیم که در تعیین ارزش و قیمت اشیاء حق به جانب کدامیک از ماست . شما دلایل علمی تان را ارائه دهید و ما هم دلایل خویش را عرضه می کنیم ، سپس هر دوی آنها را در دو کفه ی ترازو می گذاریم و پیش روی اشخاص صادق و امین وزن می کنیم تا ببینیم کدام کفه سنگین تر و کدام سبک تر است . اگر ما به شما ثابت کردیم که معیار ما صحیح و درست است پس شما اختیار دارید که ارزش های عقلی و علمی ما را بپذیرید و یا اینکه به همان ارزش ها در پیروی از هوا و هوس باقی بمانید ولی باید بدانید که دومین موضع شما اشتباه و ضعیف و سست است زیرا بجای اینکه شما را بر دیگران غالب سازد ، بر عکس موجب شکست شما خواهد شد و مورد تمسخر و استهزاء دیگران قرار می گیرید . گروه دوم : گروه دیگری هم بجز گروه اول وجود دارد . گروه اول هم از مسلمان و هم از غیر مسلمان تشکیل شده است ، ولی گروه دوم اکثراً مسلمان بوده و از خود احکامی را تراشیده اند که آن را با احکام حجاب مخلوط کرده اند و تا به حال نیز مردد بوده اند ، نه با آن طائفه اند و نه با این طائفه " مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء " و در حالی که مسلمان بوده و به اسلام ایمان آورده اند و به معیارهای اسلامی در زمینه ی اخلاق ، تهذیب ، کرامت و اعمال نیک ایمان ندارند . آنها می خواهند که زنانشان به زیور عفت و حیا آراسته باشند و منازلشان از آلودگی های اخلاقی پاک باشد و هیچ گاه آماده نیستند که نتایج پیروی از تمدن و اجتماع غربی را قبول کنند ولی از طرف دیگر دختران ، خواهران و زنانشان به راهی می روند که تمدن غربی می رود و از حدود و چهار چوب نظام اجتماعی اسلام گاهی بر اثر تردد و تذبذب تجاوز می کنند . گاهی به دستورات اسلام عمل می کنند و گاهی از انجام آن امتناع می ورزند ، ایشان کاملاً در اشتباهند که می گویند با جمع بین بعضی روشهای غربی و بعضی روشهای اسلامی می توانند از منافع و خوبی های هر دو برخوردار گردند و به این ترتیب هم اخلاق اسلامی در منازل و خانه ها محفوظ مانده و رعایت شده است ، هم نظام خانوادگی مستحکم و سالم مانده است و هم نظام اجتماعی غرب از محاسن و امتیازات نظام اجتماعی غرب برخوردار گردیده و از بدی ها و مضرات آن در امان مانده است . ولی حقیقت این است که جمع بین روشها و دیدگاههای دو تمدن که نظر اهداف و جهت گیری ها با یکدیگر اختلاف ریشه ای دارند نادرست و غیر صحیح است ، زیرا اختلاط و التقاط بین دو چیز متضاد قاعدتاً موجب افزایش مضرات آنها می گردد و سبب بدست آوردن منافع بیشتری نمی شود . این مخالف با عقل و فطرت است که کسی عنان نفس خود را آنقدر رها کند که تجاوز از قوانین اسلامی برایش عادی و بی تفاوت گردد و با این وجود بگوید که می تواند نفس خود را هنگام ضرر و زیان کنترل کند . حرص و علاقه ی زیاد به پوشیدن لباس های جذاب و چسبان و نازک ، فنا شدن در تجملات و زینت ، شرکت در محافل و توجه زیاد به عکس های برهنه و داستان های تحریک آمیز و تعلیم دختران به سبک و شیوه ی غربی ... تمام این ها نتایج تجاوز و زیر پا گذاشتن حدود اجتماعی اسلام است که اگر ضرر آنها بطور عاجل و سریع به نسل موجود نرسد ، احمقانه خواهد بود که فکر شود نسل های آینده هم از ضرر آن در امان خواهند ماند ، زیرا هر مکتب و اجتماعی که در مسیر انحراف قرار گیرد ، در ابتدای مسیر اندکی از صراط مستقیم منحرف می گردد ولی وقتی که از آن نسل به نسل های بعدی برسد ، بدون شک آن اشتباه و انحراف بسیار گسترده و غیر قابل پیش گیری خواهد بود . مصداق خارجی ادعای ما آمریکا و اروپا است ، زیرا اصول و پایه های غلطی را که آنها برای تنظیم اجتماع جدیدشان وضع کرده بودند بزودی و سریعاً نتیجه ی آنها معلوم نشد ، بلکه در نسل های سوم و چهارم بود که ثمرات و نتایج این تمدن ظاهر گردید . لذا این جمع اجباری و ساختگی بین رسوم و روشهای غربی و راه و روش اسلامی و این حجاب و بی حجابی پایدار و استوار نخواهد ماند و بطور طبیعی به صورت یک طرفه به سمت آداب و رسوم غربی سیر خواهد کرد . کسانی که اینگونه عمل می نمایند لازم است بدانند که اگر آنان فعلاً در ابتدای راه قرار دارند و به آخر راه نرسیده اند ، نسل های آینده به آخر راه خواهند رسید . سؤال پایانی : بر این افراد لازم است که بیش از پیش درباره ی این موضوع تصمیم بگیرند و قبل از اینکه در این راه گام بردارند ، وضعیت خود را با پاسخ به این سؤال روشن سازند که : آیا شما آماده اید که نتایج قطعی و طبیعی این نظام اجتماعی را که در آمریکا و اروپا حاصل شده است قبول نمایید ؟ و آیا شما حاضرید که در اجتماعتان مانند جامعه ی غربی عوامل تحریک کننده شهوت را ببینید ؟ و آیا شما می پسندید که فساد غرب از قبیل بی عفتی ، بی حیایی و غلبه شهوت در جامعه شما هم رواج یابد ؟ و در اثر آن امراض مختلف مسری شیوع پیدا کند ، و نظام خانواده از هم بپاشد ، طلاق و جدایی زیاد گردد ، دختران و پسران طوری تربیت شوند که بدون قید و شرط با آزادی تمام و بی بند و باری از همدیگر کام بستانند و با استفاده از امکانات جلوگیری از بارداری و سقط جنین و قتل فرزندان ، نسل منقطع شود و یا با تجاوز از حد اعتدال شهوت ، جوانان اعم از دختر و پسر قوای عقلی و صحت جسمانی را از دست بدهند ، و حتی خردسالان هم از آن فساد نجات نیابند و تمایلات جنسی شان پیش از بلوغ و در دوران رشد سریع بیدار گردد و در اثر آن به رشد و نمو جسمی و فکریشان در خردسالی لطمه وارد گردد ؟ اگر شما به خاطر منافع مادی و لذایذ شهوانی و جسمانی حاضرید که تمام این عواقب وخیم را بپذیرید پس در پیروی و متابعت از رسوم غربی آزاد هستید ، در این صورت باید اسلام را از ذهن خود بیرون آورید و قبل از رفتن به این راه اعلان کنید که رابطه ی شما با اسلام قطع شده است و شما دیگر با اسلام هیچ رابطه و پیوندی ندارید ، تا اینکه بعد از آن نتوانید کسی را به نام اسلام فریب دهید و زشتی ، رسوایی و نام بدتان سبب بدنامی اسلام و مسلمانان گردد . ولی اگر شما نمی توانید که آن نتایج را بپذیرید و غالباً مصمم هستید تا پیرو نظامی باشید که دارای تمدن پاک ، صالح و سالم باشد و فضایل و ملکات و خصایل شریف انسانی در آن نشو و نما کند و انسان در آن محیط آرام و پاک به شکوفایی عقلی ، روحی و مادی برسد و مردان و زنان با دوری کردن از وسایل تحریک نامناسب شهوت حیوانی بتوانند قدرت و استعدادشان را در خدمات اجتماعی به مصرف برسانند و خانواده که اساس و پایه ی تمدن است ثابت و سالم بماند و نسل و نسب حفظ گردد و فساد و اختلاط نسب از بین برود و زندگی خانوادگی مصدر و منشاء آرامش روحی و اطمینان قلبی و محل تربیت فرزندان و تعاون و همکاری بین اعضای خانواده باشد .
اگر شما حقیقتاً چنین راه پاک و سالم را خواهانید پس به طرف غرب گرایش پیدا نکنید ، زیرا که آن جامعه ی سالم در جهت مخالف این تمدن قرار دارد و عقلاً نیز محال است که کسی به سمت غرب روان باشد ولی از شرق سر در آورد و اگر شما تمام این ها را می خواهید پس لازم است که تنها از اسلام پیروی و متابعت کنید ، ولی شرط آن این است که پیش از پیمودن این راه تمام منافع مادی و لذایذ شهوانی و جسمانی را از نفس خود دور نمایید تا اینکه تحت تأثیر مظاهر فریبنده و فتنه انگیز غرب قرار نگیرید ، از اذهان و افکار خود نظریات و افکار غربی را پاک کنید و تمام اهداف و اصولی را که از تمدن غرب گرفته بودید کاملاً دور اندازید ، زیرا اسلام خود دارای اهداف و اصول جداگانه و مستقلی است و مطابق آن اصول و اهداف و دیدگاههای سازنده اش ، نظام اجتماعی جداگانه دارد و این نظام اجتماعی را با ضوابط و قوانین مشخص و روشهای تربیتی مخصوصی حمایت می کند . در این ضوابط و شیوه های پرورشی حکمت های بالغه ای نهفته است که در آن تمام خصایص طبیعی انسانی مراعات شده و بدون مراعات و تطبیق آنها نظام مذکور نمی تواند از اختلال و تشویش دور بماند . نظام مذکور یک نظام عملی است نه خیالی و فرضی که بر اوهام استوار باشد مانند دموکراسی افلاطونی که در عمل ممکن نبود ، این نظامی است که در طول بیشتر از چهارده قرن از آزمون روزگار سربلند بیرون آمده است و در طول همین مدت در هیچ یک از ملل و کشورها فساد و اختلالی ایجاد نکرده است ، در حالی که در مدت یک قرن تمدن غربی چنان مفاسد و پلیدیهایی بوجود آورد که امروز جهان بشریت را در گرداب هلاکت فرو برده است . اگر شما می خواهید از این نظام اجتماعی محکم ، استوار و آزمایش شده استفاده کنید پس بر شما لازم است که روش های تربیتی آن را با جان و دل قبول کنید و مراعات اصول آن را بر خود لازم بدانید و در مقابل ضوابط و قوانین آن با تمام خضوع و خشوع تسلیم شوید و بعد از آن حق ندارید که این نظام را به ناحق و از روی باطل با بافته های ذهنی خود و یا تفکرات و تئوریهای دیگران و یا با افکار خام و روش های آزمایش نشده که با طبیعت و سرشت اسلام کاملاً مخالف است ملوث و آلوده سازید . گروه سومی نیز هستند که از اشخاص نادان و غافل تشکیل شده است و دارای اهمیت و کفایت و قدرتی نیستند که بتوانند مسائل را تحلیل کرده و در آن تفکر نمایند و نظر بدهند . این گروه اهمیت و ارزشی ندارند تا در رابطه با آنان بحث کنیم ، لذا از بررسی وضعیت آنان صرف نظر می کنیم و به مطلب خود ادامه می دهیم .
منبع : کتاب " حجاب "
تألیف : ابوالاعلی مودودی
ترجمه : نعمت الله شهرانی
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید