احمد - اگر اهل سنت هستی پس کافر شدی؛ چراکه از منظر فقه اهل سنت خروج بر حاکم «حرام» است و عامل به آن، کافر می شود! عجب - دوشنبه 08 دی 1404
محمد - وبلاگ خوبی دارید
اکرم بروشک - کتاب تولدی دوباره وانتخابی نو - دوشنبه 08 دی 1404
کل اوغلان - سلام مطالبت عالی بود. ممنون
محسن - طبق زیر نویس شبکه کلمع فرکانس ۱۱۹۵۸ V جستجو کردم دریافت نشد
پیام مدیر وبلاگ به بازدیدکننده گان این پست - سلام علیکم ، جهت اطلاع رسانی میخوام بگم که شبکه جهانی کلمه فکر کنم از تاریخ 5 خرداد 1398 دوباره بر همین فرکانس 12594 عمودی 2/3 27500 بر ماهواره یاه ست الحمدلله فعال شده و امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید . - دوشنبه 08 دی 1404
مونس - سلام هنوز کلمه وصل نشده رو یاه ست خبر ندارین کی وصل میشه حداقل ماه رمضان وصل میشد فیض میبردیم
پاسخ : علیکم السلام خواهر گرامی مونس ، تا جایی که اطلاع دارم هنوز شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست وصل نشده و از استاد عزیزم آقای ملازاده که در شبکه جهانی توحید داره فعالیت میکنه شنیدم که گفت به محض اینکه مشکل مالی شبکه جهانی کلمه حل بشه دوباره شبکه جهانی کلمه بر ماهواره یاه ست نیز ان شاء الله فعالیتش را شروع میکنه و همان طور که میدانی ماه پر برکت رمضان ماه ویژه ای هست برای اجابت دعا ، پس خواهر گرامی مونس در این ماه مبارک رمضان به درگاه الله متعال دعا کن که مشکل مالی شبکه جهانی کلمه نیز حل بشه و فکر کنم در حال حاضر بر ماهواره هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیتش را داره ادامه میده و من به دلیل اینکه دیش ماهواره ام از هاتبرد دچار مشکل فنی شده به خوبی خبر ندارم که در هاتبرد شبکه جهانی کلمه هنوز فعالیت داره یا نه و خواهر گرامی مونس به محض اینکه دوباره ان شاء الله اطلاعاتی جدید پیدا کردم در مورد فعالیت شبکه جهانی کلمه در وبلاگم به اشتراک میگذارم و شما خواهر گرامی مونس مثلا از طریق آدرس صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز هر روزانه میتوانی پیگیری کنی چون بارها دیدم که در صفحه ی اینستاگرام شبکه جهانی کلمه نیز مسئولان شبکه اطلاع رسانی میکنند در مورد وضع شبکه و غیره و این آدرس اینستاگرام شبکه جهانی کلمه هست : https://www.instagram.com/kalemehtv/
صديق - تشكر ويژه دارم از شبكه كلمه با برنامه هاي خوبتان
ابو محمد - باسلام
اسامه - سلام میخواستم ازتون تشکر کنم به خاطر برنامه های خوبتون یاحقعَنْ عُبَادَةَ بْن الصَّامتِ ( رض ) قَالَ أَوْ صَانِیْ خَلِیْلِیْ رَسُوْلُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سِلَّمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ فَقَالَ لَا تُشْرِکُوْا بِاللهِ شَیْئًا وَّ اِنْ قُطِعْتُمْ اَوْ حُرِّقْتُمْ اَوْ صُلِّبْتُمْ وَ لَا تَتْرُکُو الصَّلٰوةَ مُتَعَمِّدِیْنَ فَمَنْ تَرَکَهَا مُتَعَمِّدًا فَقَدْ خَرَجَ مِنَ المِلَّةِ وَ لَا تَرٰکَبُوْا الْمَعْصِیَةَ فَاِنَّهَا سَخَطُ اللهِ وَ لَا تَشْرَبُوا الْخَمْرَ فَاِنَّهَا رَأسُ الْخَطَایَا کُلِّهَا ( الحدیث رواه الطبرانی و محمد بن نصر فی کتابی الصلوة باسنادین لا باس بهما کذافی الترغیب و هکذا ذکره السیوطی فی الدرا المنثور و اعزه الیهما فی المشکوة بروایة ابن ماجة عن ابن ابی الدرداء نحوه )
حضرت عُباده ( رض ) می فرماید : مرا محبوبم ، رسول اکرم ( ص ) هفت نصیحت کردند که چهار تای آنها اینست : اول اینکه با الله جل جلاله کسی را شریک قرار ندهید ، حتی اگر قطعه قطعه یا سوزانده شوید یا بدار آویخته شوید . دوّم اینکه نماز را قصداً ترک نکنید که هر که نماز را دیده و دانسته ترک کند از مذهب اسلام خارج می شود . سوّم اینکه نافرمانی الله جل جلاله را نکنید که از آن غضب الله جل جلاله نازل می شود . چهارم اینکه شراب نخورید که اساس و بنیاد همه گناهان است .
توضیح : در حدیث دیگری ، حضرت ابودرداء ( رض ) هم ، همین نوع مضمون را نقل می کنند ، می فرماید : مرا محبوبم وصیّت کرد که با الله جل جلاله کسی را شریک مگیر حتی اگر قطعه قطعه شوی یا سوزانده شوی . دوّم نماز را دیده و دانسته ترک مکن ، هر کس نماز را دیده و دانسته ترک می کند ، از ضمانت الله جل جلاله خارج می شود . سوّم ، شراب مخور که کلید هر نوع بدی است .
منبع : کتاب فضایل اعمال
التَّحِیّاتُ المُبارَکاتُ الصَّلَواتُ الطَّیَّبَاتُ لله ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ الله و برکاته ، السَّلامُ عَلَیْنَا و عَلی عِبَادِ الله الصَّالِحین ، أَشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلا الله و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله ، اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آل محمَّدٍ کما صَلَّیْتَ عَلَی إِبْراهیمَ وَ آلِ إِبْراهیمَ وَ بارِکْ عَلَی مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلٰی إِبْراهِیْمَ و آل إِبْراهِیْمَ فِی الْعالَمینَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ .
بعد از تحیّات آخر دعاهائی سنّت است مانند : اللهُمَّ إنِّی أَعُوذُبِکَ مِنْ عَذَابِ الْقبْرِ و النّارِ و فِتْنَةِ الْمَحْیَا وَ الْمَمَاتِ وَ مِنْ فِتْنَةِ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ ، اللهُمَّ إِنّی أَعوذُبِکَ مِنَ الْمَأْتَمِ وَ الْمَغْرَمَ ( روایت بخاری و مسلم و أبوداود ) .
و اللهُمَّ إِنّی ظَلَمْتُ نَفْسِی ظُلْماً کَثیراً و لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّا أَنْتَ فَاغْفِرْلِی مَغْفِرَةً مِنْ عِنْدِکَ وَ ارْحَمْني إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیم . ( روایت بخاری و مسلم و ترمذی و نسائی از ابوبکر صدّیق ( رض ) ).
و اللهُمَّ اغْفِرْلِی ما قَدَّمْتُ وَ مَا أَخَّرْتُ وَ مَا أَسْرَرْتُ وَ مَا أَعْلَنْتُ وَ مَا أَشْرَفْتُ وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی ، أَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ أَنْتَ الْمُؤَخِّرُ ، لا إلَهَ إلّا أنْتَ .
( روایت مسلم وأبوداود و ترمذی و نسائی از علی مرتضی ( رض ) ) .
ترجمه این احادیث در جلد پنجم شرعیّات که حاوی چندین هزار حدیث با شرح و ترجمه است مذکور می باشد .
منبع این مطلب از کتاب : الروضات فی الطهارات و الصلوات
تألیف : المرحوم الشیخ محمد عقیل بن سلطان العلماء

خداوند در جهان و قدر و منزلت بزرگترین است
پاک و منزه است آن کسی که توحید را برای بشر آشکار ساخت
و آن هنگام که از دین منحرف گشتند
در تاریکی های ستم ، غل و زنجیر و کبر غرق شدند
عقلها را چه شده که از خالق بشر روی گردان شده
و اشکال خدایی را برای گاو فراهم کرده اند
در زمین فساد می کنند و دیدگان بسته مانده
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده ، پروردگارا از تو یاری می خواهیم
بنگر به گروهی که به شعله های آتش سجده کرده اند
از دنیای جهنمی خود به جهنم شکوه می کنند
گرد آتش می گردند و چهرهایشان غبار آلود است
و اندیشه هایشان در بند خواری و تیرگی است
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده ، پروردگارا از تو یاری می خواهیم
و در جزیرة العرب افرادی بودند که به بت سجده می کردند
و افرادی که از سنگ رفع بلا می طلبیدند
بت هایی که کنار خانه ی خدا ، بدون هیچ حرکت شنوایی و بینایی قرار داشتند
بدون حرکت ، شنوایی و بینایی
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده
عقل ها را چه شده ، پروردگارا از تو یاری می خواهیم
تا اینکه پیامبر هدایت دعوتش را آشکار نمود ، با دعوتش
با وحی راه جاودانگی را برای بشریت روشن نمود
برای انسانها قرآن آورد و آنها شروع به ساختن تمدن در شهرها و اندیشه ها نمودند
شروع به ساختن تمدن در شهرها و اندیشه ها نمودند
پیام آور خدا .... محمد ... محبوب خدا .... محمد
پیام آور خدا .... محمد.... محبوب خدا
و عقل ها را از بند آزاد کرده و تا از آزادانه از آن الله گشته و ترقی کند ، چه عزت و پیروزی بزرگی
در برابر ظالمان و دروغ گویان فدایت می شویم
خون ، گوش و چشم ما فدایت باد
پیام آور خدا .... محبوب خدا
پیام آور خدا .... محبوب خدا .... پیام آور خدا
پیام آور خدا .... محمد ... محبوب خدا .... محمد
پیام آور خدا .... محمد .... محبوب خدا
و اینگونه بود که محمد صلی الله علیه و آله وسلم با یک حرکت ، بشریت را
از پست ترین سطح به بالاترین درجات و از تنگنای دنیا به وسعت دنیا و آخرت منتقل نمود .
پیام آور خدا .... محمد .... محبوب خدا .... محمد
پیام آور خدا .... محمد .... محبوب خدا

در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند : شادی – غم – غرور - عشق و غیره ...
روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت .
همه ی ساکنین جزیره قایقهایشان را آماده و جزیره را ترک می کردند
اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند ، چون او عاشق جزیره بود .
وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایق با شکوهی جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت :
" آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟ "
ثروت گفت :
" نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد " .
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست . غرور گفت :
" نه نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد . "
غم در نزدیکی عشق بود.
پس عشق به او گفت :
" اجازه بده تا من با تو بیایم "
غم با صدای حزن آلود گفت :
" آه عشق من خیلی نارحت هستم . احتیاج دارم تا تنها باشم " .
عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد .
اما او آنقدر غرق شادی بود که صدای او را نشنید .
آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد ، و عشق دیگر ناامید شده بود
که ناگهان صدایی سالخورده گفت
" بیا عشق تو را خواهم برد "
عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد .
وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر بر گردنش حق دارد .
عشق نزد علم که مشغول حل مسئله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید :
" آن پیرمرد که بود ؟ "
علم پاسخ داد :
" زمان "
عشق با تعجب پرسید :
" زمان ؟ چرا او به من کمک کرد ؟ "
علم لبخند خردمندانه ی زد و گفت :
" زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است ...... "

خواب چیست ؟ اتفاقاتی که در خواب برای انسان می افتد چیست ؟
الحمدلله ،
نظریاتی در مورد دیدن خواب و رؤیا ارائه شده است ، اما همه ی آنان فقط به صورت یک نظریه باقی ماندند و امید نمی رود که علم آدمی در این حیطه به صورت کامل بتواند به سوالات موجود در این مورد پاسخ قطعی دهد ، زیرا خواب دیدن و رؤیا مسألهای روحی است و خود روح نیز ، ناشناخته است و ناشناخته نیز ، باقی خواهد ماند ؛ خداوند به کسانی که در مورد روح از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) سؤال نموده بودند ، چنین فرموده است :
« وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً » (اسراء / 85)
« و از تو در مورد روح میپرسند ، بگو روح از امر پروردگار است و از علم به شما جز بهرهی اندکی داده نشده است »
روح آدمی همواره به یک شکل و قالب باقی نمیماند بلکه در شرایط و احوال متفاوت تغییر میکند . ابن قیم در کتابش « الروح » بیان میکند که روح آدمی از دوران جنینی تا دوران بعد از مرگ و جهان آخرت به پنج صورت متفاوت تغییر میکند :
1) برای بار اول روح وارد جنین می شود و انسان هیج علمی ندارد و روح نیز تحت تأثیر چیزی قرار نمی گیرد .
2) بعد از تولد و وارد شدن به محیطی دیگر ، روح صورتی متفاوت از صورت اول دارد و با توجه به محیط و معلومات شخص ، تحت تأثیر قرار میگیرد.
3) هنگام خواب نیز ، شعاع یا بخشی از روح از بدن خارج میشود ، اما تمام روح به طور کامل از بدن خارج نمیشود و در این حالت است که انسان خواب میبیند .
4) بعد از مرگ در جهان برزخ ، اگرچه روح به طور کامل از بدن خارج شده است ، اما در بعضی موارد ، بخش کمی از آن با جسد در ارتباط است و در این حالات ، جسد نیز ، تحت تأثیر آنچه برای روح پیش میآید مانند عذاب قبر یا آرامش و نعمتهای بعد از مرگ قرار میگیرد .
5) در روز قیامت و هنگام زنده شدن مردگان روحی که وارد جسد میگردد با روح دنیوی تفاوت دارد ، زیرا با حضور این روح در جسم ، جسد به خواب ، مرگ یا پوسیدگی دچار نمیشود.
خواب ، از آیات و نشانههای قدرت خداوند است (روم / 23) . خداوند از خواب با کلمه « سُبات » یاد نموده است. (نبأ / 9 و فرقان / 47) ؛ یعنی ، تعطیل کار به منظور استراحت و تجدید قوا و آرامش و آسایش و اشارﮤ لطیفی است به تعطیل برخی از فعالیتهای اندامهای بدن هنگام خواب . بعضی از مفسرین سُبات را به معنی مرگ تفسیر نمودهاند ، زیرا خداوند میفرماید : « خداست که شما را در شب میمیراند ». (انعام / 60) و در آیه 42 سورﮤ زمر میفرماید : « خداوند ارواح را در هنگام مرگ انسانها و هنگام خوابشان برمیگیرد. ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنان را صادر نموده است نگاه میدارد و ارواح دیگر را ( که هنوز اجل صاحبانشان فرا نرسیده به جسم ) تا وقت مشخصی بازمیگرداند و در این مسأله ، نشانههای روشنی برای اندیشمندان است ». از این رو، خواب مردمان ، مرگ آنان و بیدار شدن آنان ، زنده شدن دوبارﮤ آنان است و به همین دلیل ، سنت است که هنگام خوابیدن ، این اوراد خوانده میشود : « بسمک اللهم اموات و احیا » به نام تو ای خداوند میمیرم و زنده میشوم « اللهم بک وضعت جنبی و بک ارفعه فأن امسکتها فاغفرلها و ارحمها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادک الصالحین » خداوندا با نام تو پهلویم را بر زمین میگذارم و با نام تو برمیخیزم اگر جانم را گرفتی آن را ببخش و به آن رحم نما و اگر آن را نگرفتی ، از آن محافظت نما ؛ آنگونه که از بندگان نیکوکارت محافظت مینمایی و هنگام بیدار شدن ، این ورد خوانده شود : « الحمدالله الذی احیانا بعد ما اماتنا و الیه النشور » ؛ یعنی ، سپاس خداوندی را که بعد از مرگمان ما را زنده نمود و بازگشت به سوی اوست.
در هنگام خواب ، که در روایات به عنوان « برادر مرگ یا وفات صغری » از آن یاد شده است ، ارتباط تنگاتنگ بین روح و جسم ، کم میشود و روح یا قسمت کمی از آن ، بدون این که به صورت کامل از بدن خارج شود ، به طور ناقص ، با بدن قطع ارتباط میکند و در میان عالم روحانی و دنیای جسمانی که به زمان و مکان محدود نیست در جولان و نوسان قرار گرفته و به گشت وگذار در آن میپردازد ؛ و این گونه است که فرد خوابیده ، وارد عالم رؤیا میشود و چیزهایی از گذشته ، حال و یا آینده را میبیند .
رؤیاهایی که در این حالت ، روح میبیند بر سه نوع است :
1. رؤیای خوشایند ، که از جمله نعمتهای الهی است و باعث شادی و خوشحالی دلهای مؤمنین است. پیامبر( صلی الله علیه وسلم ) میفرماید : « لم یبق من النبوه الا المبشرات » ؛ یعنی ، از نبوت به جز رؤیای صالحه که مایه مژده و شادی است چیزی باقی نمانده است.
2. رویای ناخوشایند ، که از شیطان است و با کمک آن ، انسانها را ناراحت میکند و دوای آن ، پناه بردن به خدا از شرّ شیطان و آنچه که دیده است ؛ میباشد و نباید آن را نزد دیگران بازگوید که در این صورت ، از آن رؤیا ، دچار زیان نمیگردد و نباید بر تعبیر چنین خوابهایی اصرار داشت ، زیرا اگر تعبیر شوند ممکن است به همان صورتی که تعبیر شدهاند ، اتفاق بیفتند .
3. خواب هایی هستند که تعبیر ندارند و خود این خوابها نیز ، بر چند گونهاند: افکار درونی انسان هستند یا وقایعی هستند که در زندگی روزمرﮤ آن فرد وجود دارد یا خوابهای پریشان و بیمعنی هستند که کار شیطان است و آدمی را با آن بازی میدهد مانند داستان آن مردی که به پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم ) گفت : ای پیامبر خدا در خواب دیدم که سرم قطع شده است و جلو من افتاده و با سرعت بالا و پایین میجهد و از من دور میشود و من نیز ، به دنبال آن میدویدم . پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) فرمود : « لا تحدث الناس بتلعب الشیطان بک فی منامک » ؛ یعنی ، چنین خوابی را که در آن شیطان ، تو را بازی داده است ، برای مردم بازگو نکن .
بعضی از رؤیاها به همان صورت اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد ، اما بسیاری از این رؤیاها دارای سمبل و نمادهای مشخصی هستند که به تعبیر درست احتیاج دارند. در مورد تعبیر خواب ، کتابهای زیادی نوشته شده است ؛ بیشتر آن ها ادعا میکنند که تعبیرات خود را از استادان ماهر در تعبیر خواب ، مانند ابن سیرین اقتباس نمودهاند ، اما در این مورد ، سند و مدرک صحیحی ارائه ندادهاند . اگرچه تواتر تجربیات مردم در دیدن خواب و تعبیر آن ها در طول زمان و بیان این تجربیات ، خود به تنهایی باعث شده است که اغلب مطالب این کتابها در مورد تعبیر خواب راست از آب درآید ، اما انتسابهای نامستند و افزودن به قطر این کتابها ، بدون دلیل موجه ، اعتبار آن ها را خدشه دار نموده است . آنچه که مهم است این است که نباید به کتابهای تعبیرخواب به صورت کامل اعتماد نمود ، زیرا تعبیر خواب برحسب زمان و مکان و شرایط و احوال محیط یا بینندﮤ خواب تغییر میکند .
خلاصه اینکه ؛
خواب سه نوع است :
1. رؤیای صالحه یا خوابی نیکو که مژدهای است از طرف خداوند برای بینندهی آن و یک قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پیامبران است . [بخاری و مسلم]
2. خواب ناپسند و ناخوشایند که از طرف شیطان است و برای مسخره کردن و آزار دادن بینندهی خواب میباشد .
3. خوابی که ناشی از خیالات و تفکرات انسان و اعمال روزمرة اوست . خوابهایی که به علت عادتهای روزمره میباشند ، در این طبقه جای میگیرند ؛ مثلاً ، فردی عادت نموده است که در ساعت معینی از روز غذا بخورد ، اگر روزی برخلاف عادت در آن ساعت ، غذا نخورد و بخوابد ، ممکن است خواب غذا خوردن را ببیند یا اگر در حالت بیداری غذای زیاد خورده باشد ، ممکن است در خواب ببیند که استفراغ میکند .
غیر از این سه نوع ، هر خوابی که دیده شود ، خوابهای پریشان و باطل است و نمیتوان آنها را تعبیر نمود ، زیرا براساس قاعدهی مشخصی قرار نگرفتهاند.
و الله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com

یکی بود یکی نبود ، چهار شمع به آهستگی می سوختند و در محیط آرامی صدای صحبت آنها به گوش می رسید :
شمع اول گفت : " من صلح و آرامش هستم ، اما هیچ کس نمی تواند شعله ی مرا روشن نگه دارد . من باور دارم که به زودی می میرم ... "
سپس شعله ی صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد .
شمع دوم گفت : " من ایمان هستم . برای بیشتر آدم ها دیگر در زندگی ضروری نیستم ، پس دلیلی وجود ندارد که روشن بمانم ... "
سپس با وزش نسیم ملایمی ، ایمان نیز خاموش گشت .
شمع سوم با ناراحتی گفت : " من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگه روشن بمانم . انسان ها من را در حاشیه ی زندگی خود قرار داده اند و اهمیت مرا درک نمی کنند .
آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق بورزند ... " طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد.
ناگهان ...
کودکی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید .
" چرا شما خاموش شده اید ، شما قاعدتاً باید تا آخر روشن بمانید . " سپس شروع به گریه کرد .
آنگاه شمع چهارم گفت :
" نگران نباش تا زمانی که من وجود دارم ، ما می توانیم بقیه ی شمع ها را دوباره روشن کنیم .
من امید هستم ! "
با چشمانی که از اشک و شوق می درخشید ، کودک شمع امید را برداشت و بقیه ی شمع ها را روشن کرد .
نور امید هرگز از زندگیتان خاموش مباد !
The flamc of hope should never go out from your life
1 : عَنْ اَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُوْلُ الله ( ص ) مَنْ اٰتَاهُ اللهُ مَالاً فَلَمْ یُئَودَ زَکٰوتَه مُثِلَ لَه ، مَالُه ، یَوْمَ الْقِیٰمَةِ شُجَاعًا اَقرَعَ لَه ، زَبِیْبَتَانِ یُطَوَّقُه ، یَوْمَ الْقِیٰمَةِ ثُمَّ یَاخُذُ بِلِهْزِمَتَیْهِ یَعْنِی شِدْقَیْهِ ثْمَّ یَقُوْلُ اَنَا مَالٰکَ اَنَا کَنْزُکَ ثُمَّ تَلَا ( وَ لَا یَحْسَبَنَّ الَّذِیْنَ یَبْخَلُوْنَ ... ) ( رواه البخاری کذافی المشکٰوة و قدروی من مسند ثوبان و ابن مسعود و ابن عمر بمعناه فی الترغیب )
1 : ابوهریره ( رض ) می فرماید که رسول اکرم ( ص ) ارشاد فرمودند : هر شخصی که الله جل جلاله به او مال داده باشد و او زکات آنرا ادا نکند ، آن مال در روز قیامت به چنان ماری تبدیل میشود ، که کچل است و بر چشم های او دو نقطه ی سیاه می باشد سپس آن مار در گردن او مانند طوق انداخته میشود ، بعداً هر دو فَک او را گرفته و می گوید : من مال تو هستم ، من خزانه ی تو هستم ، بعد از آن رسول الله ( ص ) ( در تأیید این ) آیه ( وَ لَا یَحْسَبَنَّ الَّذِیْنَ یَبْخَلُوْنَ ... ) را تلاوت فرمودند .
توضیح : این آیه ی مبارکه با ترجمه در شماره 3 فصل دوم گذشته است . یک صفت آن مار شجاع گفته شد . بعضی علما از آن ، مار نر را مراد گرفته اند . بعضی گفته اند که ، شجاع به همان ماری گفته می شود که بر دُم خود راست ایستاده و مقابله کند ( فتح الباری ) و صفت دوم مار این بود که کچل است و کچل به این خاطر گفته شد ، که آن مار خیلی زهر دارد و به سبب شدّت زهر ، موهای سرش می ریزد و صفت سوم آن مار را چنین بیان فرمودند : " بر چشم های آن دو نقطه ی سیاه می باشد " ، بودن دو نقطه ی سیاه هم علامت زیادی زهر است . عمر این نوع مار هم زیاد است و بعضی علما به جای دو نقطه ، ترجمه ی آن را کف دو گوشه ی دهان مار بیان کرده اند که از کثرت زهر پیدا می شود . و بعضی از علما گفته اند ، آن دو دندانی است که از دو طرف دهانش آویزان هستند . ( فتح الباری )
در این حدیث پاک در صورت ندادن زکات ، مال تبدیل به مار شده و مانند طوقی بر گردن او انداخته می شود و در حدیث قبلی گرم شدن بر آتش و داغ دادن ، گذشته است و این هر دو نوع عذاب در دو آیه ی قرآن مجید هم آمده اند و هر دو آیات در ذیل آیات فصل دوم گذشته اند . در هر دو نوع عذاب اشکالی وجود ندارد ممکن است بر حسب اوقات مختلف فرق کند و یا بر حسب اختلاف انواع مال و بر حسب افراد مختلف این هر دو نوع عذاب می توانند جمع شوند . حضرت شاه ولی الله در " حجة الله البالغه " می فرمایند : رابطه ی بین مار و دنبال کردن او و گرم شدن قطعات و داغ داده شدن ، به این خاطر است که اگر انسان با مال به طور کلی محبت داشته باشد و با جزئیات آن محبت نداشته باشد ، این مال او تنها یک چیز ، یعنی مار شده و به دنبال او می افتد . و کسی که با جزئیات مال محبت دارد و درهم و دینار را حساب کرده ، نگه میدارد و هر چه بدست می آورد آنرا تبدیل به درهم و دینار کرده و جمع کند مال او تبدیل به سنگ شده و بوسیله آن داغ کرده می شود .
در حدیثی است ، هر کس بعد از خود خزانه ی را بگذارد ، آن مال در روز قیامت به شکل یک مار کچل دو نقطه دار شده و دنبال شخص می افتد . او وحشت زده ، می گوید : تو چه بلایی هستی ؟ او می گوید من همان خزانه ی تو هستم که تو آن را بعد از خود گذاشته و آمدی . آن مار اوّل ، دست های او را می خورد و سپس تمام بدن او را می خورد . ( ترغیب ) در عذاب های قیامت به کثرت این چیزها به وقوع می پیوندد ، هر شخصی که به سبب عذابی ریزه ریزه و قطعه قطعه شود دوباره برای مسلّط شدن عذاب بر او ، به حالت اوّل خود برگشته و همان عذاب تکرار می شود .
2 : عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ مَسْعُوْد ( رض ) قَالَ مَنْ کَسَبَ طَیِبًا خَبَّثَه ، مَنْعُ الزَّکٰوةِ وَ مَنْ کَسَبَ خَبِیْثًا لَمْ تُطیِبْهُ الزَّکٰوة ، ( رواه الطبرانی فی الکبیر موقوفًا باسناد منقطع کذافی الترغیب )
حضرت عبدالله بن مسعود ( رض ) می فرمایند : هر شخصی که مال پاک ( حلال ) کسب کند ، ادا نکردن زکات ، این مال را ناپاک می کند و آن شخصی که مال حرام کسب می کند ، ادا کردن زکات ، آن را پاک نمی کند .
توضیح : چقدر وعید سختی است آن مالی را که با زحمت زیاد و جانفشانی کسب کرد و اهتمام حلال و حرام آن را نموده به سبب اندکی بُخْل ، یعنی اهتمام نکردن ادای زکات آن ، تمام آن مال نزد الله جل جلاله ناپاک می شود . در حدیثی ارشاد رسول الله ( ص ) وارد شده است ، هر شخصی که از راه حرام مال کسب کند ، سپس آنرا صدقه کند در این برای او هیچ ثوابی نیست و وَبال آن بر سر او می باشد . ( ترغیب ) یعنی عذاب کسب حرام برای او باقی می ماند و از آن صدقه هیچ ثوابی هم به او نمی رسد .
منبع مطلب : کتاب فضائل صدقات
سورة الأعلى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿١﴾
تسبیح و تقدیس کن پروردگار والا مقام خود را
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿٢﴾
همان خداوندی که ( چیزها را ) می آفریند و سپس ( آنها را هماهنگ می کند و ) می آراید .
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ ﴿٣﴾
خداوندی که اندازه گیری می کند و ( هر چیزی را آن گونه که شایسته و بایسته است می آفریند ، و آن گاه آن را به کاری ) رهنمود می نماید ( که باید بکند )
وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ ﴿٤﴾
خداوندی که چَراگاه را ( برای تغذیه ی جانداران از زمین می رویاند و ) بیرون می آورد .
فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَىٰ ﴿٥﴾
سپس آن را خشک و سیاه می گرداند .
سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰ ﴿٦﴾
ما قرآن را بر تو خواهیم خواند و به تو خواهیم آموخت ، و تو دیگر آن را فراموش نخواهی کرد .
إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَىٰ ﴿٧﴾
مگر چیزی را که خدا بخواهد . قطعاً او آشکارا و نهان را می داند . ( چنین خدائی نگاهبان قرآن است و آنچه مورد نیاز بشر بوده و هست از طریق وحی قرآن به تو می رساند ، و چیزی را در این زمینه فرو گذار نمی کند . )
وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ ﴿٨﴾
ما تو را برای شریعت ساده و آسان ( آئین اسلام ) آماده می سازیم ( و کارهای خیری را برای تو آسان می نمائیم و در انجام آنها توفیقت می دهیم ) .
فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩﴾
اگر پند و اندرز سودمند باشد ، پند و اندرز بده .
سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠﴾
کسی که ( احساس مسئولیت می کند و از خدا ) می ترسد ، پند و اندرز خواهد گرفت .
وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١﴾
و بدبخت ترین فرد ( پند و اندرز را کنار خواهد گذاشت و ) از آن دوری خواهد گزید .
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢﴾
آن کسی که داخل عظیم ترین ( و هولناکترین ) آتش خواهد شد و بدان خواهد سوخت .
ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣﴾
سپس در آن آتش ( برای همیشه می ماند و ) نه می میرد و ( و نه آسوده می گردد ) و نه زنده ( بشمار می آید و حالتی که در آن است زندگی نامیده ) می شود .
قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤﴾
قطعاً رستگار می گردد کسی که خویشتن را ( از کثافت کفر و معاصی ) پاکیزه دارد .
وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿١٥﴾
و نام پروردگار خود را ببَرد و نماز بگزارد و فروتنی کند .
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿١٦﴾
بلکه ( بنا به سرشت انسانی ) زندگی دنیا را ( که محسوس و نقد است ، بر زندگی آخرت که نامحسوس و نسیه است ) ترجیح می دهید و بر می گزینید .
وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧﴾
در حالی که آخرت ( از دنیا ) بهتر و پاینده تر است ( عاقل چرا باید فانی و گذرا را بر باقی و پایا ترجیح دهد ؟ ) .
إِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ ﴿١٨﴾
این ( چیزها منحصر به این کتاب آسمانی نیست ، بلکه ) در کتاب های پیشین ( نیز آمده ) و بوده است .
صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ ﴿١٩﴾
( از جمله در ) کتاب های ابراهیم و موسی .
منبع مطلب : سایت islamqt.com

![]()
ماه پر برکت رمضان پیشاپیش بر تمامی موحّدان ( یکتاپرستان ) جهان مبارک باد 

1 : عَنْ سَلْمَان ( رض ) قَالَ خَطَبَنَا رَسُوْلُ الله ( ص ) فِیْ اٰخِرِ یَوْمٍ مِّنْ شَعْبَانَ فَقَالَ یَا اَیُّهَا النَّاسُ قَدْ اَظَلَّکُمْ شَهْرً عَظِیْمٌ مُبَارَکٌ شَهْرٌ فِیْهِ لَیْلَةٌ خَیْرٌ مَنْ اَلْفِ شَهْرٍ – شَهْرً جَعَلَ اللهُ صِیَامَه فَرِیْضَةً وَّ قِیَامُ لَیْلِه تَطَوُّعَاً مَنْ تَقَرَّبَ فِیْهِ بِخَصْلَةٍ کَانَ کَمَنْ أَدّٰی فَرِیْضَةً فِیْ مَا سِوَاهُ وَ مَنْ اَدّٰی فَرِیْضَةً فِیْهِ کَانَ کَمَنْ اَدّٰی سَبْعِیْنَ فَرِیْضَةً فِیْمَا سِوَاهُ وَ هُوَ شَهْرُ الصَّبْرِ وَ الصَّبْرُ ثَوَابُهُ الْجَنَّةُ وَ شَهْرُ الْمُوَاسَاةِ وَ شَهْرٌ یُزَادُ فِیْ رِزْقِ الْمْؤْمِنِ فِیْهِ مَنْ فَطَّرَ فِیْهِ صَائِمَاً کَانَ مَغْفِرَةً لِذُنُوْبِه وَ عِتْقَ رَقَبَتِه مِنَ النَّارِ وَ کَانَ لَهُ مِثْلُ اَجْرِه مِنْ غَیْرِ أَنْ یَّنْقُصَ مِنْ اَجْرِه شَیٌ قَالُوْیَا رَسُوْلَ اللهِ لَیْسَ کُلِّنَا یَجِدُمَا یُفَطِّرُ الصَّائِمَ فَقَالَ رَسُوْلُ اللهِ ( ص ) یُعْطِی اللهُ هَذَا الثَّوَابَ مَنْ فَطَّرَ صَائِماً عَلَی تَمْرَةٍ اَوْ شَرْبَةِ ماَءٍ اَوْ مَذْقَةِ لَبْنٍ وَ هُوَ شَهْرٌ اَوَّلُه رَحْمَةً وَ اَوْسَطُه مَغْفِرَةٌ وَ اٰخِرُه عِتْقٌ مِّنَ النَّارِ مَنْ خَفَّفَ عَنْ مَمْلُوْکِهِ فِیْهِ غَفَرَ اللهُ لَه وَاَعْتَقَه مِنَ النَّارِ وَ اسْتَکْثِرُوْا فِیْهِ مِنْ اَرْبَعِ خِصَالٍ خَصْلَتَیْنِ تُرْضُوْنَ بِهِمَا رَبَّکُمْ وَ خَصْلَتَیْنِ لَا غِنَاءَ بِکُمْ عَنْهُمَا فَاَمَّا الْخَصْلَتَانِ اللَّتَانِ تُرْضُوْن بِهِمَا رَبَّکُمْ فَشَهَادَةُ اَنْ لَا اِلهٰ اِلاَّ اللهُ وَ تَسْتَغْفِرُوْنَه وَ اَمَّا الْخَصْلَتَانِ اللَّتانِ لَا غِنَاءَ بِکُمْ عَنْهُمَا فَتَسْئَلُوْنَ اللهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذُوْنَ بِه مِنَ النَّارِ وَ مَنْ سَقٰی صَائِماً سَقَاهُ اللهُ مِنْ حَوْضِیْ شَرْبَةً لَا یَظْمَأ حتَیَّ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ . ( رواه ابن خشیمة فی صحیحه و قال ان صح الخیر و رواه البیهقی و رواه ابو الشیخ ابن حبان فی الثواب باختصار عنهما و فی اسانیدهم علی بن زید بن جدعان و رواه ابن خزیمه ایضا و البیهقی باختدار عنه من حدیث ابی هریرة و فی اسناده کثیر بن زید کذافی الترغیب قلت علی بن زید ضعفه جماعة و قال الترمذی صدهق و صحح له حدیثا فی الاسلام و حسن له غیر ما حدیث و کذا کثیر ضعفه النسائی و غیره قال ابن معین ثقة و قالا بن عدی لم اربحدیثه باسا و اخرج بحدیثه ابن خزیمة فی صحیحه کذا فی رجال المنذری ص 4 ، 7 لکن قال العینی الخبر منکر فتامل )
حضرت سلمان رضی الله عنه می فرماید که رسول اکرم ( ص ) در آخرین روزهای شعبان برای ما وعظ فرمودند که : ای مردم ! ماه بسیار باعظمت و مبارکی به سراغ شما آمده است . در آن شبی است ( شب قدر ) که از هزار ماه بهتر است . خداوند ، روزه این ماه را فرض قرار داده و عبادت شب آن را ( تراویح ) موجب ثواب قرار داده است ، هر کس در این ماه با انجام کارهای نیک ، نزدیکی خداوند را حاصل کند ، چنان است ، که فرضی را درغیر ماه رمضان انجام بدهد و کسی که را فرضی را انجام دهد ، چنان است که هفتاد فرض در غیر ماه رمضان انجام بدهد . این ماه ، ماه صبر است و پاداش صبر جنّت است و این ماه ، ماه غمخواری است . رزق مؤمن ، در این ماه اضافه می شود هر کس روزه داری را افطاری بدهد ، ( موقع افطار چیزی به او بدهد تا بخورد ) این باعث مغفرت و بخشایش گناهان او شده و سبب آزادی گردن ، او از آتش جهنم می شود و به اندازه ی ثواب روزه دار به او هم ثواب می رسد . بدون اینکه از ثواب روزه دار چیزی کم شود . صحابه رضی الله عنهم عرض کردند : یا رسول الله ! هر کس از ما ، توانایی مالی ندارد ، که بتواند برای روزه دار چیزی فراهم کند ، فرمودند : ( لازم نیست او را سیر کند ) این ثواب را خداوند به کسی هم می دهد که حتّی با یک دانه خرما یا یک لیوان آب یا جرعه ای شیر ، روزه داری را افطاری دهد . این ماهی است که اوّلش رحمت و وسطش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است . هر کس در این ماه کارِ غلام و کارگر خود را کمتر کند ، خداوند متعال گناهانش را می بخشاید و او را از آتش دوزخ نجات می دهد ، و در این ماه چهار چیز را زیاد انجام دهید : دو مورد آن موجب رضای خداوند متعال می شود و دو تای دیگر چنان اند که شما به غیر از آنها چاره ای ندارید . آن دو چیز که موجب خشنودی پروردگارتان است ، خواندن ( لَآ اِلٰهَ اِلَّا الله ) و ( اِستَغفار ) است و دو تای دیگر یکی این است که از خداوند جنّت را بخواهید و دوّم ، از آتش دوزخ به او پناه ببرید . هر کس روزه داری را آب بنوشاند خداوند متعال روز قیامت از حوض من ، آبی به او می نوشاند که بعد از آن ، تا داخل شدن به بهشت هرگز تشنه نخواهد شد .
1 - دعاء کردن از خداوند که او را از این بیماری نجات دهد ، مخصوصاً دعاء در اوقات اجابت مانند سجود ، قبل از نماز مغرب در روز جمعه ، بین اذان و اقامه در مسجد ، ثلث اخیر شب و سحرگاه قبل از طلوع صبح و غیره ، و خداوند متعال وعده داده است که کسی که از او چیزی را طلب کند خواسته او را بر آورده میکند ، خداوند میفرماید : " و من اصدق من الله قیلا " " و گفتار چه کسی از گفتار خداوند صادقتر است ؟ " و در سوره بقره میفرماید: " و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب ، اجیب دعوة الداع اذا دعان " یعنی : و ( ای پیامبر ) اگر بنده گانم از تو در مورد من سؤال کنند پس من نزدیک هستم ، دعای دعاکنندگان را اجابت میکنم .
2 - روزه گرفتن ، زیرا اولاً توصیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد برای مهار شهوت ، و ثانیاً هنگام پر خوری شهوت تحریک میشود ولی کمتر خوردن و یا روزه گرفتن از شدت شهوت میکاهد .
3 - چشم پوشیدن از نظر به مناظر شهوت انگیز مانند زنان ، نوجوانان خوش صورت ، مجله و یا فیلمهای مبتذل و غیره ، زیرا شهوت کم کم شروع میشود ولی اگر از همان اول مهار نشود برای تفریغ شهوت فرد را به استمناء و یا زنا میکشاند ، و نا گفته نماند که شیطان یک شخص را پله پله استدراج میکند تا اینکه او را دچار استمناء و یا فاحشه کند .
4 - دوری از اینترنت و تلویزیون هنگام خلوت ، و یا اینکه آنها را مهار و کنترل کند مثلاً از برنامه های فیلتر در کامپیوتر استفاده کند و ماهواره هایی که فیلم های مبتذل نشان میدهند را وارد خانه اش نکند . در واقع بهترین نصیحت ما برای امراض شهوانی مانند زنا ، استمناء ، و غیره این است که اگر ضرورتی نباشد کلاً دست از اینترنت و تلویزیون بکشد ، زیرا اگر کسی سعی کند دست از معصیت های شهوانی بکشد شیطان با مکر و حیله اش او را دوباره توسط اینترنت و یا ماهواره او را به عمل زشت قبلیش بر میگرداند ، مثلاً او را وادار به شنیدن اخبار، مطالب علمی ، پزشکی و از این قبیل اعمال مباح میکند ولی هدفش نزدیک کردن آن شخص به این آلات تکنولوژی می باشد و به محض نزدیک شدن به آنها و شنیدن اخبار و یا نگاه کردن برنامه های مباح پزشکی و غیره کم کم او را وسوسه می کند و دوباره او را به نظر به تصاویر حرام وادار می کند و طبیعتاً برای اشباع غریزه جنسیش نهایتاً او را وادار به استمناء و یا حتی زنا می کند ، و این مکر شیطان به صورت مستمر پله پله همیشه آن را انجام می دهد ، پس بهترین راه دست کشیدن و دور شدن از این وسائل شهوت انگیز می باشد . پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است که : " هر گاه مرد و زنی با هم خلوت کنند شخص سوم آنها شیطان خواهد بود " یعنی آنها را وسوسه به کار حرام میکند ، در واقع امروزه نیز میتوان گفت هر گاه شخصی با اینترنت و ماهواره و این قبیل آلات خلوت کند و نزدیک شود شخص بعدی او شیطان خواهد بود و او را وسوسه خواهد کرد تا اینکه او را وادار به کار حرام کند ، و از آنجاییکه شهوت انسان یک غریزه جنسی بسیار قوی می باشد ، لذا همیشه شیطان از این طریق مکرها و حیله ها دوباره او را وادار به انجام کارهای حرام میکند و دست بردار نمیشود مگر اینکه خود شخص این آلات را کاملاً از خودش دور کند ، و یا اینکه کنترل و تسلط کامل بر این آلات داشته باشد .
5 - از دوست بد دوری کند زیرا بیشتر گناه ها و مصائب سببش دوستهای بد هستند . شاعر میگوید :
تا توانی میگریز از یار بد *** یار بد بدتر بُوَد از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند *** یار بد بر جان و مال و بر ایمان زند
6 - تنهایی و بیکار ماندن از هر بلایی بدتر است ، پس بهتر است که بیکار نماند و وقت فراغ خود را صرف اذکار و عبادت کند ، زیرا اوقات فراغت و مخصوصاً اگر قدرت مالی همراه آن باشد اساس مفسدات جوانان می باشد ، شاعر میگوید : ( ان الشباب و الفراغ و الجِدة *** مفسدة للمرء ایَّ مفسدة ) یعنی : ( بدرستیکه جوانی و بیکاری و مال *** فاسد کننده یک شخص هست آن هم چه مفسدتی ! ) ، و همچنین ضرب المثل عربی میگوید : " الوقت کالسیف ، ان لم تقطعه قطعک " یعنی : " وقت مانند شمشیر می باشد ، اگر با آن قطع نکنی آن تو را قطع میکند " .
7 - خواندن هر چه بیشتر اذکار، قرآن ، نماز های سنت و مشارکت در کارهای خیر دسته جمعی و غیره
منبع مطلب : سایت پرسش و پاسخ و فتوای اهل سنت
( islampp.com )
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید